نقد، بررسی و نظرات کتاب خاطرات یک آدمکش - کیم یونگ ها

آرثئا
۱۴۰۵/۰۱/۱۸
فصل اول این کتاب واقعا قشنگ بود، هم جذابیت و کشش داشت و هم یه پیام خیلی واضح رو میرسوند؛ اینکه خاطرات بخش بزرگی از شخصیت ماست و گذشته و آینده، حال ما رو شکل میده، به‌علاوه مفهوم جنایات رو هم از نظر یه قاتل بررسی کرده بود. موضوعش هم خاص و متفاوت بود و همین باعث میشد از دید من یه خلاقیت و تازگی توی متن باشه. سبک نوشتارش که به صورت یادداشت‌های کوتاه بود کاملا به اون آشفتگی ذهنی شخصیت می‌اومد و خیلی مرموزش کرده بود. از طرفی پر از عبارات جالب و تامل‌برانگیز بود و خیلی جاها هم یه حقیقت تلخ و سردی توش داشت که تاثیر زیادی میذاشت. پایان داستانِ اول هم غیرقابل پیش‌بینی بود و باوجود اینکه یه سری ابهامات ایجاد میکرد، اما به نظرم خیلی با فضای داستان همخوانی داشت. تجربه‌ی زندگی از دریچه‌ی نگاه یه فرد مبتلا به آلزایمر برای من دید جدیدی بود که تو هیچ کتابی باهاش روبه‌رو نشده بودم از این نظر، این کتاب خیلی برای من متفاوت، هیجان‌انگیز و پر کشش بود اما تا همین جا! ‌ای کاش که کتاب یه داستان کوتاه بود که همینجا تموم میشه و به اندازه‌ی همون فصل یعنی حدود ۸۰ صفحه بود. اگه فقط داستان اول رو در نظر بگیرم کتاب واقعا خوبی بود که ارزش خوندن داشت ولی به خاطر بقیه‌ی فصل‌ها سه ستاره میدم چون نکته‌ی قابل تاملی توشون ندیدم. مفهومشون رو درک نکردم و حداقل سلیقه‌ی من نبودن!
راستش من اصلا پوینت داستان دوم (منشا زندگی) رو نگرفتم چون برام زیادی سطحی بود و اصلا پیام واضحی توش ندیدم، و مخصوصا داستان آخر (نویسنده) خیلی از دیدم عجیب بود. شبیه یه کمدی اغراق شده‌ی تلخ و دور از انتظار بود که به نظرم کلیشه‌ای_از اون کلیشه‌ها که دیگه مورد پسند نیستن_می‌اومد. در کل فقط داستانِ اول رو دوست داشتم و باقیش رو نپسندیدم.
دلارام کاشانی
۱۴۰۴/۰۶/۰۹
داستان اولی شبیه به سناریو فیلم father بود با بازی آنتونی هاپکینز و در مجموع خوب بود. داستان دوم انگار یه جور وجدان پذیری برعکس بود و موضوع جالبی داشت ولی تمرکز نویسنده روش کم بود و وقایع خیلی با سرعت رد میشدن. داستان سوم یکم بی سر و ته بود و زیادی سیاه نمایی میکرد، حتی توضیح درستی از تغییر روانی شخصیت ها نمیداد. داستان سوم به نظر من یه جور کمدی سیاه بود و صحنه های خنده اور زیادی داشت اصلا اولش هم با یه جور جک شروع میشد. در مجموع خوب بود ولی خیلی تاثیر گذار یا عالی نبود.
بهار
۱۴۰۵/۰۲/۰۲
راستش حالا که دارم نظرم را می نویسم، از ساعت خوابم گذشته و به شدت خوابم میاد واقعاً جذاب بود برام به طوری که نمیتوانم توصیفش کنم اما باید بگم، احساسی در من زنده کرد و بشدت با روند داستان به خصوص داستان اول ارتباط گرفتم داستان دوم هم جذابیت زیادی داشت، (من بلال ذرت نیستم) واقعاً عمق داستان مرا به فکر فرو برده و فکر میکنم من امشب تا صبح به این کتاب فکر کنم ممنون از مترجم و زحمات زیادش
پرهام
۱۴۰۵/۰۱/۲۴
۶۰ الی ۷۰ درصد کتاب جالب و دربرگیرنده مخاطب هست اما خب بعضی بخش‌ها و روایت‌ها کمی مخاطب و خواننده رو دور می‌کنه از کتاب
معصومه هاونگی
۱۴۰۵/۰۱/۰۹
خاطرات یک آدمکش بی نظیر بود (خدایی که مرا آفریده اکنون کنترل مرا رها کرده) اگر شیطان را بشناسی که دیگر شیطان نیست
HamidReza Abedi
۱۴۰۴/۰۶/۰۳
فقط از داستان اول خوشم اومد خیلی سوژه تازه و بکری داشت داستانهای بعدی مایه اتلاف وقت و کسالت من بودند
الهام قنبری
۱۴۰۴/۰۵/۱۲
داستان اول خیلی قشنگ گیرا بود اما بعدش خیلی بی معنی شد حقیقتا من نپسندیدم دو ستاره هم برلی اول داستان دادم
👋 سوالی دارید؟