نظر آرثئا برای کتاب خاطرات یک آدمکش

خاطرات یک آدمکش
کیم یونگ ها، صدیقه اوشنی
۳.۶(امتیاز ۷ نفر)
آرثئا
۱۴۰۵/۰۱/۱۸
فصل اول این کتاب واقعا قشنگ بود، هم جذابیت و کشش داشت و هم یه پیام خیلی واضح رو میرسوند؛ اینکه خاطرات بخش بزرگی از شخصیت ماست و گذشته و آینده، حال ما رو شکل میده، به‌علاوه مفهوم جنایات رو هم از نظر یه قاتل بررسی کرده بود. موضوعش هم خاص و متفاوت بود و همین باعث میشد از دید من یه خلاقیت و تازگی توی متن باشه. سبک نوشتارش که به صورت یادداشت‌های کوتاه بود کاملا به اون آشفتگی ذهنی شخصیت می‌اومد و خیلی مرموزش کرده بود. از طرفی پر از عبارات جالب و تامل‌برانگیز بود و خیلی جاها هم یه حقیقت تلخ و سردی توش داشت که تاثیر زیادی میذاشت. پایان داستانِ اول هم غیرقابل پیش‌بینی بود و باوجود اینکه یه سری ابهامات ایجاد میکرد، اما به نظرم خیلی با فضای داستان همخوانی داشت. تجربه‌ی زندگی از دریچه‌ی نگاه یه فرد مبتلا به آلزایمر برای من دید جدیدی بود که تو هیچ کتابی باهاش روبه‌رو نشده بودم از این نظر، این کتاب خیلی برای من متفاوت، هیجان‌انگیز و پر کشش بود اما تا همین جا! ‌ای کاش که کتاب یه داستان کوتاه بود که همینجا تموم میشه و به اندازه‌ی همون فصل یعنی حدود ۸۰ صفحه بود. اگه فقط داستان اول رو در نظر بگیرم کتاب واقعا خوبی بود که ارزش خوندن داشت ولی به خاطر بقیه‌ی فصل‌ها سه ستاره میدم چون نکته‌ی قابل تاملی توشون ندیدم. مفهومشون رو درک نکردم و حداقل سلیقه‌ی من نبودن!
راستش من اصلا پوینت داستان دوم (منشا زندگی) رو نگرفتم چون برام زیادی سطحی بود و اصلا پیام واضحی توش ندیدم، و مخصوصا داستان آخر (نویسنده) خیلی از دیدم عجیب بود. شبیه یه کمدی اغراق شده‌ی تلخ و دور از انتظار بود که به نظرم کلیشه‌ای_از اون کلیشه‌ها که دیگه مورد پسند نیستن_می‌اومد. در کل فقط داستانِ اول رو دوست داشتم و باقیش رو نپسندیدم.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟