نقد، بررسی و نظرات کتاب خاطرات یک آدمکش - کیم یونگ ها
3.6
7 رای
داستان اولی شبیه به سناریو فیلم father بود با بازی آنتونی هاپکینز و در مجموع خوب بود. داستان دوم انگار یه جور وجدان پذیری برعکس بود و موضوع جالبی داشت ولی تمرکز نویسنده روش کم بود و وقایع خیلی با سرعت رد میشدن. داستان سوم یکم بی سر و ته بود و زیادی سیاه نمایی میکرد، حتی توضیح درستی از تغییر روانی شخصیت ها نمیداد. داستان سوم به نظر من یه جور کمدی سیاه بود و صحنه های خنده اور زیادی داشت اصلا اولش هم با یه جور جک شروع میشد. در مجموع خوب بود ولی خیلی تاثیر گذار یا عالی نبود.
راستش حالا که دارم نظرم را می نویسم، از ساعت خوابم گذشته و به شدت خوابم میاد واقعاً جذاب بود برام به طوری که نمیتوانم توصیفش کنم اما باید بگم، احساسی در من زنده کرد و بشدت با روند داستان به خصوص داستان اول ارتباط گرفتم داستان دوم هم جذابیت زیادی داشت، (من بلال ذرت نیستم) واقعاً عمق داستان مرا به فکر فرو برده و فکر میکنم من امشب تا صبح به این کتاب فکر کنم ممنون از مترجم و زحمات زیادش

راستش من اصلا پوینت داستان دوم (منشا زندگی) رو نگرفتم چون برام زیادی سطحی بود و اصلا پیام واضحی توش ندیدم، و مخصوصا داستان آخر (نویسنده) خیلی از دیدم عجیب بود. شبیه یه کمدی اغراق شدهی تلخ و دور از انتظار بود که به نظرم کلیشهای_از اون کلیشهها که دیگه مورد پسند نیستن_میاومد. در کل فقط داستانِ اول رو دوست داشتم و باقیش رو نپسندیدم.