کتاب ایجاد انگیزه در کارکنان نوشتهی مکس مسمر، راهنمایی برای مدیران و متخصصان منابع انسانی است تا بتوانند با ایجاد محیطی پویا و سرزنده، راندمان و بازده کاری کارکنان را بالا ببرند و آنها را نسبت به محیط کارشان متعهدتر و علاقهمندتر کنند. این کتاب از مجموعه کتابهای «دامیز» نشر آوند دانش است.
دربارهی کتاب ایجاد انگیزه در کارکنان
گردهم آوردن تعدادی از افراد برای اینکه در جهت هدف خاصی با یکدیگر همکاری کنند، قطعاً کار پرچالشی خواهد بود؛ چرا که هرکس پیچیدگیهای ذهنی و رفتاری خاص خودش را دارد که هماهنگ شدنشان با یکدیگر میتواند همهچیز را از آنچه تصور میشود سختتر و چالشبرانگیزتر کند. مدیریت افراد در کنار هم و مهمتر از آن، رساندن آنها به بالاترین حد از بهرهوری، کاری است که به دانش مدیریتی بالا نیاز دارد. همان چیزی که مکس مسمر (Max Messmer) در کتاب ایجاد انگیزه در کارکنان (Motivating Employees For Dummies) دربارهاش مینویسد.
فرقی نمیکند مدیر تعداد اندکی کارمند در یک شرکت کوچک باشید، یا رئیس یک شرکت کلان که صدها نفر کارمند دارد. در هر دو صورت شما نیرویی موثر به نام منابع انسانی در اختیار دارید که وظیفهی هدایت و مدیریت کردن آنها به عهدهی شماست. کارمندان نیز بر طبق قراردادی که با شما دارند، تضمین انجام کار را به شما میدهند؛ اما اینکه بتوانید آنها را به بالاترین حد از بازدهی و شکوفایی استعدادها و پتانسیلهایشان برسانید، کاری است که تنها با داشتن دانش مدیریتی انجام میشود.
مکس مسمر در کتاب حاضر توضیح میدهد که یکی از عوامل بالا بردن انگیزه و اشتیاق در کارکنان، نشان دادن همین نکته به آنهاست که شما اساساً به محیط کار و آنچه که آنها تجربه میکنند، اهمیت میدهید. شما خبر دارید که در هر بخش از کار چه اتفاقهایی میافتد و هرکس در انجام کارش با چه سختیهایی روبهروست. باید به آنها نشان دهید که نه یک نام دورازدسترس، بلکه ادارهکنندهای توانمندید که میتوانند با خیال راحت به شما اطمینان کنند.
مسئلهی دیگر، ایجاد فرصت برای رشد و ترقی کارکنان است. این رشد و ترقی تنها به معنی ترفیع شغلی نیست، بلکه آنها در هر سطحی از تخصص باید امکان و فرصت این را داشته باشند که جدیدترین آموزشها در حوزهی خود را دریافت کنند. چیزی که مهم است این است که شما به عنوان مدیر، باید اختیار امور را به دست بگیرید، اما همچنان به آنها یک زمین بازی بدهید تا فرصتهای نوآورانه را کشف کنند. به زبان ساده، شما باید به عنوان مدیر به توصیهها، انتقادات، پیشنهادات و راهکارهای کارکنانتان گوش بدهید، اگر امکان داشت آنها را اجرا کنید و اعتبار کار انجامشده را نیز به آنها نسبت دهید. این نه تنها فرصتهای مناسبی برای رشد و ترقی شرکت و سازمان به وجود میآورد، بلکه اعتماد کارکنان را نیز بالا میبرد و به آنها انگیزهای برای دخیل شدن بیشتر در کار میدهد.
کتاب ایجاد انگیزه در کارکنان مملو از این توصیهها برای ایجاد فضای کاری پویاتر و بانشاطتر است. این کتاب را با ترجمهی حسام سعیدی در اختیار دارید.
در نکوداشت کتاب ایجاد انگیزه در کارکنان
- مکس مسمر در زمینهی انگیزه بخشیدن به کارکنان یک متخصص است. (تونی لی)
کتاب ایجاد انگیزه در کارکنان برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای مدیران و کارشناسان منابع انسانی مناسب است و به آنها کمک میکند روشهای افزایش بهرهوری و انگیزه کارکنان را بیاموزند.
در بخشی از کتاب ایجاد انگیزه در کارکنان میخوانیم
کلِر صبح دوشنبه که از خواب بیدار شد، نمیتوانست خودش را از تختخواب جدا کند (خب البته نهایتاً این کار را کرد، اما تمام مسیر را با اخم و ناراحتی طی کرد و با ده دقیقه تأخیر به شرکت رسید.) این بیمیلی ناشی از گذراندن تعطیلات آخر هفتهاش نبود بلکه او دچار بیانگیزگی شده بود. فقدان انگیزه در کارکنان در یک شب رخ نمیدهد، بلکه ناشی از نفوذ تدریجی بیتفاوتی و ناامیدی در فرد است. مطمئناً برای همهی کارکنان روزهایی بوده که نسبت به شغلشان احساس بیعلاقگی داشتهاند. اما این امر کاملاً طبیعی است. اینکه هرازگاهی روز بدی را در محل کار خود تجربه کنید به معنی بیانگیزگی نیست، بلکه زمانی باید بیانگیزگی را بهعنوان یک مشکل در نظر گرفت که تبدیل به یک الگوی رفتاری شده باشد. البته این امر برای افرادی که در سراشیبی بیتفاوتی و ناامیدی هستند، بسیار سریعتر اتفاق میافتد و برای بسیاری دیگر نیز این فرایند بهصورت تدریجی رخ میدهد.
نکتهی مهم برای خروج از این وضعیت، شناسایی علل آن است که البته این امر نیز میتواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. اما پیش از اینکه با دلایل بیانگیزگی آشنا شوید، باید دلایل ایجاد انگیزه را بدانید. در اغلب موارد انگیزش در یک پاداش، یا یک چیز ارزشمند نهفته است. افراد میخواهند از هوش، استعداد، مهارت، و دانش خود به نحو احسن استفاده کنند. استفاده از این مفاهیم در محل کار به این معنی است که کارکنان باید به ارکان سازمان تبدیل شوند، و سپس باید به این کار خود احترام بگذارند. اما چگونه میتوانند با سازمان همکاری کنند و دقیقاً با همان خصوصیات متفاوت فردیای که دارند، به رسمیت شناخته شوند. بهعنوانمثال، برخی از کارکنان که ترجیح میدهند بهعنوان جزئی از یک گروه کار کنند ممکن است به دریافت یک پاداش گروهی راضی باشند، اما برخی دیگر ممکن است بهصورت مستقل کار کنند. اگر شما تلاشهای آنها را بهصورت جزئی از یک گروه در نظر بگیرید، نهایتاً با یک کارمند بیانگیزه مواجه خواهید شد.
بله

















