بنظرم تجربه اش را زیبا و با معنی به تصویر کشید. سلامت روان دختر، عزت نفسش، مرزهایش، اهمیت دادنش را دوست داشتم. هرچند بعضی جاها شاید نا مفهوم بنظر می رسید مثل جاییکه میخواست حال دوستشو توصیف کنه و گفت فلان سال در صورتی که ما خیلی جلوتر رفته بودیم و من نمیدونستم منظورش اینه با این دوستش از اون سال دوسته یا اون اتفاق توی اون سال افتاد و کلا میتونست بهتر داستان ها را به روایت بکشه شاید انتظار ما از کتاب چیز دیگریست و این شبیه خواندن دفترچه خاطرات بود اما در هر صورت وقتی به صفحه آخر میرسی میفهمی مفهوم این کتاب چقدر زیبا بود و منو با خدای خودم آشتی داد
نویسنده در کتاب خالصانه هر آنچه برایش اتفاق افتاده بود در مورد خاستگارانش نوشته بود. به دلایل مکتوب در کتاب با خواستگاران زیادی هم فاز نبود که ملزم به ورود به زندگی متأهلی بشود. در نهایت با مردی هم کلام شد که نه خودش بلکه دوستش به او متمایل بود ولی این امر و این مکالمه علتی شد برای شروع زندگی متأهلی خودش با آن مرد.
جالب بود. ولیای کاش داستانها را با جزئیات بیشتری تعریف میکرد. بازه زمانی چندتا از داستانهای آخر هم در یک راستا نیست. با این حال این که به عنوان یک دختر ایرانی مثل همه ماها از خواستگاران و مراحل ازدواجش با زبان ساده و صمیمی تعریف کرده خیلی دوست داشتنی بود.
این کتاب احمقانه ترین بی معنا و مفهوم ترین مطالبی بود که در عمرم خواندم. نمی دانم چرا یک دختر خانم باید چنین متن سخیفی بنویسد و بعد کسی هم تصمیم به چاپش بگیرد. واقعا فکر نمی کردم با چنین سطور بی محتوایی مواجه شوم. متاسفم.
راستش اینکه بیشتر از ۱۰ سال طول کشید تا بالاخره تونست ازدواج کنه، منو ترسوند😂ولی اینکه اینقدر نگاه بالغانه ای از اول داشت رو دوست داشتماز عزت نفس دختره هم لذت بردم هم احترام هم عزت نفس هم بلوغ رفتاری رو میشد تو حرفا دید