کتاب حرفی برای گفتن - جلد دوم، مجموعهای از مقالات ابراهیم فرجی پور لاکه در باب ورزش کوهنوردی را در بر دارد. نویسنده در هر مقاله با تمرکز بر موضوعی خاص، در مورد احساسات، تجربههای زیسته و حوادثی که پشت سر گذاشته، قلم زده است تا خوانندگان علاقهمند به این ورزش را با خود همراه کند.
دربارهی کتاب حرفی برای گفتن - جلد دوم
برای بسیاری از ما ممکن است کوهنوردی در نگاه اول ورزشی خطرناک به نظر برسد که مشقت بسیاری را به کوهنورد تحمیل میکند اما این فقط ظاهر امر است، چراکه در دل این ورزش تجربههایی نهفته است که هر انسانی پس از چشیدن طعم آن، به نگاه تازهای دست پیدا خواهد کرد. به همین خاطر ابراهیم فرجی پور لاکه سعی دارد تا با قلم خود زیباییهای دور از چشمماندهی این ورزش شگفتانگیز را در کتاب حرفی برای گفتن - جلد دوم در اختیار مخاطبان قرار دهد.
ابراهیم فرجی پور لاکه که سالها در زمینهی کوهنویسی فعالیت داشته و مقالات مختلفی در این باره برای نشریاتی مثل فصلنامهی کوه، کوه سرفراز در البرز و... به رشتهی تحریردرآورده، سالها بهعنوان کارشناس ورزش در ادارهی ورزش شرکت سایپا مشغول فعالیت بوده است. او در سال 1370 گروه کوهنوردی خودروسازی سایپا را تأسیس کرد و به مدت هجده سال عضوی از کادر و سرپرست این گروه بود. در سال 1381 در کنار همراهان و دوستانش گروه کوهنوردی کارگران کشور را به راه انداخت و در طی سالیان متمادی افتخار فتح قلههای بسیاری نظیر کلیمانجارو، مراپیک در نپال و... را به نام خود ثبت کردند.
ابراهیم فرجی پور لاکه در کتاب حرفی برای گفتن - جلد دوم علاوه بر اینکه در مقالههایی تحت عنوان «عشق به کوهستان ما را تا کجا میبرد» و «انسان و کوه» از احساسات خود نسبت به کوه و کوهنوردی میگوید، تجربهها و شرح حوادث مختلف و دیدگاههای خود را نیز در قالب مقالات مختلفی مثل «مرگ سرد»، «فرهنگ کوهنویسی» و «اخلاق در کوهنوردی» به رشتهی تحریر درآورده است. اثری متفاوت و خواندنی که انتشارات سبزان برای نشر آن اقدام کرده است.
کتاب حرفی برای گفتن - جلد دوم برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به ورزش کوهنوردی علاقه دارید و برای مرور تجربیات افراد باسابقهی این عرصه مشتاقید و یا اگر قصد دارید با نحوهی ثبت و نگارش تجربیات کوهپیمایی و کوهنوردی آشنا شوید، مطالعهی این کتاب برایتان جذاب و مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب حرفی برای گفتن - جلد دوم: مجموعه مقالاتی درباره کوه و کوهنوردی میخوانیم
سالهای قبل با چند نفر از دوستان برنامه کوهنوردی داشتیم و به خاطر دارم وقتی قله را صعود کردیم طبق معمول همه خوشحال و برخی ابراز رضایت میکردند که کار تمام شد و قله را صعود کردیم. یکی از دوستان سخنی نگفت و به قولی ابراز احساسات نکرد و همانند بقیه شادمان نبود. پس از اتمام برنامه وقتی بهاتفاق به درب منزل رسیدیم ایشان نگاهی به من کرد و گفت الان صعود کردیم، و من متعجب شده و از ایشان جویا شدم که منظور چیست؟ و او گفت کوهنوردی و موفقیت در صعود یعنی از مبدأ تا مقصد و اگر در راه اتفاقی میافتاد تصور بر این است که موفقیت حاصل نشده پس هماکنون حرف خود را تصحیح کنیم که وقتی به منزل رسیدیم یعنی صعود موفقی داشتیم. به این خاطر بر آن شدم دلنوشتهای در این خصوص عرضه دارم. از دوست دیگری همیشه میشنیدم که میگفت وقتی کوهنوردان سر قرار و بهموقع حاضر میشوند نیمی از صعود انجام گرفته و موارد مشابه که از تجارب بجا مانده و نقلقولهای بزرگان و نخبگان کوهنوردی که بیتردید در عرصه کار و در طول زمان تجربه اندوخته شده و همگی درسهایی است که لازمهاش یادآوری و گفتمان برای نسل جوان و علاقهمندان مفید خواهد بود.
در اغلب برنامههای کوهنوردی همواره تأکید و تذکر بر این است که از وسایل حملونقل عمومی استفاده شود و از آوردن وسایل نقلیه شخصی خودداری گردد چون طبق تجارب به دست آمده در سالهای اخیر شاهد حوادث تلخی در حین رانندگی برای برخی از همنوردان بودهایم که ناگوار و دلخراش بوده است. به این خاطر از زمان خروج از منزل و رسیدن به محل برنامه و نیز مراحل طی کردن مسیر قله و ایستادن بر فراز آن و نیز برگشت به محل و دامنه کوه و سپس مراجعت به منزل همه از مواردی است که لازمهاش احتیاط و مراقبت از خویشتن میباشد، تا صعودی دلنشین و خاطری خوش در کارنامه بماند. بیتردید خوانندگان ملتفت هستند که در سالهای اخیر و درگذر تاریخ کوهنوردی شاهد حوادث و تصادفات متعددی بودهایم که پس از اجرای برنامه و یا قبل از آن رخ داده و همه را متأثر کرده است، که نگارنده از یادآوری موارد و ذکر آنها خودداری کرده و قصد اطاله کلام ندارم.
بله

















