تا این لحظه، بهترین کتابیه که در کتابراه مطالعه کردم. موضوعی بکر و جذاب که به نوعی تاریخ شفاهی جنگ ویتنام محسوب میشه منتها در قالب یک رمان جذاب ارائه شده. شاهکار نویسنده نه در توصیف صحنه های معاشقه ی آتشین، نه در تصویرسازی روابط جنسی هرزه گرایانه که در بیشتر کتاب ها به چشم می خوره، نه در تعدد شخصیت ها و قهرمان ها و نه خلق کاراکترهایِ سطحی و نازلی مثل مردان جوان خوش تیپ و زنان عشوه گر و لوند هست، بلکه شاهکار او خلق حماسه ی محبت میان دو پیرمرد از دو فرهنگ کاملا متفاوت و از دو کشور دشمن با یکدیگره. همچنین ما در آخرین صفحات کتاب با چنان موضوع شوکه کننده ای درباره ی نوه ی پیرمرد مواجه میشیم که واقعا ما رو به تحسین قدرت تخیل نویسنده وامیداره. خوندن این کتاب رو حتما توصیه میکنم. به تمام کسانی که به دنبال محتوایی عمیق و نجیب و محترمانه هستند.
داستان درباره پیرمردیه که پسر عروس و همه مردم روستای خود را توی جنگ از دست داده و به ناچار پناهنده میشه و تنها کسی که مانده نوه چند روزهاش هست که برای اون مجبور به مهاجرت و تحمل اتفاقاتی که براش توی شهر جدید و مردم که زیونشونو بلد نیست میفته توی اون شهر با مردی اشنا میشه با این که زبون همو نمیفهمن با هم دوست میشن و داستان تا نزدیک اخر با همین دوست و نوهاش روایت میشه و جاهایی که میگردن و خاطرات پیر مرد و در اخر هم به خانه سالمندان میبرنش و فرار میکنه و دوباره به دوستش برمگیرده و توی شهر بزرگ پیداش میکنع و به نظرم محتوا زیاد عمیقی نداشت و فقط داره چند ماه زندگی جدید یک پیر مرد با نوهاش رو روایت میکنه
سلام وقت بخیر در این کتاب سیر داستانی زیبایی رو همراه یک ترجمه روان تجربه میکنید. در این داستان به زیبایی رنج و سختی حاصل از جنگ و ویرانی رو میشه خوند و لذت برد. آقای لین تنها بازمانده از یک خانواده، زخمی از جنگ بعد از مهاجرت اجباری تصادفا بافردی آشنا میشه و داستان حول محور این دو دوست ادامه داره. اینجا به خوبی نشان داده میشه که برای دوستی و ایجادحس خوب هم زبانی شرط اصلی نیست قلبهای زخم خورده را میتوان تنها با محبت خوابیده در نگاهها درمان کرد. تنها نقطه ضعفی که میتونم بگم تکرار برخی جملات و موقعیتها بود که میشد بهتر بیان بشن. این موضوع سیر داستان رو جذاب تر میکرد.
ممنون از کتابراه عزیز
همین الان خوندن این کتابو تموم کردم، نمیدونم چی بگم، انگار یه بغضی تو گلومه و میخوام گریه کنم اما نمیتونم، نمیدونم واقعا نمیدونم زیباست یا نه، دو جا وقتی ادامه داستانو حدس زدم امیدوار بودم که نه اینجوری نباشه ولی خیلی بی رحمانه همون جوری شد، خوندنش یه دردی داره و در همین حین برای دیدن خوشحالی، حال خوب و زندگی خوبش در ازای دردا و سختیایی که تحمل کرده به خوندش ادامه میدی و تا آخرشو میخونی و در آخر امیدواردم توی دنیای دیگه آقای لین یه زندگی راحت و خوب داشته باشه کنار خانواده دوست داشتنیش و دوست عزیزش
این اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم، و واقعا لذت بردم از چیدمان کلکسیونی از احساسات در این حجم اندک از کتاب، از ترس و سوگ و فقدان و وطن دوستی و غربت گرفته تا شادی بقا و نجات و سکون و دوستی، و تحسین بعدی من از نویسنده اینجاست که همه اینها در نثری روان و ساده بدون پیچ و تاب و ادبیات خاص ادیبان، داستانی جهانشمول که مخصوصا ساکنان فعلی خاورمیانه بخوبی اون و درک میکنن. آقای کلودل خواننده رو هم به گریه میندازه هم احتراممون به نوع بشر رو بیشتر میکنه.
نوه آقای لین نوشتهٔ فیلیپ کلودل رمانی کوتاه، بسیار تلخ و احساسی است. پایانش معنای بسیاری از اتفاقات قبلی را که خواندی و ساده انگاشتی راتغییر می دهد. یکی از جذاب ترین رمان های غمگین، روان شناختی و درباره فقدان و تنهایی بود که خوندم و بسیار در پایان منقلب شدم. صادقانه بگم گریه کردم و متاثر شدم از درد عمیق پیرمرد. جنگ با ما چه میکند. عزیزانمان را می برد. بسیار ممنونم از نویسنده اثر. فوق العاده و عمیق به فقدان اشاره میکند.
رمانی به ظاهر ساده و آرام میباشد ولی در واقع لایههای بسیار و پر مفهوم دارد و معنای اوارگی / تنهایی و فقدان / و عدم دوستی و حتی امید به زیبایی بیان میشود اما بار عاطفی داستان سنگین است در تمام داستان ریتمی سوگوارانه وجود دارد که قلب خواننده را به درد میآورد مفاهیم فقدان و سوگ به ویژه فقدان وطن فقدان خانواده و فقدان هویت به خوبی ترسیم شده پایان کتاب هم واقعا به یاد ماندنی هست در یک کلمه عالی بود. با تشکر از کتابراه
همیشه صبح می آید. همیشه روشنایی می آید. همیشه فردایی هست... کتابی جالب و دوست داشتنی با خط داستانی بسیار کشنده. دست مریزاد آقای کلودل که توی یه رمانک ۱۰۰ صفحه ای تونستی همه چیز رو جا بدی. هرچیزی که شما از یک رمان بخواید توی این کتاب هست. دراما مسئولیت امید تلخی روزگار دوستی بدی جنگ پایان دلچسب و... ترجمه هم که نیازی به تعریف کردن نداره ناسلامتی مترجم آقای شهدی هستش
داستانی که نه تنها ذهن شما بلکه تمام قلب و روحتون رو تسخیر میکنه.. نویسنده به خوبی تونسته انسانیت و مهربانی رو در عین سادگی روایتش به زیبایی به تصویر بکشه برای خواننده. با اقای لین خندیدم گریه گردم خوشحال شدم… اقای لین مردی که هرگز ناامید نشد و گاهی واقعا ادما فقط نیاز به یک دلیل دارن تا امیدوار بمونن حتی اگه توی بدترین شرایط باشن.
خوب بود تاحدودی سرگرم کننده، بیشتر توصیفات وحوادث تکرار روزمرگی های آقای لین بود ولی ارزش یک بار خواندن شاید داشته باشد در شرایط الان که ماهم درحال جنگ با امریکا هستیم الان امریکا متمدن تر شده شهرها و روستاها را فعلا خراب نمیکند ولی انگار با توجه به این داستان روستاهای ویتنام را خراب کرده و مردم را آواره
جالب بود. جنگ و ویرانی، ترک کشور، کشته شدن عزیزان و دوستان، خیلی سخته. وارد کشوری میشی که نمیتونی با زبان خودت ارتباط برقرار کنی، با هموطنان خودت نمیتونی صحبت کنی. و با کسی احساس راحتی میکنی که ساکن اون کشور و زبانش نمیدونی و اون شخص هم همینطور
لعنت به کسانی که باعث جنگ وویرانی وکشت وکشتار میشوند کتاب تاثیر گذاری بود انسانهای سراسر کره زمین با هم خوب ومهربان هستند و تنها سیاستمداران هستن که انگار از جنگ سیر نمیشوندو لذت میبرند ترجمه عالی باتشکر از کتابراه
بسیار بسیار زیبا و تأثیر گذار بود، نشان دهنده ی اینکه انسانیت فراتر از مرز و زبان و فرهنگ و... هست. شاید اگر پایان کتاب بعد از تصادف با مرگ آقای لین تمام میشد بهتر بود. در مجموع به شدت توصیه میکنم بخونیدش.
جالب و دردناک. شخصیت های اصلی کتاب خیلی زیاد نیستند شاید فقط آقای لین و دوستش باشن بقیه نقش محوری ندارند. خیلی هنرمندانه آسیب های ناشی از جنگ را بر پیرمردی جنگ زده در کشور غربت به تصویر کشیده