کتاب داستان نویسی جریان سیال ذهن به قلم حسین بیات اثری پژوهشی و تحلیلی است که بر نقد و بررسی شیوهی جریان سیال ذهن در عرصهی داستاننویسی جهان و ایران تمرکز دارد. نویسنده در این کتاب چگونگی پیدایش و گسترش این شیوهی داستاننویسی را شرح میدهد و افزونبر بررسی ویژگیهای آن، جایگاهش را در ادبیات داستانی ایران واکاوی میکند.
دربارهی کتاب داستان نویسی جریان سیال ذهن
دنیای داستان و رمان چنان عرصهی فراخ و گستردهای است که سبکها، مکتبها، اسلوبها و تکنیکهای مختلفی را در دل خود جای داده است. شیوهی روایت جریان سیال ذهن، ازجملهی این سبکهای روایی است که در حدود صد سال پیش، از دل جهان غرب سر برآورد و طولی نکشید که به ادبیات سایر نقاط جهان نیز سرایت کرد. روشی که پیچیدگیهای خاص خود را دارد و همچنان بسیاری از ادیبان و منتقدان در تلاشند تا به شرح علمی و دقیقی نسبت به آن دست یابند. ازاینرو، حسین بیات نیز در کتاب داستان نویسی جریان سیال ذهن بر آن است تا بتواند به سهم خود نقشی در تشریح و تبیین این سبک از روایت داشته باشد.
شرحی بر پیدایش و گسترش شیوهی جریان سیال ذهن
این کتاب آموزش نویسندگی به شکل مفصل به عوامل و نظریاتی که باعث شکلگیری شیوهی جریان سیال ذهن در غرب شدند، میپردازد. همچنین ویژگیها و اصول داستاننویسی این سبک را در ایران بررسی میکند و تفاوتهای آن را با داستاننویسی غرب برمیشمرد. افزونبر اینها، ویژگیهای زبانی آثاری را که به این شیوه نگاشته شدهاند، مورد بررسی قرار میدهد و ارتباط زبان و معنی را در این گونه آثار میسنجد.
حسین بیات در کتاب داستان نویسی جریان سیال ذهن، آثار نویسندگانی را که به این سبک قلم زدهاند، واکاوی میکند و تفاوتهای آنها را مییابد. همچنین ارتباط میان آثار جریان سیال ذهن و زبان شعر را مورد واکاوی قرار میدهد تا جنبههای شعری این داستانها را آشکار سازد. بهعلاوه، او جایگاه مخاطب را در مواجهه با داستانها و رمانهای سیال ذهن و تفاوت خواندن این نوع داستانها نیز بررسی میکند.
حسین بیات در کتاب داستان نویسی جریان سیال ذهن از چه میگوید؟
این کتاب مشتمل بر سه بخش است که تحت عناوین «پیدایش داستاننویسی جریان سیال ذهن در غرب»، «ویژگیهای آثار جریان سیال ذهن» و «شیوهی جریان سیال ذهن در ادبیات داستانی ایران» ارائه شدهاند. حسین بیات در فصل اول این کتاب آموزش نویسندگی، تاریخچهی داستاننویسی غرب قبل از قرن بیستم و اوایل این قرن را مرور میکند، پیشینهی تمایل نویسندگان به بازنمایی افکار ذهنی را وامیکاود و از چگونگی پیدایش و ادامهی شیوهی جریان سیال ذهن سخن به میان میآورد.
مؤلف کتاب داستان نویسی جریان سیال ذهن، در فصل دوم، این سبک روایی را از زوایای مختلفی نظیر «ترفندهای نزدیک کردن زبان داستان به زبان ذهن» و «زمان و طرح داستانی» مورد بررسی قرار میدهد. بیات در فصل بعد به سراغ داستاننویسی فارسی میرود و این شیوهی روایت را هم در داستاننویسی پیش از قرن چهاردهم مرور میکند و هم با جزئینگری افزونتری این شیوه را در آثاری میجوید که از ابتدای قرن چهاردهم تا به امروز شکل گرفتهاند. او جریانهای مهم ادبی ایران را مثل جریان مدرن، نویسندگان مکتب اصفهان، نویسندگان پیشگام و... را نیز به دایرهی تحلیلهای خود اضافه میکند و به آثار نویسندگانی همچون صادق هدایت، بهرام صادقی، عباس معروفی و... که از این سبک بهره بردهاند، نگاه میاندازد.
به این ترتیب میتوان گفت حسین بیات با نگارش کتاب داستان نویسی جریان سیال ذهن اثری شایستهی توجه را گردآوری کرده است که به شکلی جامع به مقولهای مهم در دنیای نویسندگی پرداخته است. گفتنیست که این کتاب به همت انتشارات علمی و فرهنگی روانهی بازار کتاب شده است.
کتاب داستان نویسی جریان سیال ذهن برای شما مناسب است اگر
- به نویسندگی علاقه دارید و میخواهید سبک روایی جریان سیال ذهن را بهتر بشناسید.
- در پی منبع جامعی در زمینهی آموزش نویسندگی با تکیه بر شیوهی جریان سیال ذهن میگردید.
- در تلاشید با خاستگاه سبک روایی جریان سیال ذهن و روند گسترش آن در ادبیات جهان و ایران آشنا شوید.
در بخشی از کتاب داستان نویسی جریان سیال ذهن میخوانیم
در فصل دوم در بحث از شیوههای روایت در داستانهای جریان سیال ذهن، به تفصیل به تکنیک تکگویی درونی و ویژگیهای آن پرداختیم و گفتیم که مهمترین ویژگیهای این تکنیک، تعلق آن به مرحلۀ گسستۀ پیش از گفتار و نیز بدون مخاطب و فاقد مبنای ارتباطی بودن آن است. به عبارت دیگر، تکگویی درونی از لایههایی از ذهن روایت میشود که در آن محتویات فکر و اندیشۀ شخصیت هنوز هم به سطحی نرسیده است که در قالب زبانی شکلیافته و دارای مخاطب ارائه شود. هرچند عدم تسلط برخی از نویسندگان در آفرینش تکگویی درونی با این ویژگیها، باعث شده است آنچه به عنوان محتویات مرحلۀ پیش از گفتار ذهن ارائه کردهاند، با صورتهای زبانی دارای مبنای ارتباطی و منسجم شباهت زیادی پیدا کند، اما در همۀ نمونههایی که در آنها نویسنده داعیۀ خلق تکگویی درونی را داشته است، دستکم هیچگاه ذهنیات شخصیت به گونهای ظاهر نشدهاند که بهصراحت رو به مخاطبی داشته باشند یا از لایههای گفتاری ذهن روایت شوند. درست به همین دلیل است که گاه منتقدان، داستانهایی چون بوف کور یا زندهبهگور هدایت را از دایرۀ تکگویی درونی خارج کردهاند و استدلال آنها این بوده است که در بوف کور سایۀ راوی به عنوان مخاطب در داستان حضور دارد و راوی قصد برقراری ارتباط با او را دارد و در داستان زندهبهگور ذکر عبارت «از یادداشتهای یک نفر دیوانه» در آغاز داستان، نشان از اندیشیده بودن زبان داستان دارد، زیرا شخصیت حتماً باید محتویات ذهنش را از سطح گفتاری بگذراند تا بتواند آن را بر کاغذ بیاورد.
بله


















