کتاب حرکت در مه نوشتهی محمدحسن شهسواری برای هر کسی که سودای نوشتن دارد، میتواند همراهی کاربردی در مسیر یادگیری و تجربهی نویسندگی باشد. شاید در آغاز مسیر باشید و به دنبال یادگیری اصول داستاننویسی بگردید، یا مدتهاست مینویسید و میخواهید شیوهی کارتان را منسجمتر کنید. این کتاب در هر مرحله، دریچهای تازه به فرایند خلق داستان پیش روی شما میگذارد.
دربارهی کتاب حرکت در مه
مسیر پیش رویتان در غبار ابهام گم شده و این دقیقا همان حسی است که وقتی یک ایدهی درخشان در سر میپرورانید، دیر یا زود با آن روبرو میشوید. ایدهای که در میان ابرهای مبهم ذهن پنهان شده و شما نمیدانید چگونه آن را از مه بیرون بکشید و به کلمات تبدیل کنید. بسیاری از ما در این جاده گیر کردهایم یا با ترس از گم شدن متوقف شدهایم، یا با شتابی بیمحابا در مسیر ناکجاآباد در حرکتیم. کتاب حرکت در مه نوشتهی محمدحسن شهسواری، چراغ راه شما در این جادهی مهآلود خواهد بود.

از ایدههای مبهم تا ستون فقرات داستان
محمدحسن شهسواری در کتاب حرکت در مه به شما نشان میدهد که مه بخشی از طبیعت فرآیند خلق است، او به شما میآموزد که چگونه در میان این مه، با جسارت و دقت حرکت کنید و چگونه مثل یک نویسنده بیندیشید؛ چگونه از میان ابهام، شخصیتها را بیرون بکشید، پلات را ترسیم کنید و به سمت روشنایی یک اثر ماندگار حرکت کنید.
این کتاب یک روش هفتمرحلهای پیشنهاد میکند که از شکلگیری پیشداستان و شناخت فیزیک و جهان شخصیت آغاز میشود و به طراحی حریف، کشف ضعفها و نیازهای شخصیت، شکلدادن به خط داستان عشق، تدوین خط اصلی پلات و در نهایت ترسیم ستون فقرات رمان میرسد. کتاب حتی نشان میدهد چگونه میتوان از یک ایدهی اولیه به خلاصهای 300 کلمهای و سپس به ستون فقرات داستانی در حدود 3000 کلمه رسید؛ یعنی پیش از آنکه وارد جزئیات روایت شوید، تصویری کلی از مسیر داستان و نیروهایی که آن را پیش میبرند داشته باشید.
تجربهی زیستهی نوشتن؛ ساخت گامبهگام یک داستان
محمدحسن شهسواری در سراسر کتاب حرکت در مه همراه با یک رمان فرضی پیش میرود و همانطور که مفاهیم را توضیح میدهد، شخصیت و داستان آن را نیز مرحلهبهمرحله میسازد. به این ترتیب، مفاهیمی مثل شخصیتپردازی، پلات و ساختار، از تعریفهای انتزاعی فاصله میگیرند و در روند واقعی خلق یک داستان دیده میشوند. کتاب در کنار این مباحث، به شیوهی منظم و مستمر نوشتن، تقویت تخیل و سفر درونی یا نوشتن با قلب نیز میپردازد و در بخشهای مختلف از منابع مهم داستاننویسی و نظریهی روایت بهره میگیرد.
تمرکز اصلی کتاب بر داستان کوتاه، داستان بلند و رمان است، اما بخشهایی از آن برای فیلمنامهنویسان، بهویژه در طراحی شخصیت و پلات، و برای نمایشنامهنویسان در زمینهی شخصیتپردازی نیز قابل استفاده است. کتاب حرکت در مه نشر چشمه در واقع میخواهد فاصلهی میان ایدهای برای نوشتن و داستانی را که میدانیم چگونه باید ساخته شود، پر کند؛ کتابی مفصل و کاربردی برای کسی که میخواهد فقط دربارهی نویسنده شدن خیالپردازی نکند و قدمبهقدم یاد بگیرد با ذهن خالق یک نویسنده به داستانش نگاه کند.
اگر میخواهید از یک رویاپردازِ سرگردان به یک نویسندهی مسلط تبدیل شوید، وقت آن رسیده که چراغها را روشن کنید. خرید کتاب حرکت در مه میتواند آغاز مسیری باشد که در آن ایدههای پراکنده، کمکم شکل داستان به خود میگیرند و صفحهی سفید دیگر آنقدر ترسناک به نظر نمیرسد.
کتاب حرکت در مه برای شما مناسب است اگر
- به داستاننویسی و نویسنده شدن علاقهمندید و میخواهید نوشتن را اصولی یاد بگیرید.
- ایدههای داستانی زیادی دارید، اما در تبدیل ایده به شخصیت، پلات و ساختار داستان مشکل دارید.
- میخواهید با یک روش مرحلهبهمرحله و کاربردی برای نوشتن رمان آشنا شوید.
- در زمینهی داستان کوتاه، رمان، فیلمنامه یا نمایشنامه فعالیت میکنید و میخواهید مهارتهای روایی خود را تقویت کنید.
- به دنبال یک کتاب مرجع آموزش داستاننویسی هستید که علاوه بر تکنیکها، شیوهی فکر کردن و کار کردن یک نویسنده را هم آموزش دهد.
در بخشی از کتاب حرکت در مه: چگونه مثل یک نویسنده فکر کنیم میخوانیم
افلاتون معتقد بود که انسانها از بدو کودکی به زندانیانی میمانند در غاری تاریک. زنجیرشده به صندلی و رو به دیوار. پشتسرشان آتش روشن است و پشت آتش، زندگی در جریان است. پس آدمیان از جهان فقط سایههای اشیا و افراد را روی دیوار میبینند؛ و چون از زمان تولد در آنجا بودهاند، گمان میکنند که جهان واقعی همین سایههاست. اما اگر یکی از آنان زنجیر از پای خود بردارد و پشتسر را نگاه کند، و از آن مهمتر، از غار بیرون رود، با حقیقت روبهرو میشود که چیزی بسیار فراتر از آن سایههای روی دیوار است.
او معتقد بود که آنچه ما در این جهان حس میکنیم همین سایههاست. حقیقتِ چیزها در عالم مُثُل به صورت کامل و بیهیچ ناخالصی وجود دارد. البته برای درک آن باید زنجیرِ پندارها، تعصبات، وهمها، خودپسندیها و شهوات را پاره کرد.
دقت کنید! متخصصان فلسفهی افلاتون تأکید میکنند که از نظر او، جهانِ مثالی در پندار آدمیان وجود ندارد و او واقعاً معتقد بود که وجود واقعی و خالص همین جهانِ مثالی است. یعنی اینکه بهترین و خالصترین درخت در آن جهان است و درختانی که ما میبینیم، تصوراتی از آن درخت مثالی است. وضعیتِ همهی محسوساتِ دیگرِ این عالَم نیز چنین است. پس اگر حقیقتی هم در جهان وجود دارد، تنها در عالَم مُثُل است.
با تکیه بر این نظرگاه، معتقدم که بهترین و خالصترین شکل رمان ما در جهانِ مثالیِ رمانها وجود دارد. ما فقط باید راه تراشیدنِ اضافات آن را بیاموزیم. اما چگونه؟ ابتدا باید نقشهی راه را داشته باشیم.
بله























