قدرت برتر منطقه کیست؟ کشوری که سلاح و ارتش دارد؟ سرزمینی که توان دیپلماتیک و نفوذ سیاسی آن بیرقیب است؟ یا جمعیت و منابع یک خاک اهمیت بیشتری دارد؟ این پرسشها در کتاب قدرتهای منطقهای مطرح و به همهی آنها پاسخ داده شده است. محمدباقر خرمشاد میکوشد تا خوانندگان خود را با عواملی که موجب میشوند کشوری در خاورمیانه از سایر کشورها متمایز و به قدرت برتر تبدیل شود، آشنا و تصویر روشنی از «قدرتهای در حال رشد» نمایان کند.
دربارهی کتاب قدرتهای منطقهای
باید کمی به عقب برگردیم؛ به سالهای آغازین دههی 90 میلادی و ایامی که اتحاد جماهیر شوروی، با اعلام فروپاشی خود، جهان را زیر و رو کرد. آمریکا که تا پیش از این اتفاق، باید در تمام معادلات و محاسبات نظامی و دیپلماتیک خود، رقیب سرسخت و قدرتمندش را لحاظ میکرد و واکنشهای آن را حدس میزد، حالا دیگر رقیبی ندارد. ایالت متحدهی آمریکا به قدرت برتر دنیا تبدیل شده و رفتار و ساختار تمام کشورها را ناچار دگرگون کرده است. حالا باید کمی فیلم تاریخ را جلو بزنیم؛ زمانی که ایران با همسایگان تازه به استقلال رسیدهی خود مواجه است؛ کشورهایی مثل آذربایجان، تاجیکستان، نخجوان و... وجود این کشورها که بسیاری از آنها مسلمان و بدون قدرت هستند، در کنار ایران که همچون آنها مسلمان و البته تا حدی قدرتمند است، موقعیت را برای ایران بهطورکلی تغییر داده. کتاب قدرتهای منطقهای نیز با نظر به همین دگرگونی معتقد است ایران از لحاظ قدرت نظامی، جمعیتی، منابع مالی و... میتواند خود را بهعنوان یکی از برترینهای منطقه معرفی کند.
این پرسش که «قدرت برتر خاورمیانه کیست؟» موافقان و مخالفان بسیاری دارد و هر کدام از طرفین نیز برای ادعای خود دلایلی را مطرح میکنند. محمدباقر خرمشاد در کتاب قدرتهای منطقهای مقالاتی را انتخاب و منتشر کرده است که در آنها ایران قدرتی نوظهور و جوان شناخته شده. او با کمک اسناد و منابع گوناگون، جایگاه آیندهی ایران در منطقه را نیز پیشبینی میکند و میکوشد تا برنامهریزی دقیقی را برای آیندهی کشور ترسیم کند. یکی از مهمترین چالشهای ایران در جهان، ارتباطش با آمریکاست. خرمشاد دلیل غیردوستانه بودن روابط این دو کشور را عوامل گوناگونی میداند که مهمترین آنها وجود اسرائیل و تهدیدآمیز بودن آن است.
کتاب سیاسی قدرتهای منطقهای عواملی را برای ما تشریح میکند که باعث میشوند یک کشور، بهعنوان قدرت منطقهای شناخته شوند؛ عواملی مانند ادعای رهبری توسط قدرت حاکم؛ پذیرش قدرتهای آن کشور توسط سایر کشورهای منطقه؛ برخورداری آن کشور از منابع مادی، ایدئولوژیکی و سازمانی؛ نفوذ سیاسی در کشورهای همسایه؛ مرزهای جغرافیایی مشخص و ثبتشده در اسناد رسمی جهانی؛ تولید ناخالص داخلی چشمگیر و توان برقراری روابط تجاری با سایر کشورها. محمدباقر خرمشاد با استناد به این شاخصها و مقالاتی که در کتاب قدرتهای منطقهای گردآوری کرده است، به ما نشان میدهد که ایران دارای قدرت منطقهای است. او در کنار این مباحث، به جایگاه فعلی چین در مناسبات تجاری و اقتصادی که از نظر آمریکا تهدیدی بزرگ محسوب میشود نیز میپردازد. محمدباقر خرمشاد از نقش اروپا و کانادا نیز در میان قدرتهای جهانی سخن میگوید. او با توجه به تمام این دادهها، سعی دارد تا خوانندگان خود را به نتیجه رساند که ایران قدرت برتر منطقه است و از لحاظ سیاسی جایگاه معتبری دارد. گفتنی است این کتاب تالیفی نیست و مجموعه مقالاتی از نویسندگان مختلف است که توسط مترجمان مختلف ایرانی ترجمه شدهاند.
کتاب قدرتهای منطقهای در انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.
کتاب قدرتهای منطقهای برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای علاقهمندان به علوم سیاسی و مباحث مربوط به سیاست خارجی ایران، مفید و مناسب است.
در بخشی از کتاب قدرتهای منطقهای: ایران قدرت نوظهور میخوانیم
در فصل دوازدهم باری روبین در مقالۀ خود با عنوان «ایران: ظهور یک قدرت منطقهای» چنین استدلال میکند که تحولات آغاز قرن بیستویکم ظهور ایران همچون یک قدرت منطقهای است. این مسئله نه فقط به علت اسلامی بودن نظام ایران با توان هستهای این کشور است، بلکه به علت داشتههای ژئوپولیتیک آن و خلأ قدرت در منطقه است. ایران کشور بزرگی است که جمعیت آن به تنهایی بیش از جمعیت همۀ کشورهای عرب حاشیۀ خلیجفارس است. با افزایش قیمت نفت، ایران منابع مالی هنگفتی دارد. از طرفی ایران برای خود رسالتی متمایز از سایر کشورهای منطقه قائل است. حکومت ایران پس از ربع قرن در دست داشتن قدرت شرایط متفاوتی را برای خود رقم زده است. بعد از دهۀ 90 توان هستهای ایران، توان مقابله با مشکلات داخلی و خارجی، همین طور نفوذ در مسئلۀ فلسطین و جنبشهای خارجی از جمله عوامل افزایش قدرت ایران بوده است. روبین فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکلگیری شش کشور مسلمان در شمال ایران را زمینهساز تبدیل ایران به قدرت منطقهای میداند. قیمت بالای نفت و افزایش توان مالی ایران، تهاجم امریکا به عراق و افغانستان و از میان برداشتن دو دشمن ایران، تواناییهای بالای نظامی و هستهای ایران و ضعف اعراب از جمله عواملی است که در تبدیل شدن ایران به قدرت منطقهای مؤثر بوده است.
وی انتخاب آقای احمدینژاد در ریاست جمهوری ایران را، که منجر به تهاجمیتر شدن سیاست ایران شد، در قدرتمندتر شدن این کشور مؤثر میداند. گسترش حوزۀ نفوذ در لبنان نیز از جمله عوامل قدرت ایران محسوب میشود. روبین در نتیجهگیری تصریح میکند که ایران تنها قدرت بزرگ خاورمیانه است و هیچ کشور عربی نمیتواند این عنوان را داشته باشد. ایران در واقع امروز از هر زمان دیگری قدرتمندتر است.
بله
















