درک عمیق از فرهنگها و ساختارهای اجتماعی به ایجاد تغییرات مثبت کمک میکند و در این راستا، مردم نگاری انتقادی ابزاری حیاتی برای تحلیل و نقد نابرابریها و ساختارهای قدرت است. کتاب مردم نگاری انتقادی نوشتهی سویینی مدیسون، با تمرکز بر روش، اخلاق و عملکرد یکی از منابع برجسته در این زمینه است. این اثر که در گروه کتابهای جامعهشناسی و مردمشناسی دستهبندی میشود، از مفاهیم نظری این حوزه شروع میکند و در نهایت به تحلیل و ارائهی نتایج میپردازد.
دربارهی کتاب مردم نگاری انتقادی
مردمنگاری یکی از روشهای کیفی در علوم اجتماعی است که در آن پژوهشگر با تحقیقات میدانی به مطالعهی نظاممند فرهنگها و جوامع انسانی میپردازد. در گذشته این گروه مطالعات بیشتر توصیفی بودند و بر جمعآوری دادهها و مشاهدهی بیطرفانه تمرکز داشتند؛ اما با گذشت زمان این پژوهشها به سمت و سوی انتقادی شدن حرکت کردند تا از توصیف صرف فرهنگها و جوامع فراتر روند و ساختارهای قدرت، نابرابریهای اجتماعی و مسائل اخلاقی را تحلیل و واکاوی کنند. رویکرد انتقادی با بهرهگیری از نظریههای فمینیستی، مارکسیسم و پدیدارشناسی، به دنبال درک عمیقتری از تجربیات زیستهی افراد و جوامع است. سویینی مدیسون (D. Soyini Madison) در کتاب مردم نگاری انتقادی (Critical Ethnography: Method, Ethics, and Performance ) این رویکرد را معرفی میکند و نگاهی نو به مردمنگاری انتقادی میاندازد.
کتاب مردم نگاری انتقادی بر اهمیت اخلاق و اجرا در تحقیق میدانی تأکید میکند. این کتاب با ترکیب نظریه و روش، به بررسی مفاهیمی مانند مردمنگاری اجرایی، خودمردمنگاری و نوشتن بهمثابهی اجرا میپردازد. نویسنده با استفاده از مثالهای جهانی و متنوع، از جمله تجربیات در غرب آفریقا، به تبیین مفاهیم پیچیده و انتزاعی میپردازد.
کتاب مردم نگاری انتقادی در نه فصل اصلی نگاشته شده است. سویینی مدیسون در ابتدا مقدمهای بر مردمنگاری انتقادی نوشته است. وی در این بخش نظریات و روشها را توضیح میدهد و مفاهیم بنیادی و چارچوبهای نظری را تعریف و تشریح میکند. وی در بخشهای بعدی کتاب، نقش پژوهشگر و تأثیر آن را بر تحقیق تحلیل کرده و سه مطالعهی موردی خیالی ارائه میکند تا خواننده را با چالشهای پژوهشهای میدانی آشنا کند. چند فصل از کتاب مردم نگاری انتقادی به مبحث اخلاق پژوهش اختصاص دارد. در این فصلها، اصول اخلاقی در تحقیق بررسی و تأثیر آن بر پژوهشگر و جامعهی مورد مطالعه نشان داده میشود. سپس نویسنده سه مطالعهی موردی در معضلات اخلاقی مطرح میکند و در قالب آنها موقعیتهای پیچیدهی اخلاقی در میدان تحقیق را تحلیل میکند.

سرانجام، سویینی مدیسون به بحث نوشتن نتایج میرسد و تأثیر آن را بر ارائهی نتایج تحقیق نشان میدهد. در نهایت نمونههایی از اجرای فرهنگی، تاریخ شفاهی و نمایش اجتماعی در زمینهی مردمنگاری ارائه میشود تا الگویی برای مطالعات آتی باشد.
در مجموع، کتاب مردم نگاری انتقادی منبعی جامع و بینرشتهای، برای دانشجویان و پژوهشگران در زمینههای مردمنگاری، روشهای تحقیق کیفی، مطالعات فرهنگی و انسانشناسی کاربردی به حساب میآید. سویینی مدیسون با ارائهی مطالعات موردی، مثالهای عملی و تحلیلهای نظری، ابزارهایی برای درک و تحلیل پیچیدگیهای تحقیق میدانی ارائه میدهد و به مخاطب میآموزد که چگونه گام به گام در این تحقیقات پیش رود.
این کتاب را انتشارات علمی و فرهنگی با ترجمهی فهیمه سادات کمالی منتشر کرده است.
در نکوداشت کتاب مردم نگاری انتقادی
- اثری پرشور، خردمندانه و شگفتانگیز... . این متن به بررسی معضلات پیچیده در انجام مردمنگاری انتقادی میپردازد و درعینحال توصیههای عملی ارائه میدهد. (کریستن لنگلیه، استاد دانشگاه مین آمریکا)
کتاب مردم نگاری انتقادی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای دانشجویان رشتههای مردمشناسی، انسانشناسی، جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی و همهی کسانی که دوست دارند درک عمیقتری از تعامل نظریه، روش و اخلاق در تحقیقات میدانی به دست آورند، مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب مردم نگاری انتقادی: روشها، علم اخلاق و اجرا میخوانیم
در طی سالها، برایم روشن شده که رشتههای خاصی هستند که فلسفۀ خودشان را برای ماهیت و تعریف روشها و ارزش آنها دارند. چنین تنشهایی که پیرامون تعریف و کاربرد مضمون «روش» در محدودۀ رشتههای علوم انسانی و علوم اجتماعی وجود دارد غالباً منجر به جنگ قدرت عجیبی میشود: یک طرفْ کار میدانی را بیشتر مقولۀ نظریه، ذهنیت و فرهنگ میداند و سوی دیگرْ آن را بیشتر مقولۀ دقت، اثبات و شواهد میپندارد.
همانطور که در فصل اول نیز مطرح شد، روش و نظریه با هم ارتباط دوسویه دارند و در عین حال، لزوماً از یکدیگر تشخیص داده میشوند. در موقعیتهای کلیدی، روند مردمنگاری و روشهای کیفی تفکیکپذیر و در موقعیتهای دیگر یکی هستند. موقعیتهایی در کارم وجود دارد که نظریه و روش با هم فاصلهای نامحسوس دارند، مانند زمان طراحی پرسشهای مصاحبه و پیادهسازی دادهها. اما همچنان همین نظریه شکلدهندۀ پرسشهای من و مجموعه دادههایی است که در اولویت قرار میگیرند. با وجود اینکه همیشه یک نظریۀ فراگیر و غالب در کارم وجود دارد که هدف و مسیر مطالعۀ مرا هدایت میکند، در زمان طراحی پرسشها، پیادهسازی داده و کدگذاری اطلاعات، به الگوهای واقعی و ملموس در فرایند کار نیز متکی هستم. این الگوها انعطافپذیر و برای هر بافتی اختصاصیاند، ولی از فرمولی بنیادین و شیوهای نسبتاً نظاممند پیروی میکنند؛ مثلاً، هنگام کدگذاری انبوهی از دادهها دربارۀ حقوق بشر که از فعالان، افراد ذینفع، یادداشتهای میدانی و بررسی بایگانیها جمعآوری شده، شیوهای به کار میبرم تا گردابی از داده را از عام تا خاص دستهبندی کنم. برای این کار، از روشی نظاممند که تقسیماتی را بر حسب حوزه، دسته و مضمون انجام میدهد استفاده میکنم.
بله




















