در نبرد میان خیر و شر، میان جوان و پیر، میان زشت و زشتتر، فقط باید یک برنده وجود داشته باشد و بهتر این است که او هوگو باشد، وگرنه فاتحهمان خوانده است. کتاب جاسوس بزرگ به قلم دیوید کد روایتگر ماجراهای پسری سیزدهساله به نام هوگو است؛ یک بچهمدرسهای که به یک ابر جاسوس تبدیل میشود و اتفاقاتی احمقانه و خطرناک رقم میزند. این کتاب جلد اول از مجموعه ماجراهای هوگو به شمار میرود.
دربارهی کتاب جاسوس بزرگ
هوگو دِر، شخصیت اصلی قصهی کتاب جاسوس بزرگ (The Greatest Spy Who Never Was)، پسرکی است سیزدهساله که همیشه دلش میخواسته جاسوس شود، ولی همین که توانسته آخر هفتهها در سازمان اِسآیسیکا به شغل نظافتچی مشغول شود، در پوست خودش نمیگنجد. ولی وقتی شغل پارهوقتش در این سازمان به شکل غیرمنتظرهای به سطح هشت، یعنی سطح یک جاسوس واقعی، میرسد، زندگیاش زیرورو میشود. اولین مأموریت او این است که با مأمور شمارهی یک به صورت مخفیانه همکاری کند و هر کمکی که از دستش ساخته است، برای او انجام دهد. به نظر خیلی ساده میرسد، درست است؟ ولی نه، خیلی هم غلط است. دیوید کد (David Codd) در جلد اول از مجموعهی ماجراهای هوگو، فرازونشیبهای جذابی برای هوگو در خلق کرده است: سرقت از بانک باتل، قاچاق الماس، سرقت عتیقهجات گرانقیمت مثل تندیس کوکامبا. خلاصه هرچه فکرش را کنید باعث شده تا هوگو لحظهای آرامش نداشته باشد و در تمام مأموریتها حضور یابد، اما... شخص دیگری هم در تمامی مأموریتها حضور دارد: مغز متفکر پیرِ جرم و جنایات در کروکِد اِلبو.

دیوید کد، نویسندهای با توانایی بالا در روایت قصههای مهیج و جاسوسی خصوصاً برای نوجوانان، فضایی در کتاب جاسوس بزرگ خلق کرده که سخت میتوان از پای آن بلند شد و دیگر آن را نخوانْد. هوگوی سیزدهساله که قاعدتاً باید به درس و مشق و تکالیفش برسد، در سازمان اِسآیسیکا، پس از مدتی وارد دنیای جاسوسی میشود و میبیند که دیگر فقط درس و مشق نیست که ذهن و وقتش را گرفته، بلکه مأموریتهای مخفی با مأموری سرشناس، معروف به مأمور شمارهی یک، نیز حالا دیگر بخش اساسی زندگیاش است. هوگو با قاچاق الماس در قبرستان پِرلی گِیتس روبهرو میشود و باید هرآنچه در توان دارد، دستکم برای اثبات خودش، به کار گیرد. وقتی هم که با جنایتکار بزرگ محلهی کروکد البو مواجه میشود، موضوع دیگر موضوع تقابل بین خیر و شر و جوان و پیر است و خطرات این ماجراجویی در بالاترین حد خودش قرار میگیرد. بنابراین، هوگو باید بهترینِ خودش را بگذارد، در غیر این صورت کلاه همهمان پس معرکه است.
کتاب جاسوس بزرگ را اکنون میتوانید با ترجمهی آناهیتا نیکمهر که به یاری انتشارات کتاب پاپلی چاپ و روانهی بازار شده است، تهیه فرمایید.
کتاب جاسوس بزرگ برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب هیجانانگیز و ماجراجویانه را به تمام افراد، خصوصاً نوجوانانی که به این سبک کتابهای جاسوسی و کارآگاهی علاقه دارند، پیشنهاد میدهیم.
در بخشی از کتاب جاسوس بزرگ: کتاب اول مجموعه ماجراهای هوگو میخوانیم
خانم فاینفلو برگشت و به آنسوی سقف و بهسمت آسانسور رفت.
او منتظر نماند تا من به زمین برخورد کنم.
و چرا باید این کار را میکرد؟
او ماجرا را با چشمهای خودش دیده بود. پایم لیز خورده بود و به جلووعقب لق زده بودم تا اینکه آن لحظۀ سرنوشتساز فرارسیده بود. من سعی کردم _ و شکست خوردم _ که خودم را نجات بدهم.
هوگو دِر _ که به اسم راسوی صورتی هم شناخته میشود _ که به اسم مأمور شمارۀ منفی سیوپنج هم شناخته میشود _ متأسفانه، دیگر وجود نداشت.
ولی این حقیقت محض نبود.
من سقوط کرده بودم، اما از روی قصد این کار را کردم. به آن پریدن میگویند. ممکن است این را بدانید.
رازهای جاسوسها، شمارۀ 18 _ همیشه انتظار چیزهای غیرمنتظره را داشته باش، حتی اگر آن چیز غیرمنتظره آنقدرها هم غیرمنتظره نباشد؛ چون مدتی هست که منتظرید اتفاق بیفتد.
احتمالاً الان برای گفتن این قضیه زیادی دیر باشد، اما تا حالا به این قضیه فکر کرده بودید که چرا در کل کتاب من ربدوشامبر بابا را پوشیده بودم؟ آیا به این نکته دقت کرده بودید که من، هوگو دِر، توالتشویی که اَبَرجاسوس شد، همیشه کمی عجیبغریب بودهام؟
بله



















