نقد، بررسی و نظرات کتاب مزاحم نشوید - فریدا مک فادن
4.5
109 رای
داستان ضعیف بود و پایانش به شدت آبکی. کلا این نویسنده اصلا قوی نمینویسه و سبک نوشتاریش مناسب نوجوون هاست به درد بزرگسالان نمیخوره (فهیمه رحیمی مدل جناییشه) داستان اصلا پخته نیست و پر سوتیه اگر اهل داستانهای معمایی باشید با خوندنش نا امید میشید اصلا ارزش خوندن نداره. دو تا کتاب از این نویسنده خوندم اونم به خاطر نظرات مثبتی که براش ثبت شده بود ولی به شدت پشیمون شدم دیگه طرف کتابای این نویسنده نمیرم. علت این همه نظر مثبت رو نمیدونم واقعا!!
اسپویل
داستان که اصلا با عقل جور در نمیومد یک طرف پایان آبکیش یه طرف. طرف یک نفرو کشته و ازترس خانواده پر نفوذش فرار کرده ولی در نهایت به مدت کوتاهی زندان رفته تازه به عشق واقعی دوران جوونیشم رسیده اونوقت خواهرش که هیچکسو نکشته محکومیت طولانی گرفته! همه پلیس هام خر بودن قاتل پرونده هتل رو پیدا نکردن! انگیره قتل حفاظت را رابطه زناشویی همسایه ها! طرف که مریض بوده و از جاش تکونم نمیخورده هم باردار شده هم کار میکنه هم مثل پلنگ حمله میکنه! طرف کلی زحمت کشیده ماشینشو در بیاره بعد ماشین تو پارکینگه ولی خودش نیست هیچکس شک نکرده! چرا صاحب هتل وقتی پلیس عکس کویین رو نشونش داد گفت که ندیدش؟! ماجرای مسخره زباله ریختن در شب قتل! انقدر سوتیاش زیاده که اگر بخوام همشو بنویسم جا نمیشه. بعد همچین داستانی کلی کامنت مثبت گرفته. چطور واقعا؟؟!!
اسپویل
داستان که اصلا با عقل جور در نمیومد یک طرف پایان آبکیش یه طرف. طرف یک نفرو کشته و ازترس خانواده پر نفوذش فرار کرده ولی در نهایت به مدت کوتاهی زندان رفته تازه به عشق واقعی دوران جوونیشم رسیده اونوقت خواهرش که هیچکسو نکشته محکومیت طولانی گرفته! همه پلیس هام خر بودن قاتل پرونده هتل رو پیدا نکردن! انگیره قتل حفاظت را رابطه زناشویی همسایه ها! طرف که مریض بوده و از جاش تکونم نمیخورده هم باردار شده هم کار میکنه هم مثل پلنگ حمله میکنه! طرف کلی زحمت کشیده ماشینشو در بیاره بعد ماشین تو پارکینگه ولی خودش نیست هیچکس شک نکرده! چرا صاحب هتل وقتی پلیس عکس کویین رو نشونش داد گفت که ندیدش؟! ماجرای مسخره زباله ریختن در شب قتل! انقدر سوتیاش زیاده که اگر بخوام همشو بنویسم جا نمیشه. بعد همچین داستانی کلی کامنت مثبت گرفته. چطور واقعا؟؟!!
من طی دو روز این کتاب رو تموم کردم. کشش داره و شما کنجکاو میشید که ادامهاش رو بخونید. اگه بخوام نمره بدم 7 از 10. چندتا چیز رو دربارهاش دوست نداشتم: 1. اینکه از زبان اول شخص بود و برای منی که اکثراً از زبان سوم شخص یا راوی بهتر ارتباط میگیرم اولش یه کم سخت بود ولی بعدش خب عادت کردم. 2. اینکه خیلی توضیح میداد حتی چندبار یک چیز رو یادآوری و تکرار میکرد. من بعضی جاهاشو مثل اونجایی که از زبان کلودیا و راب داستان جلو میرفت رو نخوندم. 3. به نظرم نیاز نبود از دیدگاه همه شخصیتها بیاد داستان رو تعریف کنه مثلا یه جا از زبان کویین حرف میزد، یه جا از طرف رزی. 4. اول فکر کردم شخصیت اصلی کویین باشه ولی تقریباً از نیمه داستان شخصیت کویین به کنار داستان رفت و رزی انگار شخصیت اصلی شد، اینم دوست نداشتم که تکلیفش با شخصیت اصلی مشخص نبود و انداختش دور. 5. اینجا یه کم اسپویل: چرا رزی با شوهر خیانتکارش موند؟ بله درسته رزی شرایط جسمی و روحی نامناسبی داشت ولی نیک به جای اینکه خیانت کنه میتونست ازش جدا بشه بعدا بره با اون دختره. نمیدونم من اگه جای رزی بودم آیا قبول میکردم همچنان با نیک بمونم؟ فکر نکنم چون خیانت غیرقابل بخششه. آره نیک آدم خوبی بود، یه زمانی شوهر خوبی هم بود و همچنین پرستار خوبی برای زن مریضش بود، اما دوتا اشکال داشت: خیانت و اینکه وقتی دکتر گفت رزی نباید دیگه باردار بشه نیک به جای اینکه فکر حال بد زنش باشه، بازم خودخواهانه تو فکر بچه دار شدن بود تا اینکه رزی مخالفت کرد و اینم بیخیال شد. نویسنده این دوتا رو در آخر شاد و خوشبخت نشون داد. نویسنده از خیانت میخواست چشم پوشی کنه و بگه اشکال نداره چون اینا عاشق همدیگه ان و نیک پشیمون شده؟ نمیدونم.
در کل ارزش خوندن داره و سرگرم تون میکنه
در کل ارزش خوندن داره و سرگرم تون میکنه
کتاب مزاحم نشوید باز هم یکی دیگر از کتابهای دلچسپ خواندنی و سرگرم کنندهای این نویسندهای توانا و خلاق هست که واقعا رمانهای زیبا مینویسند و تقریبا همه رمانهای که نوشتن رو خواندم و یکی از یکی بهتر تره، این رمان هم در مورد زنی به اسم کوین است که یه شوهر پولدار و خوشتیپ داره که خیلی رابطه شون خوب نیست و بهش شک میکنه و میفهمه که داره بهش خیانت میکنه ولی اینو نمیدونه که خواهر خودشه که با شوهرش رابطه داره، یه روز که قرار بوده کوئین تا دیر وقت سر کار باشه و شوهرش برنامه داشته شب را با معشوقش یعنی خواهرش بگذرونه کوئین زودتر میاد خونه و برنامه هاشون رو بهم میریزه و بعد شوهره عصبی میشه و با کوئین دعوا میکنه و میخاد اونو بکشه ولی کوئین از خودش دفاع میکنه و به شوهرش چاقو میزنه و میکشتش، بعد فرار میکنه و بخاطر هوای طوفانی و بارش برف تو یه مسافرخونه دور افتاده وسط راه که یه گذشته مرموز داره گیر میوفته، خواهرش که طبق برنامه شون میاد خونهی اونا جسد مرد رو مبینه و میخاد از خواهرش انتقام بگیره تا مسافرخونه میاد دنبالش و بهش چاقو میزنه و خیلی اتفاقات جالب و هیجان انگیز دیگه میوفته که نمیشه همه شو تعریف کنم، پیشنهاد میکنم خودتون بخونید و ازش لذت ببرید.
بدون اسپویل
من چند تا کتاب از مک فادن خوندم و این یکی از کتابهای جالبش بود. بعضی کتاب هاش داستان رو میشد تا حدی حدس زد اما این کتاب داستان رو به شکل جالبی ادامه میده و تموم میکنه. حتی ساختار داستان هم برخلاف کتابهای دیگش که کم کم هیجان انگیز میشن، به صورت هیجان انگیز شروع میشه، ادامه داستان یکم ریتم کم میشه و در انتها دوباره اوج میگیره. حتی فصل انتهایی هم جذابیت خودشو داره. هر چند طبق معمول سبک مک فادن بعضی جاهای کتاب غیر منطقی میشه اما در کل اونقدری نیست که بخوام امتیازی کم کنم
ترجمه کتاب هم خوب و قابل قبوله و در کل توصیه میکنم خوندن این کتاب رو
من چند تا کتاب از مک فادن خوندم و این یکی از کتابهای جالبش بود. بعضی کتاب هاش داستان رو میشد تا حدی حدس زد اما این کتاب داستان رو به شکل جالبی ادامه میده و تموم میکنه. حتی ساختار داستان هم برخلاف کتابهای دیگش که کم کم هیجان انگیز میشن، به صورت هیجان انگیز شروع میشه، ادامه داستان یکم ریتم کم میشه و در انتها دوباره اوج میگیره. حتی فصل انتهایی هم جذابیت خودشو داره. هر چند طبق معمول سبک مک فادن بعضی جاهای کتاب غیر منطقی میشه اما در کل اونقدری نیست که بخوام امتیازی کم کنم
ترجمه کتاب هم خوب و قابل قبوله و در کل توصیه میکنم خوندن این کتاب رو
نویسنده و مترجم هر دو عالی بودن. من "بخش دی" از این نویسنده رو خونده بودم و این کتاب هم مثل بخش دی عالی بود؛ بسیار هیجان انگیز و پر کشش. متن کتاب خیلی روان و شیوا بود و در کنار نوشتار جذابش کاری میکنه به سرعت تمومش کنید. توصیف هر قسمت ماجرا از دید هر یک شخصیت ها بسیار جذاب بود و خیلی ماهرانه خواننده رو در همون موقعیت قرار می داد و توصیفات به شکلی بود که مثل یه فیلم تصویرش از جلو چشم خواننده رد میشد. بسیار لذت بردم و توصیه میکنم اگر به داستان های جنایی و پر هیجان علاقه دارید حتما این کتاب رو بخونید.
کتابی فوق العاده که ثانیهای نمیتونستم رهایشکنم از اول تا انتهامهیج واصلا نمیشد پیش بینی کرد واقعا لذت بردم ازاینکهپایان شادی داشت واینکه البته نظر شخصیم اینو میگم بعضی حرفهایی دلهره آور ومنفی کل انرژیمان را میگیرد وبدن دربرابرهرنوع بیماری وسختی آماده میشود رزالی اززمانی که اون فالگیر حرفای....... زد بهم ریخت وبقیه ماجرا اگراعتقاد مادرزندگی به خداوند بزرگ قوی باشد محکم واستوار میگیم اوست قادر مطلق واعتنایی به حرافهای بیهوده نمیکنیم
ممنونم از کتابراه
ممنونم از کتابراه
من این کتابو توی ۴ ساعت تمومش کردم، واقعا فریدا مک فادن نویسندهی مورد علاقه م شده. همهی کتابهایی که ازش خوندم فوق العاده مهیج هست، طوری که نمیتونی رها کنی داستانو. این یکی از بهترین کتابهاش بود، داستان در مورد زنیه که برای دفاع از خودش، شوهرشو به قتل میرسونه و برای فرار، ناچاره که در مسافرخونهای با گذشتهای تاریک اقامت داشته باشه و اون مسافرخونه هم داستان خودشو داره.
اگر کتاب بخش دی رو خوندید و خوشتون اومد، پس از این هم لذت خواهید برد.
اگر کتاب بخش دی رو خوندید و خوشتون اومد، پس از این هم لذت خواهید برد.
درباره کتاب مزاحم نشوید از فریدا مک فادن میتونم بگم که جزو تامل برانگیزترین کتاب هایی بود که در عمرم خوندم و واقعا جوری بود که داستان پر از اتفاقات هیجان انگیز و پیش بینی نشده بود و من همشو تو یه روز خوندم چون وقتی شروع به خوندن کنید اصلا نمیتونید ازش دست بکشید و پایان خیلی خوبی هم داشت و اصلا قابل حدس نبوددر این کتاب همه جور حسی رو تجربه میکنید از جمله غم و هیجان و ترس و شادی و اضطراب و.. ولی مثل همیشه تصمیم با شماست!
اوایل، از شباهت بارز داستان با فیلم «روانی» هیچکاک تعجب کردم اما بعد دیدم نه! داستان شخصیت مستقل خودش رو داره و این شباهت، شیطنت تعمدی و زیرکانه نویسنده بوده. خیلی جالب بود. اینم بگم که با شناختی که از قلم فریدا مک فادن پیدا کردم، از اواسط داستان، غیرممکن ترین سناریو رو پیش خوذم حدس زدم و در انتها، ناباورانه درست از آب دراومد:)) اما حتی یک ذره از جذابیت داستان کم نشد.
کتاب فوقالعاده زیبایی بود. یک داستان پراز تنش که تا اخرین صفحه خواننده را در شک، و تردید، نگه میدارد ونویسنده بخوبی توانسته، حس اضطراب و وحشت را در دل شخصیت اصلی وهمچنین، خواننده ایجاد کند. هر سر نخ جدید مسیر داستان راتغییر میدهد و غافلگیریهای متعددی رارقم میزند. این کتاب نشان دهنده مهارت فریدا مک فادن در خلق داستانهای مهیج و معمایی است.
یک داستان پر از تنش که تا آخرین صفحه، خواننده را در شک و تردید نگه میدارد. نویسنده بهخوبی توانسته است حس اضطراب و وحشت را در دل شخصیت اصلی و همچنین خواننده ایجاد کند. هر سرنخ جدید، مسیر داستان را تغییر میدهد و غافلگیریهای متعددی را رقم میزند. این کتاب نشاندهنده مهارت فریدا مک فادن در خلق داستانهای مهیج و معمایی است.
کتاب خوبی بود. یکی از چیزایی که بار ها توی کتاب های مک فادن تکرار میشه وجود شخصیتیه که از بیرون فوق العادست ولی در واقع یک هیولاست و این موضوع رو چندین بار تکرار کرده و باعث شده بود یه تیکه کوچک از کتاب شبیه کتاب خدمتکار باشه. ولی خب بقیه داستان خوب پیش رفت و البته باز شاهد خیانت اونم به تعداد متعدد بودیم

در کل بین کتابهایی که تا الان از مک فادن خوندم، به نظرم یک کتاب قوی بود و فقط به بخش دی نمیرسه.
ولی این نقد همیشگی من به سبک کتابهای مک فادن وجود داره که انگار کتاب هاش فقط برای سرگرمی و هیجان نوشته شدن، کمتر نکته ظریف یا زیبایی ادبی دارن و خیلی هاشون تو پرفروشهای نیویورک تایمز هستن... درحالیکه حتی تو همین ژانر کتابهای آگاتا کریستی شاید اینقدر پرهیجان و روان نبودن ولی خیلی زیباتر و هوشمندانه تر نوشته شدن. در کل انگار عمق خاصی ندارن ولی طوری هستن که من خودم با وجود همه این نقدها هرچند وقت یک بار کتابی ازین نوع میخونم. در نهایت با وجود سبک زندگی امروزی عجیب هم نیست که بیشتر به دنبال رسیدن به آدرنالین و دوپامین به سطحیترین و راحتترین شکل ممکن باشیم.
خطر اسپویل ❌ اگه کتاب و نخوندین ازینجا به بعد رو نخونین ❌
شرح تاثیری که افسردگی روی زندگی روزالی گذاشته بود خیلی زیبا و دقیق توصیف شده بود، کلا مک فادن اطلاعات روانشناسی و روانپزشکی خوب و درستی داره که در بخش دی هم مشخص بود.
تو کتاب هرکسی که کلودیا خواست به قتل برسونه، نتونست و در عوض زندگی کویین، روزالی و حتی گرتا تغییرات خیلی مثبتی داشت. این پایان خوش شاید برای دستهای از خوانندهها مطلوب باشه ولی چون اصلا واقع گرایانه نیست به دل من ننشست.
نظرتون درباره نفرت کلودیا از خواهرش چیه؟ ایا کویین به خاطر تمام بی توجهیاش لایق اون نفرت هست؟ یا کلودیا از اول بدون فکر کافی خودش رو فدای اینده خواهرش کرده بود؟