کتاب اضطراب جدایی در کودکان نوشتهی فائزه یاراحمدی و سیما رحیمی به یکی از مشکلات رایج اما گاهی نادیدهگرفتهشده در رشد کودکان میپردازد. نویسندگان کتاب میکوشند نشان دهند ترس از جدایی چگونه شکل میگیرد، چه زمانی طبیعی است و در چه شرایطی میتواند به یک اختلال تبدیل شود و با زبانی روشن، این موضوع را هم برای متخصصان و هم برای خانوادهها به شکلی قابل فهم توضیح میدهند.
دربارهی کتاب اضطراب جدایی در کودکان
بخشهای ابتدایی کتاب اضطراب جدایی در کودکان انتشارات مرسل با توضیحی کوتاه از مفهوم اضطراب شروع میشود؛ احساسی طبیعی که در بسیاری از لحظات زندگی حضور دارد اما وقتی پایدار و مزاحم شود میتواند بر تحصیل، ارتباطها و اعتمادبهنفس کودک سایه بیندازد. نشانههای جسمانی، شناختی و رفتاری اضطراب بهصورت ساده بیان شدهاند تا والدین و متخصصان بتوانند تفاوت اضطراب طبیعی و اضطراب مشکلزا را تشخیص دهند.
پس از آن، فائزه یاراحمدی و سیما رحیمی قدمبهقدم موضوع را محدودتر میکنند و به اضطراب جدایی میرسند؛ جایی که کودک از دور شدن از والدین یا مراقبان اصلی دچار نگرانی شدید میشود. این بخش با مثالهای روشن همراه است؛ از کودکانی که حاضر نیستند در کلاس بمانند تا کودکانی که مدام نگران آسیبدیدن والدین خود هستند.
فائزه یاراحمدی و سیما رحیمی در کتاب اضطراب جدایی در کودکان، به عواملی میپردازند که میتوانند زمینهساز این اختلال باشند؛ ویژگیهای خلقی، تجارب اولیه، الگوهای ارتباطی خانواده و حتی عوامل زیستی. توضیح اینکه چگونه این عوامل بههم گره میخورند، شناخت عمیقتری از رفتار کودک به دست میدهد.
بخش پایانی کتاب اضطراب جدایی در کودکان، تصویری عملی از روند تشخیص و درمان ارائه میکند. ملاکهای ارزیابی، ابزارهای سنجش و روشهای درمانی مانند خانوادهدرمانی، بازیدرمانی و درمان شناختی رفتاری به شکلی خلاصه و کاربردی مطرح شدهاند.
با خرید کتاب اضطراب جدایی در کودکان متوجه خواهید شد که تأکید آن بر این است که مداخله زودهنگام میتواند مسیر رشد کودک را تغییر دهد و استقلال سالمتری برای او بسازد.
کتاب اضطراب جدایی در کودکان برای شما مناسب است اگر
- کودک شما هنگام دور شدن از شما اضطراب شدیدی تجربه میکند.
- مربی، مشاور مدرسه یا درمانگر کودک هستید.
- در روانشناسی و علوم تربیتی تحصیل میکنید.
- میخواهید علل و راههای مدیریت اضطراب جدایی را بهتر بشناسید.
در بخشی از کتاب اضطراب جدایی در کودکان: برای متخصصین و خانوادهها میخوانیم
براساس پژوهشها؛ آسیبهای شناختی خاصی زیربنای حساسیت اضطرابی را تشکیل میدهند. اکثر این پژوهشها وجود سوگیری تفسیر منفی درمورد تجارب مبهم در افراد دچار حساسیت اضطرابی را تأیید میکنند. افرادی که درگیر حساسیت اضطرابی هستند؛ معمولاً نسبت به ویژگیهای فیزیولوژیکی و تجارب بدنی خود دارای سوگیری تفسیر میشوند. این گرایش به تفسیر منفی نشانگان شناختی و جسمانی مبهم، با سطوح بالای حساسیت اضطرابی همبستگی دارد؛ برای مثال فردی که سطوح بالایی از حساسیت اضطرابی را تجربه میکند؛ ممکن است بالا رفتن ضربان قلب خود را بهعنوان نشانهای از حمله قلبی تفسیر کند، درحالیکه فردی با حساسیت اضطرابی پایین، این حالت را عادی تفسیر کرده و بهعنوان پاسخی فیزیولوژیک به فعالیت بدنی خود نسبت میدهد (کلرکین، برد، فیشر و اسکافیلد، 2015).
با توجه به یافتههای مطالعات مربوط به حساسیت اضطرابی، افراد دارای سطوح بالای حساسیت اضطرابی، در مقایسه با افرادی که از حساسیت اضطرابی کمتری برخوردارند، بهاحتمال بیشتری روی اطلاعات تهدیدآمیز تمرکز کرده و شرایط مبهم را بهگونهای تهدیدآمیز تفسیر مینمایند (وود و بیکر، 2014). با این وجود، اطلاعات بسیار محدودی درباره ارتباط سوگیریهای تفسیری و حساسیت اضطرابی در دست است (کلرکین و همکاران، 2015). با توجه به پژوهشهای مختلف، نقش بنیادی حساسیت اضطرابی در اختلالهای روانی آشکارا مشخص شده است و همچنین نیاز به درمان آن نیز بهخوبی احساس میشود. شواهد نیرومندی وجود دارد که نشان میدهد درمان شناختی - رفتاری از طریق راهبردهای روانی مانند مواجهه و درمان شناختی میتواند بهطور قابلتوجهی حساسیت اضطرابی را کاهش دهد (باسول و همکاران، 2013).
بله
















