نقد، بررسی و نظرات کتاب دخترعموی من راشل - دافنه دوموریه
Mahsa
۱۴۰۴/۰۱/۱۲
20
یکی از چیزایی که خیلی توجهم رو جلب کرد، فضاسازی قوی دوموریهست یه جورایی انگار انگلستان قرن نوزدهم با اون عمارتهای سنگین و سایههای پررمز و راز، یه شخصیت مستقل توی داستانه توصیفات نویسنده هم از طبیعت و محیط، خیلی خوب این حس رازآلود رو منتقل میکنه اما یه چیزی که یه کم اذیتم کرد، گاهی کند شدن ریتم داستانه. بعضی جاها انگار بیش از حد روی احساسات فیلیپ متمرکز میشه، در حالی که انتظار داری اتفاقات سریعتر پیش برن. با این حال، این کندی باعث میشه حس شک و دودلی که یکی از محورهای اصلی کتابه بیشتر توی ذهن خواننده نفوذ کنه راستش هنوز به اون نقطهای نرسیدم که بفهمم راشل واقعاً چه نقشی داره آیا واقعا یه زن معصومه که توی یه موقعیت بد گیر افتاده یا یه فرد حسابگر که داره از موقعیتش استفاده میکنه؟ ولی همین نامشخص بودن، قدرت کتابه. تا اینجای کار، جذاب و پرکشش بوده، و مطمئنم که پایانش هم قراره ذهنمو درگیر کنه.
دو موریه درسته که زیادی دراماتیکه و عشق هاش از نوع رمانتیک ترسناکه ولی با این وجود باز هم پرکشش و جذابه. شخصیت پردازی ها کاملا رمانتیکه و همه چیزش بزرگنمایی میشه. هر حرکت کوچیکی، هر لبخندی یا هر نگاهی از چشم شخصیت ها دور نمیمونه و به نوعی با روحیاتشون در همون لحظه تعبیر و تفسیر میشه. قشنگی داستان اینجاست که با این همه فضا سازی باز هم یه پایان باز در انتظار خواننده است و خودش باید تصمیم بگیره که کدوم سمت داستان رو انتخاب کنه. یه ستاره کم کردم چون ایراد های املایی داشت و یه بخشی هم کلا سانسور شده بود.
یکی دو فصل اول کاملا گنگ، نامفهوم و بی ربط بود، ولی از یجایی به بعد داستان روند عادی داشت. اگر از ناقص بودن این نسخه در کتابراه و از پرشی که داستان در صفحه 234 داره بگذریم میرسیم به نقد متن داستان. بنظرم اصل داستان زیاد جالب نیست چون شخصیت اصلی آدم نادان و ساده لوحی هست که با توجه به تمام نشانهها و هشدارها باز به مسیر اشتباه ادامه میده و این داستان رو خسته کننده میکنه. البته قطعا در واقعیت هم همچین آدمهایی هستند ولی حداقل من علاقه زیادی به خوندن درموردشون ندارم.
رمان بسیار جالبی بود. تاثیر منفی ثروت روی بعضی از انسانها متاسفانه غیر قابل انکاره و اینکه چه نقشهها و فزیبهایی میتونه پشت یک داستانه ظاهرا عاشقانه وجود داشته باشه آدم رو ب فکر فرو میبره!
*نکتهی منفی: قسمتی از داستان در صفحات میانی (شب عید نوئل ک راشل گردنبند مرواریدی رو به گردنش بسته بود) حذف شده و پرش داشت. اگر امکانش هست اصلاح بفرمایید.
با تشکر از کتابراه عزیز 🙏
*نکتهی منفی: قسمتی از داستان در صفحات میانی (شب عید نوئل ک راشل گردنبند مرواریدی رو به گردنش بسته بود) حذف شده و پرش داشت. اگر امکانش هست اصلاح بفرمایید.
با تشکر از کتابراه عزیز 🙏
لحن کتاب خیلی خودمانی و روانه و من رو سریع با خودش همراه کرد. نوع روایت کتاب رو خیلی دوست دارم، راوی از نوع غیر قابل اعتماده و در طی کتاب خواننده باید دائم به این فکر کنه که واقعیات چقدر همسان با روایت راوی است که به نظر من جالبترین ویژگی کتاب همینه. راشل شخصیت محبوبم بود.
ضمنا بخشی از کتاب جا افتاده بعد از هدیه دادن گردنبند.
ضمنا بخشی از کتاب جا افتاده بعد از هدیه دادن گردنبند.
داستان جالبی بود من اکثر کتابهای دوموریه رو مطالعه کرده بودم این یکی را الان خوندم ومتعجل هستم از ذات انسانها که به واسطه قدرت یا پول چطور میتونه عوض بشه ترجمه هم خوب بود فقط یه اشکال بود اون قسمتی که گردنبند مروارید به راشل هدیه شد واون شب در جشن اونو به گردن انداخت در کتاب حذف شده بود وپرشی به بعد انجام شده بود باتشکر از کتابراه
