من واقعا لذت بردم و توی هر قدم با شخصیت اصلی همراه شدم و تاریخ رو طی کردم.
داستان برای من کشش داشت و دائما میخواستم سرنوشت نهایی شخصیتها رو بدونم و حتی چندبار وسوسه شدم برم قبل از تموم شدن کتاب فصل اخرو بخونم ولی جلوی خودمو گرفتم که همچین جنایتی در حق داستان به این خوبی نکنم. به نظرم همه چیز این کتاب به جا بود. شخصیت پردازیها، تاریخ، فلسفه، هنر، روانشناسی، رومنس و کشش داستان به قاعده و قشنگ بود.
من عمیقا طرفدار شخصیت منفی بودم و هستم. خیلی کارکتر وحشی و غیر قابل پیش بینی و در عین حال دوست داشتنیای داشت. قهرمان زن داستان هم خوب پرداخت شده بود و سرکشی و شورش فمنیستیاش خیلی ظریف بین تارو پود داستان بافته شده بود که توی ذوق نزنه و از بقیه آثار فمنیستی متمایز باشه.
یه جای داستان به شدت منو به فکر فرو برده: اونجا که سیاهی میگه: «فکر میکنی اگه به خدای نور و روشنی دعا میکردی روش معاملهاش خیلی با من فرق داشت؟ فرق ما فقط اینه که من همیشه جواب میدم!»
من همچنان اندر کف این قضیه ام.
عالی خانم شواب. حرف دیگهای ندارم.
برام جالب و دوست داشتنیه واین هنر نویسنده ست که با زوایای مختلف به وقایع نگاه میکنه البته هنوز قسمت های مختلف کتاب مونده که نخوندم اما تا اونجایی که خوندم این دستگیرم شد که نیروی تاریکی یاهمون شیطان باعث میشه انسان یاد بگیره ورشد کنه یعنی به نوعی یه استاد بیرحمه که بافریبندگی وبا به تله انداختن انسانها باعث میشه انسانها اگه پیروز بشن صعود کنن یا نتونستن سقوط کنن وشاید باسقوطشون شانس دوباره شروع کردن رو پیدا کنن
خوب بود خیلی دلم میخواست بدونم ادی چه بلایی سر تاریکی آورد، حیف که نیمه تموم موند، اگه این داستان واقعی باشه، احتمالا ادی هنوز زنده س، خیلی دلم میخواد باهاش روبرو بشم، شاید فقط این یه داستان باشه، ولی خیلی جالبه که میگه اشخاص موفقی مثل بتهوون، موفقیتشون را با معامله با تاریکی به دست آوردن، انگار زندگی خیلی پیچیدگیها و رموز مخفی داره که ما ازون بیخبریم و طبق دیدگاه خودمون دیگران را قضاوت میکنیم
کتاب فوق العاده بود توصیفات و تشبیه های شواب واقعا لذت بخش بود. داستان روایت زندگی ادی لارو دختریه که بنا برمعامله ایی عمر جاویدان داره. روند ارومی داره ولی انقدر خوب فضا پردازی شده که خواننده همراه با ادی لارو توی دل پاریس و نیویورک همگام میشه و رمنس داستان برخلاف رمنتزی های الان جون دار بود و عشق رو به قلم کشید واقعا
اونقدری که راجع به این کتاب میگن تعریفی نیست. کل داستان راجع به اینه که انسانها با موقعیتها و دلایل مختلف با شیطان معامله میکنند و روحشون رو به شیطان میفروشند. درسته که در جاهایی از داستان جملات زیبا و پرمغزی میبینید ولی به نظر من در حجم کمتری هم میشد منظور رو رسوند و اینهمه زیاده گویی و حجم زیاد صفحات لازم نبود
با اینکه خیلی طولانی بود ولی خسته کننده نبود و من بعنوان روتین روزانه دوسش داشتم برعکس کتابهای رازآلود و جنایی که باید سریع تمومشون کنم عجلهای برای تموم کردنش نداشتم و برام لذتبخش یود ممنونم کتابراه
بنظر من خیلی کتاب جالبی هست وقتی سعی میکنی خودت رو جای اون شخص جابزنی و تمام اتفاقات رو مرور کنی بهت حس واقعی دست میده انگار که در اون واقعه بودی و در عین حال حس فراموش شدن که ادی اون رو تجربه می کنه خیلی دردناک بود.
کتاب خوبیه، به نظرم هیچ کتابی برای خوندن بد نیست. از هر کدوم میشه حداقل یه نکته یاد گرفت، مطمئن باشین یه روزی این آموختهها به دردتون میخوره حتی اگه این آموخته از یه کتاب فانتزی باشه 🙂
موضوع اصلی جالب بود ولی بنظر من نویسنده نتوانسته بود موضوع رو جمع کنه. اضافه گوییهای فراوان فقط حجم کتاب رو زیاد کرده بود.. و جذابیتشو از بین برده بود
هنوز کامل نخوندم ولی متن بسیار روون و قشنگی داره این نشر و همچنین داستان در زمانهای مختلف روایت میشه کهاین خودش خیلی تاثیر گذاره و میتونه مخاطب رو درگیر کنه
داستان برای من کشش داشت و دائما میخواستم سرنوشت نهایی شخصیتها رو بدونم و حتی چندبار وسوسه شدم برم قبل از تموم شدن کتاب فصل اخرو بخونم ولی جلوی خودمو گرفتم که همچین جنایتی در حق داستان به این خوبی نکنم. به نظرم همه چیز این کتاب به جا بود. شخصیت پردازیها، تاریخ، فلسفه، هنر، روانشناسی، رومنس و کشش داستان به قاعده و قشنگ بود.
من عمیقا طرفدار شخصیت منفی بودم و هستم. خیلی کارکتر وحشی و غیر قابل پیش بینی و در عین حال دوست داشتنیای داشت. قهرمان زن داستان هم خوب پرداخت شده بود و سرکشی و شورش فمنیستیاش خیلی ظریف بین تارو پود داستان بافته شده بود که توی ذوق نزنه و از بقیه آثار فمنیستی متمایز باشه.
یه جای داستان به شدت منو به فکر فرو برده: اونجا که سیاهی میگه: «فکر میکنی اگه به خدای نور و روشنی دعا میکردی روش معاملهاش خیلی با من فرق داشت؟ فرق ما فقط اینه که من همیشه جواب میدم!»
من همچنان اندر کف این قضیه ام.
عالی خانم شواب. حرف دیگهای ندارم.