کتاب عناصر داستانی و نمایشی در میراث ادبیات فارسی اثر محمد حنیف با مرور آثار روایی ادبیات کهن فارسی، به بررسی عناصر داستانی و قابلیتهای نمایشی موجود در این آثار میپردازد و ظرفیتهای خلاقانهی نهفته در آنها را آشکار میسازد. کتابی جامع و ارزشمند که دانشجویان و پژوهندگانی ادبی و به ویژه شیفتگان ادبیات کهن را اغنا خواهد کرد.
دربارهی کتاب عناصر داستانی و نمایشی در میراث ادبیات فارسی
بیشک یکی از مهمترین جنبههای شناخت ادبیات کهن فارسی، آشنایی با عرصهی وسیع آثار روایی و عناصر داستانی و نمایشیای است که در دل آن مکنون شدهاند. محمد حنیف با نگارش کتاب عناصر داستانی و نمایشی در میراث ادبیات فارسی، بر آن است تا به شکل عمیق به واکاوی این مقوله بپردازد.
محمد حنیف سالهای بسیاری در دنیای نویسندگی قلم زده و به پژوهش دربارهی عناصر و اصول داستاننویسی پرداخته و ظرفیتهای نمایشی ادبیات فارسی را مورد بررسی قرار داده است. از سوی دیگر سابقهی پرباری در زمینهی تدریس دروس قصهگویی و نمایش خلاقانه در دانشگاههای مختلف دارد و علاوهبر برگزاری کارگاههای داستاننویسی، کتابهای متنوعی را نیز در باب ادبیات داستانی و ظرفیتهای نمایشی آثار روایی کهن به نگارش درآورده است.

از اینرو، به پشتوانهی این مطالعات و فعالیتهای فراوان، تألیف این کتاب را به دست گرفته است تا ادبیات روایی فارسی را به شکلی جزئینگرانه و دقیق، از زاویهی عناصر داستانی و نمایشی مورد کنکاش قرار دهد و این جنبه را در بخشهای مختلف ادبیات، از جمله ادبیات غنایی، تعلیمی، حماسی، طنز و حتی در حکایتهای عامیانهی شفاهی و مکتوب میکاود.
نویسنده در فصل اول کتاب عناصر داستانی و نمایشی در میراث ادبیات فارسی، به طور مختصر عناصر داستانی را برای مخاطب برمیشمرد و او را با انواع ادبی و تعریف داستان آشنا میسازد. سپس در فصل دوم به مقایسهی آثار روایی کهن با آثار روایی امروز میپردازد و پس از آن تا فصل دهم، عناصر مختلف داستانی همچون پیرنگ، قهرمان و ضدقهرمان، شخصیتپردازی، گفتوگو (دیالوگ)، صحنهپردازی و گرهافکنی و گرهگشایی را در متون ادبی کهن نظیر منظومههای لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، زال و رودابه و... مورد بررسی قرار میدهد.
در ادامه، مقولههای کانون روایت، درونمایه و زبان را در میراث ادبیات روایی فارسی تحلیل میکند و مخاطب را با مهمترین حکایتهای ادبیات کهن فارسی آشنا میسازد. درنهایت در فصل آخر به شکل مفصل عناصر داستانی و قابلیتهای نمایشی را در قصهها و حکایتهای فارسی متعددی مورد تحلیل قرار میدهد.
بدین ترتیب محمد حنیف با تکیه بر سالها مطالعه و تجربه، اثری وزین و جامع را برای دوستداران ادبیات حاضر کرده است. کتابی ارزنده که به همت انتشارات علمی و فرهنگی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب عناصر داستانی و نمایشی در میراث ادبیات فارسی برای چه کسانی مناسب است؟
دانشجویان رشتهی ادبیات، پژوهشگران ادبی و تمامی علاقهمندان به عرصهی ادبیات داستانی و نقد ادبی، به خصوص کسانی که دلباختهی آثار کهن فارسی هستند، از مطالعهی این اثر بسیار بهره خواهند برد.
در بخشی از کتاب عناصر داستانی و نمایشی در میراث ادبیات فارسی میخوانیم
قصۀ «مرد روستایی و سلطان»، همانگونه که گردآورنده نیز اشاره کرده، از دو بخش مجزا تشکیل شده است؛ یعنی بخش آغازین قصه، که شاه با دیدن مردی کریهالمنظر وی را زندانی میکند تا اگر روزش خراب شد او را به مجازات برساند و بخش بعدی، که به ورود مرد زشت به قصر و ماجراهای پس از آن اختصاص دارد. این قصه در روایتهای دیگر، بهصورت مجزا، نیز نقل شده و معمولاً شاه، همان شاهعباس قصههای عامیانه است و مردی که با دستمال جلوی دهانش را میگیرد، نقّال دربار است که مورد حسد وزیر قرار میگیرد. بههرحال، از اینگونه تلفیقها در قصههای عامیانۀ فارسی، نمونههای فراوانی وجود دارد و سرچشمۀ برخی از این قصهها را نیز میتوان در قصههای کهن فارسی بازیافت.
نکتۀ مهمی که اقتباسگر باید دربارۀ چنین قصههایی بداند، پیبردن به ریشههای آن قصههاست، زیرا وقوف به اصل ماجرا میتواند او را در گسترش احتمالی داستان یاری رساند؛ چنانکه دربارۀ این قصه میتوان به ریشههای آن - همانگونه که گردآورندۀ قصه نیز اشاره کرده است -در مرزباننامه سعدالدین وراوینی، روضۀالعقول محمد غازی ملطیوی، نوادر راغب اصفهانی، و جوامعالحکایات و لوامعالروایات سدیدالدین محمد عوفی مراجعه کرد.
اما خود قصه، اگر بتوان میان دو بخش آن زمینۀ تلفیقی محکمتری پیدا کرد، ظرفیت یک اثر نمایشی مستقل و کوتاه را دارد. زیرا حسادت وزیر به مردی که خود را از خاصان درگاه پادشاه کرده است، میتواند اساس یک کشمکش جاندار باشد و در صورتی که گره نامۀ سلطان و دریافت آن از سوی وزیر بهراحتی باز نشود و حتی وزیر برای دزدیدن آن تمهیداتی بچیند، میتواند به بحران دامن بزند و انتظار داستانی را طولانیتر کند، هرچند به جای وزیر، باید از مقام نازلتری برای این مأموریت سود جست، زیرا وزرا معقولتر از آناند که در این قصه نشان داده شده است.
بله





















