نقد، بررسی و نظرات کتاب تمام رنگهای تاریکی - کریس ویتاکر
4.4
23 رای
Soha Shahrasebi
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
30
مراحل خوندن این کتاب مثل بالا رفتن از پله و رسیدن به مقصدی به اسم خونه بود. باورم نمیشه تو ۴۸ ساعت ۷۵۰ صفحه کتاب خوندم. قطعا سردرد و سرگیجم میتونن اینو تائید کنن😊تو این ۷۵۰ صفحه هیچ خط داستانی بی ربط و حوصله سر بری پیدا نمیشه. کشش محض رو تجربه کردم از اول تا اخر کتاب. شخصیتها جوری طراحی شدن که با همشون زندگی میکنید. درکشون میکنید در طول کتاب. هر چپتر شما شگفت زده میشید. فصلهای این کتاب شمارو مثل یه گل وحشی که لایه لایه گلبرگاش رو میکنید میرسونه به جایی که شوکه میشین. نمیشه اخر داستانش رو حدس زد. کتاب پر از توصیفات ب جا و نوشتار به قائده و با اهمیت هست. یه جورایی شیفتهی شخصیت پچ میشید. شوخیاش با سم دلچسبه. از کودکی با پچ همراه میشین تا اواسط ۳۰ و خوردهای سالگیش و ریتم کناب اینقدر قشنگ و دقیق هست که فکر میکنید شما هم با شخصیت پچ از بچگی رشد کردین و مراحل زندگیش رو تجربه کردید. ممنونم از کتاب راه که تونستم این اثر بسیار دوست داشتنی رو همزمان با چاپ بخونم. ممنونم از موجود کردن این کتاب. تنها خواهشی که دارم اینه لطف کنید و قیمت کتابهای پی دی اف رو اندکی کم تر بزارید تا هممون ازین کتابهای الکترونیک لذت ببریم. موفق و شاد باشید 💕
کتاب داستان دو دوست رو بین سال های ۱۹۷۵تا۲۰۰۱میلادی در شهر مونتاکلیر ایالت میسوری آمریکا روایت می کنه که هنگام شروع ۱۳-۱۴ سال بیشتر ندارن. این کتاب توی گودریدز امتیاز ۴/۲ از ۵ رو گرفته و اگه اشتباه نکنم در سال ۲۰۲۴ هم برنده ی بهترین کتاب جنایی معمایی گودریدز شد، اما از نظر من این یه کتاب درام-داستانیه که یه کوچولو جنایت و معما هم اون گوشه موشه هاش هست؛ پس با این تصور که با یه کتاب جنایی معمایی خیلی خفن (از اینا که قتلی رخ می ده و حالا شما باید با کاراگاه های کتاب همراه بشید، سرنخ ها رو دنبال کنید و قاتل رو بگیرید) روبه رو هستین سراغش نرید. از خوبی های کتاب، می تونم به متن زیبا و شاعرانه ش و جملات فلسفی و درس های خوبی که می ده، اشاره کنم. فصل ها کوتاهه، متنش روانه و هرفصل هم طوری تموم میشه که واسه ادامه خوندنش مشتاق باشین. (جا داره همینجا از خانم رجوند عزیز واسه ترجمه زیباشون تشکر کنم که هم تونسته بودن لحن شاعرانه نویسنده رو حفظ کنن و هم طنز میون جملاتش رو) در کل خوندنش رو پیشنهاد می دم، از اون کتاب هاست که با خوندن جمله آخرش لبخند به لبتون میاد و بعد به شخصیت ها فکر می کنید و می بینید چی بودن، چی می خواستن بشن و الان چی شدن. چه اتفاقاتی رو که از سر نگذروندن. دلم تا مدت ها واسه پچ و سینت و به خصوص سامی (نصف طنز ماجرا رو دوش این کاراکتر فرعی دوست داشتنی بود) تنگ می شه. 💔ممنون از کتابراه عزیز بابت انتشار این کتاب. 🙏
کلا این داستان رو پسندیدم، ولی نه اینکه محو شوم، جادو شوم یا انرا شاهکار بنامم، داستانی طولانی که حدود ۴۰ سال از زندگی قهرمانانش را توصیف میکند، همین موضوع هم حسن بود از این نظر که نویسنده یه برش کوچک کیک به خواننده نمیدهد (بلکه کیک کامل زندگی افراد را وسط میگذارد) هم بعنوان نقصش باعث شد خواننده کمی خسته بشه، از این همه پاییز امد، بهار امد، زمستان امدهای داخل داستان، ولی داستانی واقع گرایانه عادی بودن زندگی وفراز وفرودهای اون رو کامل به تصویر کشیده بود، کشش داستان ابتدا خوب بود، اوج گرفت ونزولی شد فکر کنم حدود ص ۳۰۰ تا ۴۰۰کمی حوصله سر بر شد، اما دوباره هیجان داستان صعودی شد.
