کتاب اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی اثر محمدامین قانعی راد، پژوهشی در زمینهی جامعهشناسی تاریخی دربارهی نقش جنبش شعوبیه در رشد فرهنگی و علمی ایران است. نویسنده این اثر، با رویکردی تاریخی و تحلیلی، پیوند میان اخلاقیات شعوبی و شکلگیری روحیهی علمی در این دوره را بررسی کرده است. تاثیر نهضتهای اجتماعی و مذهبی، سنت، خلاقیت و ارتباط میان اخلاقیات شعوبی و روحیهی علمی، مبحثهای اصلی این کتاب را تشکیل میدهند.
دربارهی کتاب اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی
جنبش شعوبیه، زمینهای برای پیشرفت چشمگیرِ فرهنگ و دانشِ ایرانیانِ سدهی سوم تا پنجم هجری فراهم کرد. ریشههای این جنبش در کتاب اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی بررسی شده است. محمدامین قانعی راد، جامعهشناس سرشناس و فقید ایرانی، جنش شعوبی را با رویکرد جامعهشناسیِ تاریخی بررسی کرده و به تبیین و فهم علل اجتماعی و دلیلهای رشد علم در برههای از تاریخ تمدن و فرهنگ ایران پرداخته است.
منظور از جنش شعوبیه، نهضت فکری، فرهنگی و سیاسی در جهان اسلام بود که توسط ایرانیان شکل گرفت. این جنبش در برابر تفکرات قومگرایانهی عربها قد علم کرد و با تکیه، بر افتخارات تاریخی، تمدن کهن و دستاوردهای فرهنگی ایرانیان، به بازتعریف هویت ایرانی - اسلامی پرداخت. در کنار اتفاقهای سیاسی و اجتماعی، شخصیتهای مهم و تاثیرگذارِ سدهی سوم تا پنجم هجری در کتاب اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی انتشارات علمی و فرهنگی بررسی شدهاند.

واکاوی جریان فکری شعوبیه از منظر محمدامین قانعی راد
دانشمندانی مانند ابن سینا، ابوریحان بیرونی و جابر بن حیان، شیوههای علمی جدیدی را مبتنی بر مشاهده، آزمایش، اندازهگیری و سنجش در پیش گرفتند. این رویکرد، پیوندی نظاممند میان مشاهدههای تجربی و دانش نظری ایجاد کرد و پایهگذار تحقیقات علمیِ نوین شد. ذکرِ این دستاوردها در اثر پیش رو، نشان میدهد که چگونه ارزشهای برآمده از جنبش شعوبیه، بستری مساعد برای ظهور نگرشهای علمی نوآورانه در ایرانِ سدهی سوم تا پنجم هجری فراهم کرد.
جنبش شعوبی از لحاظ جامعهشناسی نیز در کتاب اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی، واکاوی شده است. دستاوردهای دانشمندانِ آن زمان، زمینهای برای تبادل فرهنگی و انتقال علمی فراهم کرد. در رویارویی فرهنگها، سنتهای هندی، چینی، یونانی، سریانی و ایرانی در برابر هم قرار گرفتند. برخورد فرهنگها، زمینهای برای گسترش عقل انتقادی و ظهور اندیشمندان بزرگ فراهم کرد.
دو جریان شعوبیه در بوتهی نقد؛ صوفیگرایی یا عرفان؟
محمدامین قانعی راد، مفهوم شعوبی را از دیدگاههای مختلفی توضیح داده است. بر اساس این توضیحات، شعوبیه به دو گروه اصلی تقسیم میشد. نخستین گروه، رویکردی صوفیگرایانه داشتند و راه عرفان را در پیش گرفتند. دومین گروه، باور داشتند که انسان باید حضوری فعال در گروههای اجتماعی و اقوام مختلف داشته باشد. باورها و دستاوردهای این گروه در کتاب اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی بررسی شده است.
اگر به تاریخ علم، جامعهشناسی تاریخی و زمینههای فرهنگی شکوفایی علمی ایران در سدههای نخست اسلامی علاقه دارید، خرید کتاب اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی میتواند دریچهای تازه به این دورهی مهم تاریخی پیش روی شما بگذارد. این اثر با نگاهی تحلیلی، نسبت میان جنبش شعوبیه، ساختارهای اجتماعی و رشد عقلانیت علمی را بررسی میکند.
کتاب اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی برای شما مناسب است اگر
- به تاریخ علم در تمدن اسلامی و بهویژه ایران علاقه دارید.
- به تاریخ ایران و جهان اسلام علاقه دارید و میخواهید با مطالعهی کتابی معتبر، با خاستگاه، اهداف و تأثیرات جنبش شعوبی آشنا شوید.
- در حوزهی جامعهشناسی فعالیت میکنید و به منبعی جامع برای آشنایی با رویکردهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و علمیِ ایرانیان سدهی سوم تا پنجم هجری نیاز دارید.
در بخشی از کتاب اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی: روایتی تاریخی از رشد و افول علم تجربی در ایران قرون سوم تا پنجم هجری میخوانیم
فرهنگ عمومی در معرفت علمی نفوذ دارد و این نفوذ در دورههای تکوین علم از بیرون، و در دورههای استقلال علم، از درون صورت میگیرد. بدین ترتیب، در دورههای آغازین توسعۀ علمی، میتوان ربط بین شیوههای زندگی و اندیشههای روششناختی را مورد بررسی قرار داد. ساختار هنجارهای علم یا قواعد روششناسی، که در دورههای استقلال علم همچون منطق درونی علم تلقی میشوند، در ابتدا و در دورههای آغازین رشد علمی به حوزههای دیگر تعلق داشتهاند. قبل از اینکه علم به عنوان فعالیتی متمایز شکل گیرد، این قواعد و هنجارها به عنوان یک اخلاقیات اجتماعی وجود دارند و کسانی که بعدها دانشمند نامیده میشوند تحت تأثیر آن قرار میگیرند و قواعد اخلاقی در فعالیتهای آنان به قواعد روششناسی تبدیل میگردد.
حرمت اخلاقی این هنجارها باعث میشد که دانشمندان فرایند انتقال تدریجی آنها را تحلیلناشده باقی گذارند. بنابراین، در این دورههای آغازین، ساختار هنجاری علم و حتی قواعد منطقی و اصول روششناختی آن از نهادی شدن ارزشها و اخلاقیات معینی حاصل میشوند.
نهادی شدن علم و روشهای مطالعۀ علمی در واقع تبدیل هنجارهای معین رفتار بشری به قواعد و دستورالعملهای معین است. در دورههای رشد علمی، قبل از اینکه جستوجوی حقیقت علمی یک هدف آشکار باشد، اغلب جامعه برای تحقق ارزشها و اهداف فرهنگی و اجتماعی خود دستخوش جنبشهایی میگردد، و پس از آن و صرفنظر از تحقق یا عدم تحقق این اهداف، احتمال دارد که جامعه به دلیل توازی ساختار هنجاری جنبش و ساختار فرهنگی علم، با یک دورۀ تحول علمی مواجه گردد. این توازی پنهان، فقط بعد از تحلیل جامعهشناختی و دریافت معرفت علمی همچون کارکرد پنهان جنبش اجتماعی آشکار میشود.
بله

















