کتاب تجلیات التراث النصی الجاهلی فی نهج البلاغه که به همت علی بیانلو و فاطمه جمشیدی نوشته شده است، بررسی و تحقیقی به زبان عربی است دربارهی تأثیر ادبیات عرب دوران پیش از اسلام، بر نهجالبلاغه که یکی از عمیقترین، پرمغزترین و هنرمندانهترین متون دوران خود است. این پژوهش نشاندهندهی قدرت بیان علی بن ابیطالب، تسلط او بر برترین آثار ادبی زمانهی خود و اهمیت ادبیات بر تأثیرگذاری کلام است.
دربارهی کتاب تجلیات التراث النصی الجاهلی فی نهج البلاغه
تحقیقات زیادی دربارهی تأثیر قرآن کریم بر ادبیات عرب پس از اسلام وجود دارد. همینطور دربارهی قدرت نافذ کلمات نهجالبلاغه و تأثیر آن بر ادبیات پژوهشهای زیادی صورت گرفته است. اصلاً، یکی از ابعاد اعجاز قرآن و فخر نهجالبلاغه، خورشید بودن، در آسمان پرستارهی ادبیات عرب است. برترین هنر صحرانشینان عربستان، شعر و شاعری بوده است و بلاغت و فصاحت کلام که برترین نمونهی آن را در کلام امیرالمؤمنین میبینیم. کتاب تجلیات التراث النصی الجاهلی فی نهج البلاغه، جلوههای میراث متنی پیش از اسلام در نهجالبلاغه را با زبان شیوای عربی بررسی میکند. این بررسی، متون ادبی که از پیش از اسلام در شبهجزیرهی عربستان بهجامانده است بررسی میکند و با نهجالبلاغه تطبیق میدهد.
علی بیانلو، استادیار دانشکدهی زبان و ادبیات دانشگاه یزد و فاطمه جمشیدی، نویسندگان کتاب تجلیات التراث النصی الجاهلی فی نهج البلاغه، مقالات پرشماری در این حوزه و زمینههای گوناگون مرتبط به چاپ رساندهاند که نشان از تسلط آنها به محتوای پژوهش است. کتاب تجلیات التراث النصی الجاهلی فی نهج البلاغه را انتشارات دانشگاه یزد به چاپ رسانده است.
کتاب تجلیات التراث النصی الجاهلی فی نهج البلاغه برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب تجلیات التراث النصی الجاهلی فی نهج البلاغه میتواند، برای علاقهمندان به ادبیات عرب، محققان نهجالبلاغه و پژوهشگران تاریخ ادبیات خواندنی است. این کتاب کاملا به زبان عربی نوشته شده است.
در بخشی از کتاب تجلیات التراث النصی الجاهلی فی نهج البلاغه: دراسه اسلوبیه شامله لمواقف «التقلید، والتضمین، والتناص» میخوانیم
وقال ذو الإصبع العَدوانی حین احتضر، وهو یوصی ابنه: «فإنَّ لَکَ أجلَاً لا یَعدُوکَ»، فضمَّن ذلک القول الإمام علیّ فی خطبۀ المتّقین بقوله: «إنَّ لِکلّ أجلٍ وَقتاً لا یَعدُوهُ، وَسَبباً لا یَتجاوزهُ، فمَهلاً، لا تَعُد لِمثلِها». وفی وصیۀ له کتبها للحسن بن علیّ، ابنه، السبط الأکبر: «وَلَن تَعدُوَ أجَلَکَ» 351، فنری أنَّ الإمام علیّ، فی هذین المثالین، قد احتذی حذو الجاهلی فی اللفظ والمعنی، وإن استبدل أو غیّر ببعض اللفظ أو زاد علیه أو خزله. وهکذا صدر عن جانبه الشریف قوله: «فإنَّک لَستَ بِسابقٍ أجَلَکَ»؛ وذلک یدلّ علی معنی القولین السابقین، وإن بَعد عن سابقیه من حیث اللفظ والتعبیر.
وهکذا فی کلام آخر عنه: «ما عَسی أن یَکونَ بَقاءُ مَن لَهُ یَومٌ لا یَعدُوه وَطالبٌ حَثیثٌ مِن المَوتِ یَحدوُهُ». فیُلاحظ فی الشواهد أنّ الارتکاز لقد تمّ علی فعل "لا یعدو" واسم "أجل" بحیث یشیر ذلک إلی عدم تناسی الموت أحداً، وإن کبُر سِنّاً، فهو معنیً أعلی وأفضل من ناحیۀ التّضمین المعنوی إلی جانب تضمین البعض القلیل من اللفظ.
وأمّا هذا المعنی فتکرّر فی مواضع مختلفۀ من القرآن الکریم باللفظ الواحد السوی، تقریراً للمعنی الثابت، حتّی ألّا ینساه الإنسانُ الغافلُ موتَه وأجَلَه، وقصر حیاته علی ظهر الأرض؛ حیث یقول فی هذا الخصوص سبحانه وتعالی فی موضع: ﴿قُلْ لَکُمْ مِیعادُ یَومٍ لا تَستأخِرونَ عَنهُ سَاعَۀً وَلا تَستَقدِمونَ﴾، وقال فی موضع آخر جلّ جلالُه: ﴿وَلِکلِّ أُمَّۀٍ أجَلٌ فإذا جَاءَ أجَلُهُمْ لا یَستَأخِرونَ سَاعَۀً وَلا یَستَقدِمونَ﴾، وکذا أعید قوله تعالی باللفظ نفسه فی موقف آخر: ﴿... لِکُلِّ أُمّۀٍ أجَلٌ إذا جَاءَ أجَلُهُمْ فَلا یَستَأخِرونَ سَاعَۀً وَلا یَستَقدِمونَ﴾، وقوله تعالی أیضاً: ﴿... وَلکِنْ یُؤخِّرِهُمْ إلی أجَلٍ مُسمّیً فَإذا جَاءَ أجَلُهُمْ لا یَستَأخِرونَ سَاعَۀً وَلا یَستَقدِمونَ﴾.
بله
















