از قرن چهارم میلادی، همزمان با قدرت گرفتن امپراتوری بیزانس، مسیحیت در اروپا تثبیت شد. از آن پس تا قرن چهاردهم میلادی، سلطهی کلیسا و مسیحیت در اروپا حاکم بود. در کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم، ویل دورانت با نگاهی جامع این دوره را بررسی مینماید. وی در این جلد علاوه بر تاریخ اروپا و مسیحیت، تمدنهای اسلامی و یهودی جاری در این دوران را نیز معرفی میکند. این اثر که در گروه کتابهای تاریخ قرون وسطی طبقهبندی میشود، تصویری جامع از تمدنهای یهودی، مسیحی و اسلامی را طی ده قرن ارائه میدهد.
دربارهی کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم
کنستانتین کبیر اولین امپراتور روم بود که به مسیحیت گروید و با صدور فرمان میلان به مسیحیان آزادی دینی داد. پس از آن بود که مسیحیت در اروپا گسترش یافت و کلیسا به نهاد قدرتمندی تبدیل شد که قدرت سیاسی و اجتماعی را در سرزمینهای اروپایی در دست گرفت و تا قرن چهاردهم به طور مطلق بر اروپا فرمان میراند. ویل دورانت (Will Durant) کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم (The Story of Civilization 4) را با عنوان عصر ایمان (The Age of Faith) به همین دوره اختصاص داده است. او این کتاب را از سال 325 میلادی آغاز میکند؛ یعنی زمانی که شورای نیقیه تشکیل شد و بنیانی برای قدرت گرفتن مسیحیت و شروع عصر جدیدی در تمدن غرب شکل گرفت. نویسنده در نهایت کتاب را با حوادث سالهای 1300 میلادی، زمانی که کمکم نشانههای ضعف، سستی و انحطاط در قدرت کلیسا نمایان شد، به پایان میرساند.

در قرن چهارم میلادی، امپراتوری روم به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شده بود که هر دو در اروپا نفوذ و قدرت داشتند. کنستانتین کبیر، امپراتور روم، با انتقال پایتخت به شرق و بنیانگذاری شهر قسطنطنیه، پایههای امپراتوری روم شرقی یا بیزانس را بنا نهاد. او با حمایت از مسیحیت و پایان دادن به آزار مسیحیان، زمینه را برای گسترش و رسمی شدن این دین فراهم کرد. در همین زمان، امپراتوری روم غربی به دلیل عواملی چون هجوم قبایل بربر، ضعف در رهبری و بحرانهای سیاسی و اقتصادی، به سمت ضعف و فروپاشی میرفت. در مقابل، امپراتوری بیزانس در شرق، با تکیه بر ساختارهای رومی و ایمان مسیحی، به قدرت میرسید و تمدنی مسیحی و پایدار را در شرق اروپا پایهگذاری میکرد. ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم نشان میدهد که چطور مسیحیت از جنبشی اخلاقی و فردی به نهاد رسمی حکومتی بدل شد و نظم جامعه را به دست گرفت. وی در این بخش از کتاب از آگوستین قدیس نام میبرد و نشان میدهد که چگونه او اندیشههای افلاطون را با مسیحیت درآمیخت و پایههای فلسفهی غرب را بنا کرد.
همزمان با تثبیت قدرت امپراتوری بیزانس در روم شرقی، آیین اسلام در شبهجزیره عربستان با تولد حضرت محمد (ص) در مکه و آغاز دعوت وی ظهور یافت. ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم، فصلی را به بررسی خاستگاه، گسترش و شکوفایی تمدن اسلامی اختصاص داده است. او این بخش را با بازخوانی حیات پیامبر اسلام، از تولد در مکه تا تأسیس دولت اسلامی در مدینه، آغاز میکند. سپس به تحلیل تحولات سیاسی و اداری خلافتهای اموی و عباسی میپردازد. دورانت علاوه بر بررسی ساختارهای حکومتی، توجه ویژهای به جریانهای فکری، فرهنگی و علمی در جهان اسلام دارد و وضعیت پیشرفتهایی چون فلسفه، علوم تجربی، هنرهای بصری، ادبیات و موسیقی را با دقت تحلیل میکند. وی از اندیشمندانی نظیر فارابی، ابنسینا، ابنرشد و نیز عرفایی چون امام محمد غزالی نام میبرد. افزون بر این، به چهرههای ادبی چون عمر خیام و سعدی شیرازی میپردازد و نمونههایی از اشعار آنان را نقل میکند. در ادامه، نویسنده بخشی مستقل را به بررسی وضعیت یهودیان در جوامع اسلامی و مسیحی اختصاص داده و به تبیین جایگاه اجتماعی، فرهنگی و دینی آنان پرداخته است. وی در این میان، از متفکرانی چون موسی بن میمون (ابنمیمون) یاد میکند و به بررسی مبانی شریعت و آموزههای دینی یهود در قرون وسطی میپردازد.

ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم، پس از آن که تمدنهای دینی قرون وسطی را معرفی میکند، به مطالعهی کشورهای اروپایی و ساختارهای سیاسی، اجتماعی و نظامی را در دوران قرون وسطی میپردازد. وی ابتدا تاریخ فرهنگی، سیاسی و مذهبی کشورهایی چون اسپانیا، ایتالیا، فرانسه، آلمان، انگلستان و... را به طور مجزا بررسی میکند و نشان میدهد که مسیحیت و کلیسا چگونه در هریک از این سرزمینها زمام امور را به دست داشته. نویسنده در بررسی ساختارهای اجتماعی قرون وسطی، به طور ویژه به نظام فئودالیسم و پدیدهی شوالیهگری توجه میکند. او فئودالیسم را که نظامی مبتنی بر مالکیت زمین و وفاداری سیاسی است، معرفی میکند و روابط و مناسبات آنها را با کلیسا، شاه، برده و شوالیهها، بهعنوان نیروی نظامی و جنگاوران تحت اختیار اربابان، میکاود. دورانت نشان میدهد که این ساختار نهتنها نظم اجتماعی قرون وسطی را شکل میداد، بلکه یکی از ستونهای اصلی قدرت سیاسی در اروپای فئودالی محسوب میشد.
بخش آخر کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم به آیین مسیحیت در قرون وسطی اختصاص دارد. این مبحث مهمترین و مفصلترین بخش از این کتاب است که با جنگهای صلیبی آغاز میشود. باید گفت در اصل، جنگهای صلیبی اوج حوادث قرون وسطی است؛ یعنی زمانی که دو دین اسلام و مسیحیت رودرروی هم قرار گرفتند. نخستین جنگ صلیبی در اواخر قرن یازدهم میلادی با دعوت پاپ اوربان دوم آغاز شد و فتح بیتالمقدس و تأسیس دولتهای صلیبینشین در شام و فلسطین تمرکز اصلی صلیبیون بود. سرانجام پس از هشت جنگ صلیبی، مسلمانان به رهبری صلاحالدین ایوبی توانستند سرزمینهای خاور نزدیک را از سیطرهی صلیبیون خارج کنند.
ویل دورانت در تحلیل این رویدادها، جنگهای صلیبی را فراتر از یک درگیری مذهبی میبیند. از نگاه او، این جنگها پیامدهایی عمیق بر ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اروپا داشتند. تضعیف نظام فئودالی، گسترش تجارت میان شرق و غرب، انتقال دانش و فرهنگ از جهان اسلام به اروپا و همچنین باز شدن راه برای رنسانس و تحولات فکری قرون بعد از جمله این موارد هستند. نویسنده همچنین به نقش جنگهای صلیبی در رشد تعصب مذهبی و خشونت دینی در هر دو سوی نزاع اشاره میکند و آن را باعث قدرت گرفتن کلیسا در کوتاه مدت و تضعیف آن در بلندمدت میداند. ویل دورانت در ادامهی این فصل به معارف، حکمت و الاهیات مسیحی اشاره میکند، دستاوردهای مسیحیت را در عرصههای هنر، ادبیات، نقاشی و موسیقی در قرون وسطی شرح میدهد و از یکی از مهمترین آثار ادبیات این دوره، یعنی کمدی الهی دانته نام میبرد.

کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم با عنوان عصر ایمان به شکلی جامع و گسترده به بررسی تاریخ فرهنگی، دینی، علمی و سیاسی جهان قرون وسطی میپردازد. دورانت در این جلد، با نگاهی فراتر از اروپا، تمدنهای اسلامی، مسیحی و یهودی را نیز در کنار یکدیگر تحلیل میکند. این اثر ویل دورانت شاهکاری در تاریخنگاری عمومی به شمار میرود. او با قلمی شیوا، نگاهی انسانمحور، و ترکیبی از تحلیل تاریخی، روایتگری ادبی و فلسفی، توانسته اثری بیافریند که هم برای خوانندگان عام جذاب باشد و هم برای پژوهشگرانْ قابل استناد. این جلد از تاریخ تمدن بهویژه به دلیل وسعت موضوع، دقت در بررسی تمدنهای گوناگون و بیطرفی نسبی در نگاه به ادیان، یکی از کاملترین و ماندگارترین آثار دربارهی دوران قرون وسطی محسوب میشود.
انتشارات علمی و فرهنگی این جلد از تاریخ تمدن را با ترجمهی ابوطالب صارمی، ابوالقاسم پاینده و ابوالقاسم طاهری منتشر کرده است.
کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای دانشجویان، استادان، پژوهشگران و همهی کسانی که علاقه دارند دربارهی تاریخ قرون وسطی بیشتر بدانند، مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب تاریخ تمدن - جلد چهارم: عصر ایمان میخوانیم
در بریتانیا، زیر سلطه امپراتوری روم، تمام طبقات، به جز دهقانان صاحب زمین، مرفه شدند. املاک بزرگ به زیان این دهقانان وسعت یافت؛ در بسیاری از موارد، مالکان بزرگ دهقانان آزاد را میخریدند، و دهقانان یا به رعیت تبدیل میشدند یا به پرولتاریای شهرها میپیوستند. بسیاری از دهقانان، بر ضد اشراف صاحب زمین، از متجاوزان آنگلوساکسون پشتیبانی میکردند. از جهات دیگر، بریتانیای روم بهسوی سعادت ره میسپرد. شهرها رشد میکردند و بر تعدادشان میافزود، و ثروت زیاد میشد؛ بسیاری از خانهها حرارت مرکزی و پنجرههای شیشهای داشتند؛ بسیاری از ثروتمندان دارای ویلاهای مجلل بودند. بافندگان بریتانیا پارچههای پشمین ممتازی که بریتانیا هنوز هم در جهان بدان شهره است، صادر میکردند. در قرن سوم، چند لژیون رومی برای حفظ امنیت خارجی و آرامش داخلی کافی بود.
اما در دو قرن چهارم و پنجم امنیت در تمام جبههها به خطر افتاد: در شمال از طرف پیکتهای کالدونیا؛ در مشرق و جنوب از جانب مهاجمان نورس و ساکسون؛ در غرب از سوی سلتهای منقاد نا شده ویلز، و گیلها و سکوتهای ماجراجوی ایرلند. در فاصله سالهای 364 تا 367 هجومهای ساحلی سکوتها و ساکسونها به طرز وحشتانگیزی شدت یافت؛ نیروهای بریتانیایی و گالیایی این هجومها را دفع کردند، اما یک نسل بعد این هجومها ازسرگرفته شد، و این بار دفع آنها بهوسیله ستیلیکو انجام گرفت. در 381 ماکسیموس و در 407 قسطنطین غاصب چند لژیون بریتانیایی را که برای دفاع از خاک خود بریتانیا ضروری بودند برای مقاصد شخصی خود فراخواندند، و عده کمی از افراد این لژیونها زنده بازگشتند. مهاجمان حمله به مرزها را آغاز کردند؛ بریتانیا از ستیلیکو یاری خواست؛ اما او سخت سرگرم راندن گوتها و هونها از ایتالیا و گل بود.
بله

























