اگر به کتابی نیاز دارید که به جذابترین شکل ممکن پیچیدهترین مفاهیم فلسفی را برای شما شرح دهد، کتاب لذات فلسفه از ویل دورانت بهترین انتخاب ممکن است. کتابی حجیم که به شما کمک میکند عمیقتر بیندیشید و در مواجهه با سوالات فلسفی خود جوابهای قابلتاملی در آستین داشته باشید. این کتاب تاکنون به زبانهای مختلفی ترجمه شده است.
دربارهی کتاب لذات فلسفه
بسیاری از مردم ویل دورانت (Will Durant)، تاریخپژوه و فیلسوف آمریکایی را به تالیف مجموعه کتاب تاریخ تمدن میشناسند، اما مهم است بدانیم که او در طی حیات پربار خود آثار جاودان دیگری نیز از خود برجای گذاشت. از جملهی این آثار میتوان به کتاب لذات فلسفه (The Pleasure of Philosophy: A Survey of Major Ideas) اشاره کرد که در ایران با ترجمهی استاد عباس زریاب خوئی منتشر شده است. این کتاب با آنکه حدوداً یک قرن پیش اولین بار در سال 1929 به چاپ رسیده است هنوز هم از ارزش و اعتبار بالایی برخوردار است و دوستداران تاریخ فلسفه چه در مجامع دانشگاهی و چه بهصورت عمومی میتوانند همچنان از آن بهره ببرند.
ویل دورانت در این کتاب به سراغ جزییات نحلههای مختلف فلسفی نمیرود. او با زیرکی تمام مانند یک راهبر خبره عمل میکند و بزرگان تاریخ فلسفه را با وضوح و سادگی به مخاطب میشناساند. در توصیف انواع مکاتب، او به پرسش بنیادین آنها توجه میکند. این کار باعث میشود مخاطب کاملا با چارچوب فکری هر مکتب آشنا شود و بتواند قطعات پازل را خود کنار هم بچیند تا تصویری کلی از هر جریان فکری حاصل کند. او از این دست پرسشهای بنیادین سود میبرد: «ماهیت زندگی چیست؟»، «طبیعت واقعیت چیست؟» و «ما چگونه باید زندگی کنیم؟».

ساختار کتاب از یک ترتیب زمانی مشخص پیروی میکند، به عبارت دیگر، ویل دورانت آموزش فلسفه را از یونان باستان آغاز میکند، آن را به قرون وسطی و رنسانس میکشاند و سپس به دوران نوین سری میزند. دورانت به ترسیم فضای اجتماعی و فرهنگی هر دوره همت میگمارد تا مخاطب فلسفه هر عصر را در بافت تاریخی- اجتماعی آن درک کند.
یکی از مهمترین نکات کتاب لذات فلسفه تاکید بر «لذت بردن» از فلسفه است. علیرغم اینکه برای برخی خواندن فلسفه یک شکنجهی تمامعیار است، ویل دورانت تمام سعی خود را میکند تا آموختن فلسفه را از حالت خشک و آکادمیک آن خارج کند تا موضوعات غامض و پیچیدهی آن هیجانانگیز و نشاطآور بهنظر برسند. او همچنین تلاش میکند تا با تغییر لحن کتاب و ایجاد فراز و فرود در سبک نوشتار خواننده را تا پایان با خود همراه سازد.
کتاب لذات فلسفه در نه بخش و بیستوچهار فصل نگاشته شده است. در بخش اول ویل دورانت دربارهی چرایی جاذبهی فلسفه و دلیل اهمیت این شاخهی علوم انسانی سخن میگوید. در بخش دوم سوال ازلی- ابدی ِ «حقیقت چیست» محور بحث اوست. یکی از موضوعات مورد بحث و خواندنی بخش سوم تفاوت میان ایدئالیسم و ماتریالیسم است که ویل دورانت مفصلاً در این باب داد سخن داده است. بخش چهارم به مبحث اخلاق و اصول اخلاقی در جوامع مختلف و نسبت آنها با فلسفه اختصاص دارد. البته که در این بخش موضوعات دیگری مانند عشق و زناشویی هم مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند. با خواندن بخش پنجم، خواننده به مفهوم بسیار مهم «زیباییشناسی» اشراف نسبی حاصل میکند. در این بخش همچنین میتوان اطلاعاتی را دربارهی نسبت هنر و زیبایی حاصل کرد. در بخش ششم، ویل دورانت پای تاریخ، علاقهی همیشگیاش را به کتاب میکشاند. او دربارهی جنگهای تاریخی و سیر تمدنها در نسبت با فلسفه سخن میگوید و نظر خود را دربارهی آیندهی تمدن بیان میکند. در بخش هفتم آزادی، دموکراسی و نسبت حکومتها با آزادی مورد بحث قرار میگیرند. جالب توجه آن است که دورانت بحث مدینهی فاضله را در آخرین فصل این بخش مطرح میکند و بلافاصله آن را به بخش دین، بخش هشتم، پیوند میزند تا خوانندهی خلاق و متفکر بتواند از ربط حوادث نتایج مهم بگیرد. مرگ، بزرگترین سوال بیپاسخ بشر است و موضوع آخرین بخش کتاب لذات فلسفه. خواننده میتواند با ویل دورانت همراه شود و به مراحلی که آدمی در حیات خود بر کرهی خاکی طی میکند از پنجرهای متفاوت بنگرد.

خالی از لطف نیست که بگوییم دکتر عباس زریاب با ترجمهی کتاب لذات فلسفه هدیهی بیمثالی را به خوانندگان فارسیزبان اعطا کرده است. انتشارات علمی و فرهنگی این کتاب ارزشمند را به چاپ رسانیده است.
نکوداشتهای کتاب لذات فلسفه
- نمایش درخشان ایدهها... آقای دورانت مانند داستانهای پلیسی، فلسفه را هیجانانگیز مینویسد. (Saturday Review)
- یک نظرسنجی عالی... ویل دورانت کتابی نوشته است که باید علاقهی هر خواننده باهوشی را برانگیزد. (واشنگتن پست)
کتاب لذات فلسفه برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای مخاطبان عام و دوستداران فلسفه کتابی خواندنی است. دانشجویان رشتههای علوم انسانی نیز بیشک از این کتاب بهره خواهند برد.
در بخشی از کتاب لذات فلسفه: پژوهشی در سرگذشت و سرنوشت بشر میخوانیم
اکنون مىتوانیم دریابیم که اگر فلسفه قدرت گذشتهاش را دریابد و علم را به خدمت خود آورد و آن را افزار کار خود سازد، باز شایستهی نام ملکهی علوم خواهد بود و همه او را به این نام خواهند شناخت. موضوع بحث او جهان و فن اختصاصى او کائنات خواهد شد. ولى همچنان که یک ملکهی خردمند ولایات مختلف مملکت خود را به حکام ماهر مىسپارد و این حکام نیز وظیفهی جمعآورى اطلاعات و رسیدگى به جزئیات را به اتباع خود بازمىگذارند تا خود به فراغت به تنظیم اطلاعات و تدبیر امور برسند، فلسفه نیز مملکت خود را به مناطق مختلف تقسیم مىکند و در بهشت خود کاخهاى فراوان بر پا مىسازد.
نخستین منطقه از مملکت فلسفه، که به منزلهی دهلیزى به خانهی اوست، به نام خشک «منطق» خوانده مىشود؛ گویى فلسفه جمال خود را بهعمد از دیدهی بیگانگان پوشانده است و از طالبان خود درخواسته تا نخست از این بوتهی آزمایش بگذرند و شایستگى خود را براى تمتع از جمال او به ثبوت رسانند؛ زیرا لذات فلسفه مانند مراحل عالیهی عشق است که مردم سفله را بدان راهى نیست. اگر ما تصورى از حقیقت نداشته باشیم و دربارهی آزمایشهایى که ما را از حضور حقیقت مطمئن مىسازند. تأمل نکرده باشیم چگونه مىتوانیم آن را به محض دیدن بشناسیم؟ و چگونه مىتوانیم به سؤال بىجوابماندهی پیلات پاسخ دهیم؟ آیا دنبال استدلال ماجراجوى زودشکن خود برویم، به شهود عمیق مبهم خود گوش فرا دهیم، یا فقط آن را باور کنیم که گوش مىشنود و چشم مىبیند و دست لمس مىکند؟ چگونه حواس و اندیشهی خود را از تعصبات و بتهاى فریبنده پاک کنیم و چراغ دل و ذهن را روشن سازیم تا به هر حقیقتى که بر ما بگذرد خوشآمد بگوییم و آن را بپذیریم و در جاى خود فرود آوریم؟ چگونه مانند ورزشکاران تمرین کنیم و خود را آمادهی دوست داشتن حکمت و جستوجوى آن سازیم؟
بله
























