کتاب ایران در جنگ پنج قرن از تاریخ ایران را بازگو میکند؛ تاریخی پرفراز و نشیب که در میان آن سلسلههای بسیاری میروند و میآیند و فقط یکچیز باقی میماند: جنگ. کاوه فرخ، استاد تاریخ دانشگاه بریتیش کلمبیا، این کتاب را با جنگ چالدران آغاز میکند و با جنگ تحمیلی به پایان میرساند.
دربارهی کتاب ایران در جنگ
نه اینکه فکر کنید بلایی که امروز بر سر این مرز پرگهر میآید حکایت دیروز و فردا باشد، جنگ انگار قرنها پیش راهش را به ژنهای ما باز کرده است، تبدیل شده به میراث نیاکانمان، گویی در پس هر شکوهی که از این تمدن دیرینه میشناسیم، جنگی آه و فغان نیاکانمان را به عرش اعلی رسانده است. دکتر کاوه فرخ (Dr Kaveh Farrokh) که خود زادهی قفقاز جداشده از ایران است، این موضوع را با پوست و گوشت و خون خود درک میکند. او برای ادای دین به تاریخ ایران، به دنبال کتاب تحسین شدهی «سایههای صحرا» کتاب ایران در جنگ (Iran at War) را به نگارش درآورد.

کاوه فرخ کتاب ایران در جنگ را با سلسلهی صفویان آغاز میکند؛ همان حکومتی که مذهب شیعه را به مذهب غالب ایران بدل کرد. شاه اسماعیل اول، بنیانگذار این سلسله، یک رهبر نظامی بیرحم نسبتبه دشمنان و مهربان با زیردستانش بود. شاه اسماعیل در زمان خودش با ازبکها، پرتغالیها و عثمانیها جنگید و در جنگ معروف چالدران شکست سختی از سربازان عثمانی خورد؛ آنهم به دلیل دسترسی نداشتن به پیشرفتهترین امکانات نظامی. در زمان شاه عباس اول، سپاهیان ایران با توپ و باروت آشنا شدند و توانستند در برابر دشمنان خارجی قد علم کنند. دسیسههای پادشاهان اروپایی و حکومتهای سنی با سلسلهی شیعی صفویان، خوانندگان کتاب ایران در جنگ را شگفتزده خواهد کرد.
نادرشاه بهواقع یکی از نوادر جنگی و از بزرگترین سرداران ایرانی بود. چندین تاکتیک جنگی منحصر به او تاریخی شده است. مثلاً او در یکی از جنگها شترهایی با بار مواد محترقه به میان لشکری از فیلها فرستاد و سپاهیان را به وحشت انداخت. یا با استفاده از یک توپ سبک متحرک، بسیاری از دشمانش را غافلگیر کرد. نادرشاه ارتش ایران را سازماندهی کرد و سعی داشت دوباره شکوه زمان شاه اسماعیل اول و شاه عباس اول را بازسازی کند. اروپاییان او را ناپلئون مسلمان میخوانند. کاوه فرخ بخش دوم کتاب ایران در جنگ را به این نابغهی نظامی اختصاص داده است. حتماً در چند فصل این بخش رد پای سپاهیان ایران را در عراق و افغانستان امروزی دنبال کنید.
نادرشاه با اینکه در زمینهی جنگ نخبه به حساب میآمد؛ اما در سیاستورزی هیچ سررشتهای نداشت. او در اواخر سلطنت خود تصور کرد که پسرش قصد غصب جایگاه او را دارد و بر چشمان تنها وارث خود داغ گذاشت. پس از مرگ او، هرجومرجی کمسابقه در ایران به وجود آمد که تا زمان کریمخان زند پا بر جا بود. او با شکست دادن همهی کسانی که در این هرجومرج نقش داشتند (از جمله پدر آغامحمدخان قاجار)، حکومتی مرکزی در شیراز به وجود آورد. جریان جنگهای کریمخان را در بخش سوم کتاب ایران در جنگ میخوانید.
اولین پادشاه سلسلهی قاجار، راهی دور و دراز برای رسیدن به سلطنت داشت. او باید ابتدا دیگر قبایل را با خود همراه میکرد، سپس نوهی کریمخان را از سر راه برمیداشت و بعد، ایالات داغستان را که پس از مرگ نادر دست به شورش زده بودند، دوباره آرام میکرد. این پادشاه قاجار نیز مانند نادرشاه افشار نبوغی نظامی داشت؛ اما جانشینانش هیچکدام بهرهای از نبوغ او را نبردند و یکی پس از دیگری، سرزمینهایی را که زمانی جزء قلمرو ایران بود، از دست دادند. تااینکه نقشهی ایرانزمین را بههمان چیزی بدل کردند که امروز شاهدش هستیم. کاوه فرخ در بخش چهارم کتاب ایران در جنگ، دربارهی این دورهی تأسفبار بیشتر میگوید.

ارتش رضاشاه پهلوی پیش از جنگ جهانی دوم یکی از قدرتمندترین ارتشهای دنیا محسوب میشد؛ اما پس از حملهی روسیه و انگلستان به ایران مشخص شد که این ارتش جز طبلی توخالی، هیچ نبود. در یکی از فصلهای بخش پنجم کتاب ایران در جنگ، دربارهی این رویداد مهم در تاریخ معاصر ایران میخوانید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از جنگهای مهم قرن بیستم به وقوع پیوست: جنگ ایران و عراق. کاوه فرخ از نگاه یک ناظر بیطرف، این جنگ سرنوشتساز را توصیف میکند.
کتاب ایران در جنگ را انتشارات ققنوس با ترجمهی شهربانو صارمی منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب ایران در جنگ
- خواندن کتاب ایران در جنگ برای پیشرفت دنیای مدرن و درک تاریخ ایران ضروری است. (Business Today Egypt)
- دکتر کاوه فرخ فقط و فقط در یک کتاب، پنج قرن از تاریخ نظامی ایران را نشان میدهد. این کتاب ژرفای تاریخ و روانشناسی جنگ را بررسی میکند و از دیدگاه ایرانیان نسبتبه تهدیدهای بیرونی و چالشهای پیشرو، پرده برمیدارد. باید دربارهی این کتاب در دانشکدههای جنگ ایالات متحده در قرن بیستویکم بحث کرد. (Small Wars Journal)
- مستند کردن پنج قرن از تاریخ ایران کاری است بس سترگ. کاوه فرخ در کتاب ایران در جنگ بهخوبی از پس این کار برمیآید. او جنگ ایران و عراق را با تاریخ جنگ مدرن مقایسه میکند. (رابرت ترپسترا، خبرنگار و نویسنده)
کتاب ایران در جنگ برای چه کسانی مناسب است؟
اگر از علاقهمندان به تاریخ نظامی هستید و دربارهی مسائل خاورمیانه کنجکاوی دارید، کتاب ایران در جنگ را بخوانید.
در بخشی از کتاب ایران در جنگ: از چالدران تا جنگ تحمیلی میخوانیم
توپ و تفنگ در دوران صفوی کاربرد داشت، اما در دوران نادرشاه بود که تحولی واقعی، مشابه با تحولات اروپا در بهکارگیری سلاحهای آتشین، در ایران رخ داد. نادر توان بالقوهی دستههای منضبط پیادهنظام را در صورت کار گروهی و آتش دقیق در تیراندازی دریافت. جزایرچیها در میدان جنگ «تکیهگاه» وی بودند. آموزش سخت و مشق نظامی آنها حداقل سه ساعت در روز طول میکشید. جزایرچیها بهخوبی محافظت میشدند و توپخانه اغلب جلوِ آنها قرار میگرفت تا همچون سدی در برابر حملهی سوارهنظام عمل کند. سوارهنظام با همان شدت و حدت آموزش میدید، بهویژه برای کسب مهارت در حملات هماهنگ گروهی، تظاهر به عقبنشینی و حملهی متقابل. ترفیع صاحبمنصبان بر حسب شایستگی این اطمینان را به وجود میآورد که رهبری ارتش در دست نسل جدیدی از فرماندهان بااستعداد و دلاور قرار دارد. نتیجهی کلی آموزشِ نظامی سخت نادر، تأکید بر سلاح گرم و سپاهی از صاحبمنصبانِ کارکشته, ظهور ارتشی جدید بود که انضباط کارآمد رزمی و انعطافپذیری فرماندهی خصوصیت بارز آن بود. نبوغ نظامی نادر ارتش ایران را به ماشینی جنگی در سطح جهانی با جنگافزارهای تلفیقی تبدیل کرد و خیلی زود احترام افغانها، تیموریان، عثمانیها و نیز روسها را برانگیخت.
رستهی جزایرچی در دوران صفوی تشکیل شد و به عنوان یکی از اجزای حیاتی ارتش ایران در دوران نادرشاه به موجودیت خود ادامه داد. آنها بخش حیاتی پیادهنظام بودند که از حملات سوارهنظام پشتیبانی میکردند و در برابر حملات دشمن (پیادهنظام و سوارهنظام) به دفاع میپرداختند. جزایرچیها به سلاحهای بزرگی از سنخ تفنگ مسلح بودند معروف به چخماقی [سرپر] که مشخصهی آن «لولههای دراز و سنگین بود و برای آتش در میدان نبرد باید سوار سهپایه میشد». سهپایه دقت شلیک را بالا میبرد چون وزن چخماقی تقریباً هجده کیلوگرم بود.
بله


























