عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من - جلد اول به تاریخ اجداد خود از ابتدای سلطنت آقامحمدخان قاجار تا پایان دوران ناصرالدین شاه میپردازد. این کتاب جلد اول از سهگانهی شرح زندگانی من است که تاریخ ایران از ابتدای قاجاریه تا اوایل پهلوی را پوشش میدهد.
دربارهی کتاب شرح زندگانی من- جلد اول
بهراستی از آخرین باری که تاریخ این جغرافیای بلاخیز روی خوش به خود دیده چقدر میگذرد؟ اگر از عبدالله مستوفی، خودزندگینامهنویس شهیر دوران قاجار بپرسید، لابد خواهد گفت: «بسیار، به درازای تاریخ!». در سالشمار ملتهب قاجاریه با حملهی استثمارگران و بیکفایتی درباریان و مجموعهای از عوامل دیگر، کسی سربرآورده تا از درونْ همهی تلخ و شیرین این بازهی پرحادثه را روایت کند. عبدالله مستوفی با نوشتن خودزندگینامهاش نه تنها نام خود را جاودان کرد، بلکه منبعی معتبر برای تاریخپژوهان بر جای گذاشت.

خودزندگینامهنویسی یکی از انواع ادبی است که نویسنده در آن به شرح زندگی خود، اوضاع اجتماعی- سیاسی زمانهاش و اتفاقات مختلف با زاویهدید اول شخص میپردازد. در خودزندگینامه معمولا حوادث به ترتیبی که اتفاق افتادهاند بیان میشوند و خط سیر وقایع براساس اتفاقات مهم زندگی شخص شکل میگیرد. خودزندگینامهها معمولا بر فلسفه و دیدگاه شخص نویسنده بر زندگیاش و اتفاقات پیرامون نوشته میشوند؛ از این جهت، هرچقدر هم که مولف ادعای بیطرفی در بیان وقایع داشته باشد باز هم درصدی از دیدگاه شخصی در واگویی اتفاقات دخیل است.
افراد مشهور اهداف متفاوتی را از نوشتن خودزندگینامه دنبال میکنند. اولین هدف آنها میتواند برجای گذاشتن ردی از خود بر صحیفهی تاریخ باشد. در درجهی بعد، خودزندگینامه به آنها کمک میکند که درون خود را بیشتر و بهتر واکاوی کنند تا سفر دور و دراز زندگیشان با جزییات در پیش چشم مجسم گردد. یکی دیگر از اهداف خودزندگینامهنویسان الهام بخشیدن به دیگران است، چه آنانی که در پی نوشتن اثری مشابه هستند و چه آنانی که نیاز به منبع الهام برای ادامه دادن مسیر پرسنگلاخ زندگی دارند.
یکی از نکات مهمی که خودزندگینامهنویسان همواره مد نظر قرار میدهند انتخاب لحن مناسب است. عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من- جلد اول لحنی صریح و طنازانه دارد. او تلاش میکند تا افزون بر بحث پیرامون مهمترین وقایع اجتماعی و پررنگترین اتفاقات دربار، طنز را برای عوض کردن روحیهی مخاطب و به شوق آوردن او به کار برد. حجم وسیع اطلاعات در نوشتههای عبدالله مستوفی همواره مورد ستایش بودهاند و تصویری که مستوفی از ایران در زمان قاجار بهدست میدهد شفاف و باورپذیر است؛ البته که نباید از ذینفع بودن او در برخی از وقایع غفلت کرد، نکتهای که باعث میشود در صحت برخی از حکایات او تردید جایز باشد.

جلد اول کتاب شرح زندگانی من نگاهی به نیمهی اول سلسلهی قاجار دارد. در این جلد مولف با بهرهگیری از تجربیات دیگران و شنیدهها و آموختههای خود به واگویی تاریخ خانوادگیاش، البته در پیوند با پادشاهان قاجار میپردازد. جلد اول درحقیقت مقدمهای برای جلد دوم و سوم است. سهگانهی شرح زندگانی من یکی از طولانیترین خودزندگینامههای تاریخ ایران است و اثری ارزشمند و مرجعی مهم برای شناخت مناسبات دربار قاجار به حساب میآید. خواننده میتواند با اطمینان خود را به نویسنده بسپارد تا او را از دالانهای پیچدرپیچ تاریخ عبور دهد و تصویری شفاف از زندگی در عصر قاجار تا اوایل پهلوی پیش چشمش مجسم کند. این کتاب را نشر ارس به چاپ رسانده است.
کتاب شرح زندگانی من- جلد اول برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به آن دسته از علاقهمندان تاریخ ایران توصیه میشود که تمایل دارند احاطهای نسبی بر اوضاع اجتماعی- اقتصادی ایران عصر قاجار پیدا کنند. همچنین تاریخپژوهان و آنانی که به غور در چرایی انقلاب مشروطه مشغولند دیگر مخاطبان این کتاب هستند.
در بخشی از کتاب شرح زندگانی من - جلد اول: تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه: از آقامحمدخان تا پایان دورهی ناصرالدین شاه میخوانیم
کمکم موقع درس خواندن من هم فرارسید. یک روز ساعت خوش کردند و مرا با یک کلهقند نیممنی و یک توپ قدک برای آخوند به مکتب فرستادند. بالاخانهی سردر مدخل حیاط، که میدانیم از سمت چپ در مدخل پلکان داشت، مکتبخانهی خانوادگی ما بود. این محل از کی برای این کار تخصیص یافته بود؟ کسی چیزی از تاریخ آن نمیدانست. اجمالاً، میشنیدیم که آقا میرزا جعفر پسر سوم پدرم هم در این مکتبخانه درس خوانده است. بنابراین، زیادتر از بیست سال است که تمام دختر و پسر و نوه و برادرزادههای پدرم هر یک بیشوکم با این مکتبخانه سروکاری داشتهاند و از مدتی پیش همیشه این مکتبخانه دایر بوده و معلمی داشته است. یک چند ملا محمود گرگانی در آنجا معلم بود و بعد از او ملا محمّد انجدانی معلم شده است.
این ملا محمّد با برادرش ملا عبداللطیف از هفت هشت سال قبل بهطور تناوب در اینجا معلم هستند. هر چندی که یک برادر برای کارهای شخصی خانواده میرود، برادر دیگر به جای او میآید. وقتیکه من به مکتب رفتم ملا محمّد معلم بود.
همینکه چشم آخوند به من و بعد از آن به سینی محتوی قند و قدک افتاد، بعد از جواب سلام چند کلمهای راجع به هوش و شعور من و اینکه انشاءالله پسر کارکن معقولی خواهم شد و آقای سنگینرنگینی بار خواهم آمد ادا کرد و مرا پهلوی برادرم نزدیک خود نشاند.
عمهجزوی هم که برای من قبلاً تدارک کرده بودند با یک چوبالف کاغذی حاضر بود. آخوند بلافاصله مرا پیش طلبید عمهجزو را باز کرد و هو الفتاح العلیم را با شعر بعدش:
بس مبارک بود چو فرّ هما/ اول کارها به نام خدا
بله


















