با کتاب تاریخ تمدن - جلد سوم به سفری جذاب در یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین دوران تاریخ بشر بروید. ویل دورانت در این اثر همهی وقایع مرتبط با تمدن روم باستان (بهویژهی دورهی حکومت ژولیوس سزار) و ظهور عیسی مسیح را بررسی میکند و تأثیر این رویدادها را در شکلگیری دنیای امروز بازمینماید.
دربارهی کتاب تاریخ تمدن - جلد سوم
کتاب تاریخ تمدن – جلد سوم (Story of Civilization) با شرحی از زندگی اتروسکها در حدود 800 سال پیش از میلاد تا زمان سلطنت کنستانتین و شروع فروپاشی روم شروع میشود. بیشتر این بخش به ژولیوس سزار اختصاص دارد؛ مرد جاهطلبی که نیروی اراده و استراتژیهای جنگیاش او را به یکی از تأثیرگذارترین رهبران سیاسی و نظامی روم باستان تبدیل کرد. ویل دورانت (Will Durant) از سزار کاریزماتیک و قدرتمند تصویری واضح برای خوانندگان ترسیم میکند؛ درحالیکه این فرمانده نظامی در میان خیانتها و شورشها راه خود را باز میکند، برای خود متحدانی گرد میآورد و مخالفانش را با عزم جزم در هم میکوبد. اولین تصمیم جسورانهی او که به طغیانش علیه مجلس سنای روم انجامید، تلاش برای عبور از رودخانهی روبیکُن با لژیونهای وفادار خودش بود. دورانت به قدری این صحنه را با جزئیات توصیف میکند که خوانندگان گمان میبرند به سال 49 پیش از میلاد رفتهاند و در رکاب ژولیوس سزار، میجنگند. این اقدام سرنوشتساز و سرپیچی از دستورات مجلس سنا، به جنگ داخلی انجامید و زمینه را برای به قدرت رسیدن سزار مهیا کرد. کسی که جمهوری قدرتمند روم را به امپراتوری روم بدل کرد و خود، دیکتاتور بلامنازع این سرزمین شد. در اینجا باز هم دورانت، وقایع متعدد و بعضاً پیچیده را به طرز ماهرانهای با حکایات تاریخی و روایتهای جذاب همراه میکند تا خوانندگان در هنگام خواندن این جلد از تاریخ تمدن، احساس خستگی و ملال نکنند.

ژولیوس سزار و جانشینانش در دوران امپراتوری خود، تحولات مهمی در ساختار سیاسی و اجتماعی سرزمین روم پدید آوردند، همانطور که اشاره شد، قبل از سزار، روم به صورت یک جمهوری اداره میشد؛ یعنی قدرت میان مقامات منتخب و سناتورها تقسیم شده بود و در دست یک نفر نبود. سزار پس از غلبه بر مجلس سنا، مجموعهای از اصلاحات را با هدف تحکیم قدرت و تغییر ساختار سیاسی روم شروع کرد. یکی از مهمترین اقدامات او تقسیم زمینها در میان شهروندان فرودست و رفع اختلاف طبقاتی بود. او با چنین کاری، حمایت و وفاداری این گروه را به دست آورد، ناآرامیهای اجتماعی را کاهش داد و موقعیت خود را بهعنوان رهبری محبوب در میان مردم تثبیت کرد. فتوحات نظامی سزار به گسترش امپراتوری روم و در نتیجه افزایش ثروت و اعتبار وی منجر شد. او این منابع را برای ایجاد یک نیروی نظامی قدرتمند و وفادار به کار گرفت؛ اما در نهایت به دست سناتورهای مجلس به قتل رسید. در ادامهی کتاب تاریخ تمدن – جلد سوم با عنوان قیصر و مسیح (Caesar and Christ) میخوانید که چگونه جانشینان سزار نظامی جدید به وجود آوردند، امپراتوری روم چگونه به یکی از مقتدرترین امپراتوریهای جهان بدل شد و سقوط روم چطور به وقوع پیوست.
ویل دورانت اندکاندک فضای روایت را به طرز ماهرانهای تغییر میدهد و اینبار به داستان عیسی مسیح میپردازد. کسی که آموزههای انقلابی و تأثیرش بر بشریت، فراتر از مرزهای روم باستان میرود و زمان و مکان را درمینوردد. دورانت پس از بررسی مجموعهای گسترده از منابع تاریخ، زندگی و آموزههای مسیح را در کتاب تاریخ تمدن – جلد سوم توضیح میدهد و بهدقت زمینههای اجتماعی، سیاسی و مذهبی کلام او را آشکار میکند. روانی نثر دورانت و توجهش به جزئیات، مناظر سرزمین بیتالمقدس را برایمان زنده میکند و تأثیر پیام عیسی و شور پیروانش را نشان میدهد. در اثر پیشرو به قدرت دگرگونکنندهی آموزههای مسیح و تأثیرش بر افراد، جوامع و تمدنها پی میبرید.
یکی از شخصیتهای کلیدی مسیحیت، پولس رسول بود. او در ابتدا متعصبانه مسیحیان را آزار میداد و در یک تجربهی معنوی عجیب، به یکی از مؤثرترین مدافعان مسیحیت تبدیل شد. او که انتشار پیام مسیح را مأموریت خود میدانست، به سراسر امپراتوری روم سفر کرد و گروههای مسیحی را به وجود آورد. پولس در این مسیر با چالشهای متعددی مواجه شد؛ اما خستگیناپذیری و ایمان او، آنچنان که ویل دورانت در جلد سوم کتاب تاریخ تمدن میگوید، این مبلّغ دینی را سر پا نگاه میداشت. نوشتههای او که بخش مهمی از عهد جدید را تشکیل میدهند، الهیات مسیحی را شکل دادند.

ژولیوس سزار و عیسی مسیح، با وجود تفاوتهای زمانی و جغرافیاییشان، نقاط کانونی کتاب تاریخ تمدن – جلد سوم هستند. دورانت برای بررسی تاریخ تمدن غرب قدمی به عقب برمیدارد و تصویر بزرگ را میبیند. عیسی مسیح نمایندهی مذهب و ژولیوس سزار نمایندهی قدرت است و با در هم تنیده شدن داستان این دو، رابطهی میان سیاست و مذهب بهتر مشخص میشود. مسیحیت در زمان ژولیوس سزار به سرزمین روم نیامد؛ بلکه درست در زمانی که امپراتوری روم غربی از نظر اقتصادی و نظامی رو به زوال بود، مسیحیت بهعنوان فرقهای یهودی شروع به کار کرد. گروههای مسیحی متعدد، اعمال و باورهای سنتی را زیر سؤال بردند و با مقامات رومی درگیر شدند. ارادهی خلل ناپذیر و انعطافپذیری این گروهها در نهایت به غلبهی مسیحیت در این امپراتوری منجر گشت. سرانجام در زمان کنستانتین، مسیحیت به دین رسمی سرزمین روم بدل گشت و پس از فروپاشی امپراتوری روم، سیاست و مذهب مسیحی، قدرت بلامنازع سرزمین غرب را در دست گرفت.
جلد دوم مجموعهی تاریخ تمدن در سال 1939 منتشر شد و جلد سوم این مجموعه، کمی پیش از پایان یافتن جنگ جهانی دوم، یعنی سال 1944 به انتشار درآمد. ویل دورانت در این اثر برخلاف دیگر آثار تاریخی، تمرکزش را از روی تاریخ سیاسی برمیدارد و به وقایع از دیدگاه اقتصادی، هنری، مذهبی، ادبی و... نگاه میکند. از دیگر نقاط قوت این است که دورانت نهتنها آنچه را که اتفاق افتاده شرح میدهد، بلکه چرایی و اهمیت آن را نیز بررسی میکند.
احمد آرام به همایون صنعتی، مدیر مؤسسهی انتشارات فرانکلین، پیشنهاد داد که ترجمهی تاریخ تمدن را در دستور کار خود قرار دهد. طبق اسناد بهدستآمده از این انتشارات، از خرداد 1335 مقدمات برگردان این اثر بزرگ به زبان فارسی فراهم شد. انتشارات علمی و فرهنگی پس از انحلال این مؤسسه، چاپ مجموعهی تاریخ تمدن را بر عهده گرفت. این مجلد از مجموعهی تاریخ تمدن را حمید عنایت، پرویز داریوش و علیاصغر سروش ترجمه کردهاند.
دربارهی مجموعهی تاریخ تمدن
مجموعهی تاریخ تمدن (The Story of Civilization) یکی از کتابهای شاهکار جهان است که یازده جلد آن در سیزده مجلد منتشر شده است. ویل دورانت و آریل دورانت در این اثر ظهور و سقوط تمدنها را نشان میدهند، تأثیر متقابل فرهنگها را بررسی میکنند و به تکامل اندیشهها و دستاوردهای بشری در طول اعصار می پردازند. این زوج از سال 1935 تا 1975 منابع مختلف را بررسی کردند و به اقصی نقاط جهان رفتند تا این اثر را به بهترین شکل ممکن عرضه کنند. ویل دورانت شش جلد اول را بهتنهایی نوشت و آریل فقط بهعنوان ویراستار در کنار او حضور داشت. از جلد هفتم با عنوان «آغاز عصر خرد» نام آریل دورانت نیز در کنار همسرش روی جلد کتاب آمد. انتشارات فرانکلین در سال 1335 بر آن شد تا این اثر سترگ را با همکاری برترین مترجمان به زبان فارسی برگرداند. امیرحسین آریانپور، ع. پاشایی، احمد آرام، فتحالله مجتبایی، فریدون بدرهای و ابوالقاسم پاینده فقط چند تن از مترجمان مجموعهی تاریخ تمدن هستند. محمود مصاحب و گروهی از ویراستاران وظیفهی ویرایش 13 جلد این مجموعه را بر عهده گرفتند. پس از انحلال انتشارات فرانکلین، انتشارات علمی و فرهنگی این اثر را بازنشر کرد. جلدهای مجموعهی تاریخ تمدن عبارتند از:
- جلد اول: مشرق زمین، گاهوارهی تمدن
- جلد دوم: یونان باستان
- جلد سوم: قیصر و مسیح
- جلد چهارم: عصر ایمان – بخش اول
- جلد چهارم -2: عصر ایمان – بخش دوم
- جلد پنجم: رنسانس
- جلد ششم: اصلاح دینی
- جلد هفتم: آغاز عصر خرد
- جلد هشتم: عصر لویی چهاردهم
- جلد نهم: عصر ولتر
- جلد دهم: روسو و انقلاب – بخش اول
- جلد دهم -2: روسو و انقلاب – بخش دوم
- جلد یازدهم: عصر ناپلئون
جوایز و افتخارات مجموعهی تاریخ تمدن
- برندهی جایزهی پولیتزر در بخش ناداستان عمومی در سال 1968 (تنها جلد دهم کتاب با نام «روسو و انقلاب» به دریافت این جایزه نائل گشت.)
- کتاب منتخب ماه باشگاه کتابخوانی
- یکی از آثار پرفروش تاریخ با فروش بیش از دو میلیون نسخه
- ترجمه به چندین زبان دنیا
- کتاب تحسینشدهی نیویورک تایمز
نکوداشتهای کتاب تاریخ تمدن - جلد سوم
- هر کسی که به تاریخ جهان علاقه دارد، باید کتاب تاریخ تمدن را بخواند. این مجموعه از طلوع تمدن بشری تا پایان دوران ناپلئون را در بر میگیرد. در جلد سوم کتاب تاریخ تمدن، شباهتهای بین فرهنگ آمریکا و امپراتوری روم باستان مشخص میشود. برای مثال ویل دورانت مینویسد: «اشراف و طبقهی متوسط روم با سرعتی چشمگیر از سادگی رواقی به تجمل گراییدند.» (مورگان وید، نویسندهی کتاب «رواقی گمگشته»)
- دو جلد قبلی تاریخ تمدن با استقبال مردم مواجه شدند و جلد سوم هم با همین میزان از استقبال روبهرو شد. سبک نوشتاری ویل دورانت ساده، اندیشمندانه و طنازانه است. لقب «گیبون جدید» برازندهی اوست. (رابرت براتون، استاد دانشگاه برین ماور)
کتاب تاریخ تمدن - جلد سوم برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب تاریخ تمدن - جلد سوم برای کسانی است که:
- چندین کتاب تاریخی در موضوعات مختلف خواندهاند و به این حوزه علاقه دارند.
- قصد دارند تاریخ تمدن را به صورت یک روایت بههمپیوسته در حوزههای فلسفه، جامعهشناسی، سیاست، اقتصاد و... درک کنند.
- علت ظهور و سقوط مهمترین تمدنهای دنیا را بخوانند.
- با مطالعهی تاریخ، الگوهای رفتار انسان را بهتر بشناسند و از تجربههای گذشتهی بشری، درس بگیرند.
- و در نهایت، دربارهی تاریخ روم باستان و دورهی آغازین مسیحیت کنجکاو هستند و میخواهند دربارهی این دوران تاریخی بیشتر اطلاعات به دست آورند.
در بخشی از کتاب تاریخ تمدن - جلد سوم: قیصر و مسیح میخوانیم
امپراطوری روم اندک اندک رو به گسترش میرفت، اما نه به سبب تدابیر هوشیارانه، بلکه به حکم اقتضای اوضاع و پس رفتن دایم مرزهای امنیت کشور. در جنگهای خونین کرمونا (سال 200 قم) و موتینا (193)، لژیونها دوباره گلهای ساکن بخش ایتالیایی آلپ را مغلوب کردند، و مرزهای ایتالیا تا آلپ کشانده شد. اسپانیا، که از دست کارتاژ گرفته شده بود، میبایست همواره زیر نظر و سلطۀ روم بماند، مبادا که کارتاژ دوباره آن را فتح کند و کانهای عظیم آهن و زر و سیم آن از دست برود. سنا هر ساله خراج هنگفتی به صورت شمش طلا و سکه از اسپانیا میگرفت، و فرمانداران رومی نیز، به بهانهی آنکه سالی دور از میهن به سر برده و پول خرج کردهاند، با گشادهدستی دوباره کیسهی خود را پر میکردند؛ بدین گونه، کوینتوس مینوکیوس، پس از آنکه مدتی کوتاه در مقام معاونت کنسول در اسپانیا ماند، قریب پنجاه و یک خروار نقره و پنجاه و شش خروار دینار نقره به روم آورد.
اسپانیاییها را در سپاه روم به خدمت میگرفتند؛ سکیپیو آیمیلیانوس، در سپاهی که او را برای فتح نومانتیا یاری کرد، چهلهزار تن اسپانیایی داشت. در سال 195 قم، قبایل اسپانیایی سر به شورشی وحشیانه برداشتند، که مارکوس کاتو آن را با استقامتی یادآور خصال غرورآمیز نسل کهن رومی فرونشاند. تیبریوس سمپرونیوس گراکوس (179) با نرمدلی حکومت خویش را با منش و تمدن مردم بومی همساز کرد و با سران قبایل دوستی به هم رساند و به تهیدستان زمین بخشید. اما یکی از جانشینانش، لوکیوس لوکولوس (151)، پیمانهای گراکوس را زیرپا گذاشت و بیسبب به هر قبیلهای که میتوانست غنیمتی نصیب کند حمله کرد و هزاران اسپانیایی را، بیآنکه حتی بهانهای عنوان کند، از دم تیغ گذراند یا به بندگی گرفت. سولپیکیوس گالبا (سال 150) 7000 تن از مردم بومی را، به بهانهی امضای پیمانی که وعدهی زمین به ایشان میداد، به اردوگاه خود کشاند و سپس راهشان را از هر سو بست و جمعی را بنده کرد و باقی را کشت.
بله


































