نقد، بررسی و نظرات کتاب میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم - بک سهی
4.2
83 رای
سلام
من خیلی به کتب یا مطالب روانشناسی علاقه ایی ندارم و بیشتر علاقه مندم که در حین داستان، مطالبی رو یاد بگیرم. با توجه به این موضوع، خیلی نظرم در مورد این کتاب قابل استناد نیست و صرفا نظر شخصیه من هست.
اما این کتاب حالت پرسش و پاسخ داره که خواندن اون رو راحت تر کرده و حس مطالعه کتاب آموزشی رو کمتر میده. به نظرمای کاش نویسنده گفتن از مطالب روزمره و خرده نگرانی هاش رو (که به نظرم مهم تر از نگرانیهای بزرگ هست) بیشتر بیان میکرد و شاید این طوری طیف افرادی که مطالعه کتاب براشون مفید بود، بیشتر میشد. اما خب شاید در آن صورت کتاب غیر واقعی به نظر میومد.
اون دسته از دوستانی که گفتن چرا روان درمانگر راه حل ارائه نداده، به نظرم تجربه ایی از جلسات مشاوره ندارن، چون مشاور صرفا به دلیل عدم ترس ما از افشا مسائل مون و اینکه این کار رو وظیفه اون میدونیم و همین طور اون رو شخص اگاه تری میدونیم، به ما با حرف زدن ساده کمک میکنه خودمون رو بیشتر بشناسیم و خودمون به خودمون کمک کنیم و قرار نیست حرفها و راه کار فوق العاده ارائه بده ولی همین کمک به خودمون رو خیلی راحت میسر میکنه، کاری که تنهایی از پسش بر نمیایم. به نظرم دادن راحت قرص اعصاب و روان، یکم با عقل جور در نمیاد، اما خب اون دسته از عزیزانی که همیشه تاکید دارن به دلیل وابستگی شون به قرص نمیخوان مصرفش کنن، عوارض مصرف نکردن اون قرصها بدتر از مصرف کردنشونه.
در نهایت خوندن کتاب برای کسانی که افسردگی، اختلال قضاوت افراطی، ناراحتی زیاد، عدم داشتن روابط سالم و... کتاب خالی از لطفی نیست، اما برای دوستانی که این مشکلات رو ندارن، کتاب قابل درکی نخواهد بود.
من خیلی به کتب یا مطالب روانشناسی علاقه ایی ندارم و بیشتر علاقه مندم که در حین داستان، مطالبی رو یاد بگیرم. با توجه به این موضوع، خیلی نظرم در مورد این کتاب قابل استناد نیست و صرفا نظر شخصیه من هست.
اما این کتاب حالت پرسش و پاسخ داره که خواندن اون رو راحت تر کرده و حس مطالعه کتاب آموزشی رو کمتر میده. به نظرمای کاش نویسنده گفتن از مطالب روزمره و خرده نگرانی هاش رو (که به نظرم مهم تر از نگرانیهای بزرگ هست) بیشتر بیان میکرد و شاید این طوری طیف افرادی که مطالعه کتاب براشون مفید بود، بیشتر میشد. اما خب شاید در آن صورت کتاب غیر واقعی به نظر میومد.
اون دسته از دوستانی که گفتن چرا روان درمانگر راه حل ارائه نداده، به نظرم تجربه ایی از جلسات مشاوره ندارن، چون مشاور صرفا به دلیل عدم ترس ما از افشا مسائل مون و اینکه این کار رو وظیفه اون میدونیم و همین طور اون رو شخص اگاه تری میدونیم، به ما با حرف زدن ساده کمک میکنه خودمون رو بیشتر بشناسیم و خودمون به خودمون کمک کنیم و قرار نیست حرفها و راه کار فوق العاده ارائه بده ولی همین کمک به خودمون رو خیلی راحت میسر میکنه، کاری که تنهایی از پسش بر نمیایم. به نظرم دادن راحت قرص اعصاب و روان، یکم با عقل جور در نمیاد، اما خب اون دسته از عزیزانی که همیشه تاکید دارن به دلیل وابستگی شون به قرص نمیخوان مصرفش کنن، عوارض مصرف نکردن اون قرصها بدتر از مصرف کردنشونه.
در نهایت خوندن کتاب برای کسانی که افسردگی، اختلال قضاوت افراطی، ناراحتی زیاد، عدم داشتن روابط سالم و... کتاب خالی از لطفی نیست، اما برای دوستانی که این مشکلات رو ندارن، کتاب قابل درکی نخواهد بود.
به نظر من این کتاب برای اشخاصی که به مشکل نویسنده دچار هستن مفیده و هرکسی با خوندنش نمیتونه مشکلاتشو حل کنه. چون یه مشکلات به خصوصی رو با روانپزشکش درمیان میزاره و طبیعاتا همه اگر هم افسردگی داشته باشن، به شکل متفاوتی بروز میکنه و همه به یک جور بیماری افسردگی ندارن. این کتاب درمورد افسردگی نویسنده و مراجعه اون به مرکز مشاوره هست و انگار تمام جلسات مشاورش رو ضبط کرده و کتاب نوشته. مشکلات خیلی ریزی رو بیان کرده در صورتی که میتونست علائم کلی افسردگی رو بگه و راه حل پیشنهاد بده. این جوری شاید به درد همه میخورد. چون خیلیا افسردگی دارن ولی به یک شکل نیست. من نپسندیدم. چون خودم افسردگی دارم ولی نه تا این حد و این کتاب به درد من نخورد.
کتاب خوبی بود. خیلی از حالاتی که نویسنده از خودش توصیف کرد رو درک کردم و همزاد پنداری کردم. دونستن اینکه تنها کسی که این چیزارو تجربه میکنه نیستی به آدم احساس دلگرمی میده حتی اگر جواب سوالات رو توی کتاب پیدا نکنی.
توی پروسهی مشاورهی توصیف شده توی کتاب یه سری جمع بندیهای خوبی از مسائل میشد و باعث شد یه سری احساسات پیچیدهی خودم رو بهتر درک کنم.
با اینکه صفحات آخر کتاب جذبم نکرد و حس کردم بیدلیل کشدار شده بود، اما کتاب رو دوست داشتم و توصیه میکنم.
توی پروسهی مشاورهی توصیف شده توی کتاب یه سری جمع بندیهای خوبی از مسائل میشد و باعث شد یه سری احساسات پیچیدهی خودم رو بهتر درک کنم.
با اینکه صفحات آخر کتاب جذبم نکرد و حس کردم بیدلیل کشدار شده بود، اما کتاب رو دوست داشتم و توصیه میکنم.
اول از همه عاشق جلد کتاب شدم به نظرم طراحیه به خصوصی داره، محتوای کتاب هم درکل خوب بود باهاش تونستم ارتباط خوبی بگیرم و از لحن سخنان درمانگر و خوده نویسنده خوشم اومد یه جاهایی بود که میتونستم بین مشکلات نویسنده و خودم اشتراکاتی ببینم که این برای اگاه شدن خیلی مفیده و اگاهی خودش گام بزرگی برای تلاش برای درمانه اما یه جاهایی هم بود که اذیتم میکردو از تکرار صحبتهای نویسنده کلافه میشدم ولی در کل کتاب خوبی بود.
نویسنده خیلی روان مکالمات یک روانپزشک با بیمار را به نگارش درآورده
انتظار داشتم روانپزشک بیشتر توضیح بدهد
در مجموع کتاب خوبب است بخصوص برای دخترهای جوان که احساس میکنند اعتماد به نفس ندارند
بخشی از کتاب:
این کتاب ثبت جلسات درمانی یک انسان معمولی و ناکامل است که با یک انسان معمولی و ناکامل دیگر تجربیاتش را به اشتراک گذاشته است و از قضا انسانمعمولی و ناکامل دوم، یک درمانگر است.
انتظار داشتم روانپزشک بیشتر توضیح بدهد
در مجموع کتاب خوبب است بخصوص برای دخترهای جوان که احساس میکنند اعتماد به نفس ندارند
بخشی از کتاب:
این کتاب ثبت جلسات درمانی یک انسان معمولی و ناکامل است که با یک انسان معمولی و ناکامل دیگر تجربیاتش را به اشتراک گذاشته است و از قضا انسانمعمولی و ناکامل دوم، یک درمانگر است.
کتاب قشنگیه و گفتگو بین خود نویسنده و روانشناس هست کسایی که مشکلات مشابهی داشته باشن این کتاب میتونه کلی واسشون کمک کنه من خودم موقع خوندن این کتاب بعضی از مشکلات نویسنده رو نمیتونستم درست درک شاید چون خودم تا حالا تجربه اشون نکردم ولی با بعضی از مشکلات اش میتونستم ارتباط بگیرم و درک اشون کنم در کل کتاب خوبیه و پیشنهاد میکنم.
واقعا خیلی کتاب خوبیه من افسردگی موقت درباره یک سری از مشکلاتم گرفته بودم این کتاب به عنوان درمانگر در اون مدت به کمک کرد و واقعا دوست خیلی خیلی خوبی برای من بود عین یک روانشناس روح انسان رو درمان میکنه و واقعا از نویسنده کتاب ممنونم که برای ما یک روانشناس امن و خوب ایجاد کرده است

من نتیجه ایی که از این کتاب گرفتم اینه واقعا اگه کسی دچار افسردگی است و این ریشه در دوران کودکیش داره فکر نکنم هیچ روانشناسی بتونه کمک کنه مگر اینکه هی قرصها رو قوی و ضعیف کنند و حقیقتن من ترجیح میدم دارویی مصرف نکنم،
امیدوارم هیچ کس در محیطی سمی بزرگ نشه چون تا زمان مرگ باید رنج مضاعف بکشه
من چندین ساله به این درد دچارم حقیقتا معتقدم هیچ روانشناسی نمیتونه کمکم کنه، زندگی بسیار سخت میشه انگار یه سایه همیشه دنبالته ولی من دیگه ازش فرار نمیکنم سعی میکنم با کارایی کوچک به خودم کمک کنم همین کتاب خوندن میتونه مفید باشه، کتاب بخونید زیادم بخونید و سعی کنید اگاه بشید در مورد تروماها و مشکلاتی که دارین، وقبولش کنید.