«نظریهی امر الهی» یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین نظریات فلسفهی اخلاق و رابرت آدامز یکی از حامیان سرسخت این نظریه است. منا موسوی سعی کرده در کتاب نظریه امر الهی آدامز به تشریح و توضیح نظریهی امر الهی، انتقاداتی که بر آن وارد است، و پاسخهایی که آدامز و دیگر فیلسوفان موافق او به این انتقادات دادهاند بپردازد و در عین اشاره به استدلالهای مخالف و موافق این نظریه، درک جامع و کاملی از نظریهی امر الهی به مخاطب ارائه بدهد.
دربارهی کتاب نظریهی امر الهی آدامز
نظریهی امر الهی یکی از گستردهترین و قدیمیترین نظریههای حوزهی فلسفهی اخلاق محسوب میشود. میتوان کل این نظریه را در این عبارت ساده خلاصه کرد که اخلاق در ارادهی خداوند به نهایت میرسد و تنها مطلقی که در اخلاق میتوان پیدا کرد اراده و میل خداوند است. در طول تاریخ در دفاع از نظریهی امر الهی استدلالهای بسیاری از طرف فلاسفهی مسیحی و مسلمان و دیگر فیلسوفان متدین ارائه شده که اکثراً استدلالهای متافیزیکی بوده اما مونا موسوی در مقدمهی کتاب نظریهی امر الهی آدامز میپرسد که آیا امروزه و با توجه به پیشرفتهای علمی و فلسفی دوران مدرن، همچنان امکان دفاع روشمند از نظریهی امر الهی وجود دارد؟ در ادامه، خود در پاسخ مینویسد که رابرت آدامز، فیلسوف تحلیلی نامدار، دانشمندی است که تلاش کرده با استدلالی معناشناسانه و با در نظر گرفتن تحولات علمی مدرن به توجیه و اثبات این نظریه بپردازد.
موافقان نظریهی مورد بحث اعتقاد دارند که این عقیده علاوه بر اینکه با انتظار جوامع متدین از اخلاق و اصول اخلاقی موافق است، میتواند پاسخ مناسبی برای بسیاری از کوتاهیها و تعارضاتی باشد که فیلسوفان و اخلاقپژوهان از دیرباز با آن درگیر بودهاند، مانند این مسأله که در اخلاق مبنای مطلقی وجود ندارد و پاسخ این سوال که «چرا باید اخلاقی عمل کنیم؟» در همین حال مخالفان این نظریه معتقدند که امکان اثبات صحت این نظریه وجود ندارد و حتی در صورت اثبات آن، نمیتوان با نظریهی امر الهی به این مسائل و تناقضات اخلاقی پاسخ داد.

البته که برای درک پاسخ آدامز در ابتدا باید به انتقاداتی که به نظریهی امر الهی وارد شده بپردازیم و مونا موسوی پس از معرفی آدامز و ارائهی تاریخ مختصری از نظریهی امر الهی به شرح تقریرهای متفاوتی که از این نظریه مطرح شده، یعنی تقریر معناشناختی، تقریر معرفتشناختی، تقریر روانشناختی، تقریر وجودشناختی و انتقادهای وارده به هرکدام میپردازد و در نهایت تقریر آدامز از این نظریه را ارائه کرده و پاسخهای آدامز به انتقادات وارده بر این نظریه را شرح میدهد.
نویسنده در سه فصل کتاب ابتدا به تشریح دیدگاه آدامز و بررسی روششناسی استدلال او و عقیدهی او دربارهی مفاهیم ارزش و خوبی و لزوم اخلاقی میپردازد. در فصل دوم تبیین وجههی الهیاتی و افلاطونی نظریهی آدامز و تقابلش با نظریههای طبیعتگرا را بررسی کرده و به مقایسهی مختصری از تقریر آدامز از نظریهی امر الهی و دیگر تقریرها پرداخته و در نهایت نقش پیشفرضهای ارزشی در تقریر آدامز را شرح میدهد. در انتها و در فصل سوم مونا موسوی نظریهی امر الهی آدامز را شرح داده و آن را نقد و تحلیل میکند و پس از بررسی نقدهای وارده به آدامز بحث کتاب را با مقایسهی میان عقاید متفکران اسلامی و رابرت آدامز و تبیین «نظریهی مختار» در کلام اسلامی به پایان میرساند.
کتاب نظریهی امر الهی در عین شرح جامع و کامل نظریهی امر الهی و بررسی دیدگاههای متفاوت دربارهی آن، مخاطب را با تاریخ فلسفهی اخلاق، بحثهای انتقادی در باب مفاهیم خوبی، لزوم اخلاقی، ارزش، بنیان مطلق اخلاقی و استدلال سمانتیکی آدامز از نظریهی امر الهی آشنا میکند.
گفتنی است که کتاب نظریه امر الهی توسط انتشارات علمی-فرهنگی به چاپ رسیده است.
کتاب نظریهی امر الهی برای چه کسانی مناسب است؟
مطلالعهی کتاب نظریهی امر الهی به علاقهمندان فلسفه، الهیات و فلسفهی اخلاق توصیه میشود.
در بخشی از کتاب نظریه امر الهی آدامز میخوانیم
نظریه آدامز درباره خوبى محدود به مواردى است که در آنها خوبى به معناى فضیلت به کار مىرود. البته این محدودسازى منجر به این نمىشود که نظریه ارزش آدامز تنها به قلمرو ارزشهاى اخلاقى اختصاص یابد. بلکه این نظریه شامل ارزشهاى غیرمربوط به اخلاق، مانند ارزشهاى زیبایىشناختى، هم مىشود، زیرا که خوبى، به معناى فضیلت، در ارزشهاى غیرمربوط به اخلاق هم کاربرد دارد و از این جهت نظریه آدامز درباره حقیقت خوبى نظریهاى عام به شمار مىرود. در واقع، از آنجا که آدامز «خوب» متعالى را خدا مىداند، به تبع کتاب مقدس و ادیان توحیدى، عظمت و بزرگى خداوند را نه منحصر در فضایل اخلاقى بلکه فراتر از آن مىداند. از این رو، نظریه ارزش آدامز درباره حقیقت خوبى نظریهاى عام است که شامل ارزشهاى غیرمربوط به اخلاق هم مىشود.
فضیلت در نظریه آدامز اشاره به خوبىاى دارد که فىنفسه قابل تحسین و عشقورزى است و این معنا از خوبى دست کم دربرابر دو معنا از خوبى قرار مىگیرد که مورد نظر آدامز نیست: یکى خوبى ابزارى محض، که به معناىمفیدبودن چیزى براى امورى دیگر است، و دیگرى هم خوبى شخصى، که از آن با عنوان خوبزیستى یاد مىشود. در مقابل این دو معنا از خوبى، فضیلتوجود دارد که به خودى خود، و نه براى چیزى یا شخصى دیگر، شایسته عشق و تحسین است. وى درباره مفاهیم مختلف خوبى چنین مىگوید: مفید بودن یا خوبىِ صرفا ابزارى وجود دارد که عبارت است از ارزشى که چیزى ممکن است داشته باشد، از آن جهت که آن چیز وسیلهاى است براى رسیدن به چیزى دیگر که خوب یا ارزشمند است.
بله

















