دایا ماتا در ادامهی رهنمودهای مذهبی و علمیاش در جلد اول، در کتاب شور عشق الهی (جلد دوم) از چگونگی لمس حضور خداوند و رسیدن به خودشکوفایی و عشق الهی میگوید. او در این کتاب به مسیحیت شرقی و غربی میپردازد و دربارهی عادات خوب و بد ما و فواید یوگا و مراقبه در مهارت یافتن و تقویت روح صحبت به میان میآورد.
دربارهی کتاب شور عشق الهی (جلد دوم)
کتاب شور عشق الهی (جلد دوم) (Enter The Quiet Heart: Creating a Loving Relationship with God) ادامهی جلد اول همین کتاب است که مجموعهای از آموزهها و توصیههای مذهبی دایا ماتا (Daya Mata) رهبر مذهبی انجمن خودآگاهی جامعه یوگودا ساتسانگا هند (SRF/YSS) را در برمیگیرد. او در این کتاب به شما میآموزد که چطور خودتان را از عادات بد برهانید و در مسیر رسیدن به معرفت خدایی قرار بگیرید.
نویسندهی کتاب شور عشق الهی (جلد دوم) توصیه میکند که انتقادات دیگران را بپذیریم، اما راجع به خودمان قضاوت کنیم و خودمان را مورد انتقاد قرار بدهیم نه دیگران را. انتقادپذیر بودن ارزشمند است اما انتقاد کردن، حتی اگر انتقادی سازنده باشد، مخاطرهآمیز است. در ادامه دربارهی درجات زمینی و الهی مسیح میگوید و مسیحیت شرقی را با مسیحیت غربی مقایسه میکند. همچنین توصیههایی دربارهی عادات خوب و بد به شما ارائه میدهد که برای دست یافتن به معرفت الهی لازم هستند.
یوگا یکی از مهارتهایی است که کتاب شور عشق الهی (جلد دوم) برای غلبهی روح بر بدن و ذهن به آن اشاره میکند. مراقبه و عشق به دیگران نیز از دیگر آموزههای دایا ماتا است که در دستیابی به عشق و معرفت الهی به شما یاری میرساند.
کتاب شور عشق الهی (جلد دوم) را نیز مهین میلانی به فارسی ترجمه کرده و انتشارات لیوسا به انتشار رسانده است.
کتاب شور عشق الهی (جلد دوم) برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب را به دوستداران متون مذهبی، به ویژه مذاهب و آموزههای هندی پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب شور عشق الهی (جلد دوم) میخوانیم
در درجهى اول به دریافت و پاسخ تجلیات بىشمارى که از طریق حواس پنجگانه دریافت مىشود عادت کردهایم. اساساً از نیروهاى نامحسوس محیطمان ناآگاهیم. با این حال هر فکرى بر ذهنمان جارى مىشود، ارتعاش نامحسوس خاصى ایجاد مىکند. آیا مىدانید که دقیقاً به همین دلیل نمىتوانید خویشتن واقعى خود را از دیگران پنهان کنید؟ وقتى خطایى مرتکب مىشوید خود به آن واقفید و با اینکه فکر مىکنید مىتوانید آن را پنهان کنید، اما هشیارى نسبت به انجام خطا در افکارتان جارى مىشود. گذشته از آن مردم هم پى به خطاى شما مىبرند، زیرا ارتعاشات فکرى شما به نوعى در رفتارتان منعکس مىشود. البته این امر در مورد اندیشههاى خوب نیز صادق است. وقتى در ذهن خود کلمهى "خداوند" را تکرار مىکنید، این فکر ایجاد ارتعاشى مىکند که حضور خدا را مىطلبید.
افکار به حدى نامحسوسند که تاکنون ابزارى قادر به ثبت آنها نشده است! به همین دلیل خداوند صدا را در نهاد ما گذاشته است تا بتوانیم افکارمان را بیان کنیم. اما اگر ممکن باشد که بتوان امواج مغزى ناشى از افکار را ثبت کرد، اما خود فکر را نمىتوان ثبت کرد.
اگر از نظر معنوى رشد کنید و آرامش عمیق را در درون خود مستقر نمایید، خواهید توانست افکار دیگران را احساس کرده بخوانید. وقتى بىقرار یا ناراحتید، رادیوى ذهنى شما به حدى خارج از کوک است که نمىتواند پیامهاى ذهنى افراد را دریافت کند. اگر هشیارىتان همیشه معطوف به عوامل بیرونى باشد مثل بدن، امیال و کسى که در حال انجام کارى است هرگز به فعالیتهاى نامحسوسى که در محیط یا درونتان جریان دارد واقف نخواهید شد.
بله























