بسیاری از زنان در سراسر جهان از نوع پنهانی از خشونت خانگی به نام سوءاستفادهی اقتصادی رنج میبرند. سوپریا سینگ در کتاب خانواده، مهاجرت و پول بر این موضوع تمرکز کرده است. او با بررسی زندگی 12 زن مهاجر که قربانی چنین خشونتی بودهاند، این مشکل را واکاوی میکند و پس از شرح سرنوشت هریک از سوژههای خود، ریشهی چنین سوءاستفادههایی را توضیح داده و راهکاری برای مقابله با آن ارائه میکند.
دربارهی کتاب خانواده، مهاجرت و پول
یکی از مسائلی که لازم است به طور جدی در خانواده دربارهی آن صحبت شود، مخارج مشترک و پسانداز است. رسیدگی نکردن به این مسئله و تقسیم غیرمنصفانهی مخارج میان زن و شوهر چهبسا منجر به سوءاستفادههای مالی از زنان میشود و آنها را در چرخهی بیپایانی از خشونت گرفتار میکند. سوپریا سینگ (Supriya Singh) در کتاب خانواده، مهاجرت و پول (Domestic economic abuse: the violence of money) داستان 12 زن مهاجر انگلیسی - سلتی و هندی را در استرالیا روایت میکند که از سوءاستفادهی اقتصادی جان سالم به در بردهاند. نویسنده خود بهشخصه با این زنان مصاحبه کرده و تجربیات آنها را از قربانی شدن بازتاب داده است. او تجربهی زنانی را توصیف میکند که از طرف شوهرانشان مورد سوءاستفادهی مالی قرار میگرفتهاند.
در کتاب خانواده، مهاجرت و پول هر داستان نشان میدهد که چطور زن در تلهی مرد میافتد و آزادیاش را از دست میدهد؛ زیرا شوهر پول او را در انحصار میگیرد، داراییهای او را تصاحب میکند و تواناییهای او را تخریب میکند. اشتباه مشترکی که در زندگی بسیاری از این زنان دیده میشود، داشتن یک حساب بانکی مشترک است. این داستانها، قصههایی دربارهی شرم و سکوت هستند که ممکن است حتی برای زنان تحصیلکرده نیز اتفاق بیفتد. برخی از این زنان تأمینکنندهی اصلی مخارج خانواده هستند. آنها از ترسهایشان، گمگشتگی و تلاش برای ترک شرایط اسفبار میگویند. بسیاری از آنها مبتلا به بیماریهای جسمی و روانی شدهاند و نمیدانستند چه چیزی باعث خشونت علیه آنها میشود و برخی از آنها حتی اقدام به خودکشی کردهاند.

کتاب خانواده، مهاجرت و پول اهمیت صحبت دربارهی پول با شریک زندگی و فرزندان را نشان میدهد. این گامی بسیار مهم و حیاتی برای پیشگیری از سوءاستفاده اقتصادی و کاهش این معضل در خانواده است. نویسنده در پایان کتاب راه حلهایی سازنده برای پیشگیری و کاستن از این آسیب ارائه میکند و داشتن حساب بانکی جداگانه و آموختن سواد مالی و رابطهای را کلید حل این مسئله میداند. ضمناً در پایان این کتاب، داستان زنان به زبان انگلیسی در 14 فصل ذکر شده است. این کتاب را اکرم مریخنژاد اصل ترجمه و انتشارات ارغوان مهر منتشر کرده است.
در نکوداشت کتاب خانواده، مهاجرت و پول
- سوپریا سینگ در این کتاب گزارشی راهگشا از سوءاستفاده مالی خانگی ارائه میکند و اثرات مخرب خشونت اقتصادی علیه زنان را آشکار میکند. مصاحبههای تکاندهندهی این کتاب، به دانشمندان علوم اجتماعی آموزش میدهد، سیاستمداران را آگاه میکند و همهی خوانندگان را در این زمینه هشیار میسازد. (ویویانا ای.زایزر، استاد دانشگاه پرینستون و نویسندهی کتاب زندگی اقتصادی: فرهنگ چگونه اقتصاد را شکل میدهد)
کتاب خانواده، مهاجرت و پول برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای همهی کسانی که تمایل دارند در زمینهی خشونت خانگی و سوءاستفادهی اقتصادی از زنان مطالعه و پژوهش کنند، منبعی مفید حیاتی است.
در بخشی از کتاب خانواده، مهاجرت و پول: سوءاستفادههای پولی خانگی میخوانیم
پول در ازدواج کارن مطابق انتظارات آنگلوسلتیک در دو سال اول پیش رفت. آنها حسابهای مشترکی ایجاد کردند و در مورد هزینهها و پسانداز به توافق رسیدند که منعکسکننده انتظارات مشارکت در ازدواج است. اما وقتی صاحب فرزند شدند، کارن کار حقوقبگیری را متوقف کرد و انتظار داشت شوهرش مخارج را تأمین کند.
وقتی شوهرش نتوانست به اندازه کافی مخارج را تأمین کند، از کارن پرسید که آیا او میتواند برای کارکردن و حقوق گرفتن بیرون برود و شوهرش در خانه باشد. او میگوید: «من در فرهنگی بزرگ شده بودم که زنان میتوانستند سر کار بروند، اما بهتر بود در خانه بمانند و از بچهها مراقبت کنند.» او برای تدریس پارهوقت درخواست داد، اما اداره آموزش اجازه تدریس به او نداد.
او همچنین دیده بود که حتی وقتی شوهرش بیکار در خانه بود، به خانه و بچهها رسیدگی نمیکرد. کارن و دوستانش فکر میکردند پیشنهاد او برای ماندن در خانه اندکی «شانه خالی کردن از مسئولیت» بود. او میگوید، «ناتوانی او در تأمین مداوم عذابآور بود.» کارن به یاد میآورد که به او گفت: «واقعاً ترجیح میدهم که تو برای کار بیرون از خانه بروی.»
بچهها زیر پنج سال بودند. شوهرش سعی کرد کسب و کار خودش را اداره کند. او قراردادی میگرفت و از دست میداد، مهارتهایش را ارتقاء میداد. او از راههای کوتاه استفاده میکرد یا کار را بهخوبی انجام نمیداد. یک روز کسی زنگ زد که شوهرت با فلان شرکت، کارهای اشتباهی انجام داده است.کارن میگوید این تلفن، "مرا هول کرد."
زمانی که او یک کار و کاسبی راه انداخت، پول خود را صرف «اسباببازیهای مردانه» خرید باند، باتری خودرو، تلفن همراه و چراغهای جلوی خودرو کرد.
کارن و شوهرش هنوز حساب مشترک داشتند. او یک کسب و کار جدید راهاندازی کرد و هفتهای 200 دلار به کارن میداد، فقط به این دلیل که منشی او میگفت باید چنین کاری انجام دهد. شوهرش از این بابت بسیار "آزرده" بود. از آن زمان، 50 دلار خرج خانه شد، 80 تا 100 دلار برای غذا؛ سپس لباسها، قبوض آب و برق بود. وقتی منشی رفت، 200 دلار در هفته متوقف شد و فقط هر آنچه "باقی میماند" برای من بود. پس از آن چند هفته من چیزی دریافت نکردم. چنین روندی 18 ماه ادامه داشت.
بله





















