متاسفانه هرچه سعی کردم نتونستم تمومش کنم ولی بیشتر از سه چهارمش رو خوندم به امید بهتر شدن اما داستان دختری جنوبی که برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به تهران مهاجرت کرده بود ولی ۱نصراف داده بود. چرا؟ من درست نفهمیدم (شاید چون کتاب رو تموم نکردم) بعد به سفارش و ضمانت زبونی یک دوست مشغول فروشندگی در یک بوتیک شده بود. و به علت حواس پرتی و اختلاف حسابی که پیدا میکنه اخراج و مجبور به پرداخت کسری حساب میشه. این کلیت داستانه ولی نویسنده اینقدر هذیانها و تراوشات پریشان ذهنی خودش رو در خلال داستان گنجونده که یه جاهایی مخاطب سرگردان میشه که یعنی چی الان این چی میگه؟!!!!! انگار نویسنده در این داستان کوتاه و ساده قصد داره بزرگترین سوالات فلسفی ذهنش رو باربط و بی ربط بگنجونه. سبکش جالب نبود به نظرم. حتی جر وبحث و درگیری ساختگی راوی با شخصیت اصلی یعنی منیره که انگار از دو زاویه مختلف به مسائل نگاه میکنند شاید جدید باشه ولی جذابیتی نداره. دعواهای خاله هه با بچه هاش و فساد اخلاقی دخترخاله اش هم اگر با نیت نشون دادن فضای فرهنگی و خانوادگی و جو حاکم برپایتخت امروز نوشته شده خیلی کلیشه ایه. در کل ازش خوشم نیومد و توصیه اش نمیکنم.
کتاب "فروچاله" توسط زینب حبیبی نوشته شده است و داستان دختری به نام منیره را روایت می کند که برای تحصیل در مقطع دکتری از خوزستان به تهران آمده است. این کتاب به خوبی مشکلات اجتماعی و فرهنگی را نشان می دهد که دختران جوانی که به دنبال تحصیلات تکمیلی به شهرهای بزرگتر می آیند، با آن ها مواجه می شوند. تحلیل شخصیت: شخصیت منیره به خوبی تحلیل شده و نشان دهنده چالش هایی است که دختران جوانی که به دنبال تحصیلات تکمیلی به شهرهای بزرگتر می آیند، با آن ها مواجه می شوند. او نه تنها با مشکلات مالی بلکه با مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز مواجه است. روایت جذاب: روایت کتاب جذاب و گیراست و خواننده را تا انتهای داستان نگه می دارد. نویسنده با استفاده از زبان ساده ولی تاثیرگذار، داستان را روایت می کند و خواننده را در دنیای شخصیت هایش وارد می کند. پیامی قوی: کتاب "فروچاله" پیام قوی ای در مورد حقوق زنان، نقش آموزش و پرورش در توسعه فردی و اجتماعی، و تأثیر محیط شهری بر رفتار و تفکر انسان ها دارد. مشکل های اجتماعی: کتاب به خوبی مشکلات اجتماعی مانند تبعیض جنسیتی، نابرابری اقتصادی، و فشارهای فرهنگی را نشان می دهد. این موضوعات به خواننده امکان می دهد تا به تأمل در مورد وضعیت اجتماعی ایران بپردازد.
زینب حبیبی در کتاب فروچاله، از غم و ناکامی مینویسد و داستان بانویی را به درد و رنج به تصویر نوشته است.
کتاب کششی برای من نداشت و نتوانستم با آن ارتباط بگیرم و کمی پیچیده و سنگین نوشته شده است.
زینب حبیبی بین تصور خویش و نوشتن داستان نتوانسته است تمایزی قائل شود و در لابلای سطرهای قصه گاهی دلنوشتهها و پرشهای فکری خویش را به متن افزوده است، شاید.
داستان در چالهای روزمره از زندگی و زیستن درگیر است و بین ماندن یا نماندن دست و پا میزند گویی بودن یا نبودن مسأله این است.
روایت داستان روال منطقی ندارد و با ادبیات ساده نگارش شده است ولی خاص علاقمندان به این ژانر نوشتن است.
زینب حبیبی در کتابش فروچاله، از اینکه نوشته است دست مریزاد دارد اما مخاطب خود را در این نوع نوشتن جا دارد که بیشتر درگیر متن کند و شاید نیز این نوع نوشتن بهتر برای برخی خوانندگان باشد، نمیدانیم.
نقاط قوت
1. روایت داستانی قوی:
زینب حبیبی با زبانی روان و زیبا داستانی گیرا خلق کرده که خواننده را تا پایان همراه نگه میدارد.
2. شخصیتپردازی دقیق:
شخصیتها با ویژگیهای منحصر به فرد خود به داستان جان میبخشند و خواننده میتواند با آنها ارتباط برقرار کند.
3. پرداختن به مسائل اجتماعی:
کتاب به مسائل اجتماعی و انسانی مانند روابط و چالشهای روزمره میپردازد که خواننده را به تفکر و تأمل وامیدارد. نقاط ضعف
1. ریتم کند:
در برخی قسمتها، داستان کمی کند پیش میرود که ممکن است برخی خوانندگان را خسته کند.
2. جزئیات زیاد:
جزئیات زیادی در مورد موقعیتها و شخصیتها ارائه شده که ممکن است تمرکز داستان را از دست بدهد.
داستانی که زاییده صرف، از تخیل نویسنده باشه، کمکی به انسان سال ۱۴۰۳ نمیکنه. ما نیاز به داستانهای حقیقی داریم که فراوانند.
نوشتن تراوشات ذهن ارزشی به خواننده آن اضافه نمیکند. صرفا ابزاریست برای ابراز وجود و کسب درآمد نویسنده. حقایق واقع شدهاند در تاریخ. انسان امروز فقط نیاز به یادآوری اتفاقات رخ داده جهان دار؛ نه تراوشات ذهن ما.
آنچه باید بدانیم رخ داده. فقط از آن بگویید
حقایق یک به یک فراموش میشوند
چون دغدغه انسان فقط ابراز وجود است نه خدمت به حقیقت! فقط یک صفحه این کتاب رو خوندم شاید کمتر. نیتها رو باید شست. برای کسب درآمد داستان نگویید. چون بانی کشتن و حذف حقیقت از یادهاست.
منیره دانشجوی مقطع دکترا در رشته جامعه شناسی بعدازسه سال تلاش برای قبولی دراین مقطع از جنوب کشور به تهران اومده ولی به این نتیجه میرسه که انصراف بده به شهرش برنمیگرده وچندماهی درمنزل یکی از فامیل به عنوان مستاجراقامت میکنه برای تامین مخارج مجبورمیشه جاهای مختلفی کارکنه که با روحیهاش سازگار نیست وقتی صندوقداریک بوتیک میشه بخاطرحواس پرتی ناشی از بیخوابی در حسابرسی اشتباه میکنه ومجبوربه پرداخت خسارت میشه بقیه صفحات کتاب مربوط میشه به استعارههای که انصافاً بعضی جالب هستن یا افکار بیمارگونه گاهی هم فلسفی یامربوط به مشکلات جامعه ولی درنهایت بی سروته داستان تموم میشه.
با سلام کتاب فروچاله به قلم زینب حبیبی داستان دختری به نام منیره را روایت می کند که برای تحصیل در مقطع دکتری از خوزستان به تهران آمده و حالا چالش هایی پیش رو دارد. زندگی در پایتخت بزرگ با بی رحمی ها و خشونت هایی که شاید اهالی شهرهای کوچک کمتر آن را تجربه کرده باشند، برای یک دختر تنها و غریب سخت است و نمی تواند به راحتی با شرایط جدیدش کنار بیاید. اگر به رمان هایی با موضوع مشکلات و رخدادهای اجتماعی علاقه دارید، پیشنهاد می کنیم مطالعه ی این رمان را از دست ندهید. با تشکر
داستان بسیار ساده و معمولی درباره دختر جنوبی که دچار بی خوابی هست و از دانشگاهش در تهران انصراف میدهد و در جایی که کار میکند دچار اختلاف حساب میشود. نویسنده خیلیی زیاد به موضوعات بی ربط و کسل کننده پرداخته که حوصله خواننده رو سر میبره. اصلا جذابیتی در داستان وجود ندارد و بسیار خسته کننده هست. نپسندیدم و ارزش نداره بابتش خواندنش هزینه بشه.
کتاب "فروچاله" نوشته زینب حبیبی، رمانی است که در فضای معمایی و رازآلود جریان دارد. داستان حول محور شخصیت اصلی به نام [نام شخصیت اصلی، اگر مشخص است در خلاصه داستان] می چرخد که درگیر ماجراهای مرموز و گره های پیچیده ای می شود. نام کتاب، "فروچاله"، به خودی خود حس کنجکاوی و ابهام را برمی انگیزد و خواننده را به کشف اعماق داستان دعوت می کند.
نمیدونم نویسنده از نوشتن این کتاب چه منظوری داشته مترجم بد ترجمه کرده یا خود نویسنده فقط یه سری جملات و کلمات و کنار هم گذاشته. داستان فقط یه روتین معمولی از زندگی یه دختر به اسم منیره هست که به دلیل بی پولی دنبال کار میگرده و اخر داستان هم کارشو از دست میده هیچ اتفاق خاصی تو این حین نمیفته و خیلی معمولی داستان نوشته شده
نویسنده سوژهای خوبی برای داستان پردازی انتخاب کرده، اما در پردازش آن شاید به روش مرسوم رمان نویسی موفق عمل نکرده و با پراکنده گوییهای دائم خواننده را گیج میکند، نمیدانم شاید این هم سبکی در رمان نویسی باشد، اما با هر جانکندنی که بود تا پایان مطالعه کردم، اما اصلا اون چیزی که انتظارش رو داشتم نبود
پیشنهاد نمیکنم
با نهایت احترام به نویسنده محترم، نپسندیدم.
به دلیل توضیحات اضافی و غیرضروری، خواننده خیلی راحت از اصل داستان دور میشه. لحن بیان داستان اصلا دوستانه نبود. همچنین بی دلیل وارد جزئیاتی میشه که هیچ ربطی به داستان نداره. میتونست خیلی کتاب خوبی باشه اگه این نقاط ضعف رو نداشت.
با آرزوی موفقیت برای خانم حبیبی.
احساس کردم دارم تراوشات سر در گم یک ذهن رو میخونم واقعا نتونستم بفهمم. حتی یک کلمه از محتوای کتاب برام مشخص نشد. موضوعات پراکنده و بی در و پیکر. البته شاید اشکال از من بوده و کسی پیدا بشه که حرفهای کتاب رو بفهمه ولی واقعا ارزش یک بار خوندن هم نداشت
منیره، دختری تنها و غریب، در تهران با مسائلی همچون مشکلات مالی و فرهنگی دستوپنجه نرم میکند. او که در یک بوتیک مشغول به کار است، با یک اشتباه در محاسبهٔ اعداد مواجه میشود که گره اصلی داستان را شکل میدهد و تصمیمهای بعدی او را تحت تأثیر قرار میدهد.
ریتم کند داستان و سرشار از استعارههای تو چشم فرو کن از رمانها و ماجراهای جدید ایران معاصر و شخصیتها و کشورها و شهرها، باعث شد حوصلم سر رفت نفهمیدم چی شد کل داستان یک دختر داشت از بوتیکی که متهم به اختلال حسابرسی در آن شده بود فرار میکرد و تاکسی عوض میکرد.
واقعا کتاب جالبی بود کتابش یکی از بهترین کتاب های دنیاست حتما از خوندنش پشیمان نمی سوید بینظیره نوییندش واقعا بهترین نویسنده ی دنیا ممنون از کتابراه عزیز و گرامی بابت چنبن کتاب زیبایی که من از نویسنده عزیز بابت نوشتن این کتاب زیبا
داستان خوبیبود اما به نظرم جذابیت انچنانی نداشت که خوانندرو به خودش جذب کنه برای اینکه ادم بتونه بخونش و تمام کافی بود من به شخصه چون علاقهای به این نوع رمان ندارم پیشنهادم برای کسایی که دوست دارن رمانهای ایرانی وتقریباکلاسیک بخونن.
سلام راستش موضوع خوبی داشت اما نتونست من رو جذب کنه به نظرم نوع نوشته یکم گیج کننده بود که باعث شد نتونم با داستان ارتباط بر قرار کنم امیدوارم نویسنده موفق باشه و بقیه مثل من نباشن و بتونن کتاب رو بخونن
زینب حبیبی با قلمی روان و داستانی جذاب، توانسته است تجربههای منیره را در قالبی ملموس و واقعی به خواننده منتقل کند. اگر به داستانهایی با محوریت چالشهای اجتماعی و انسانی علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخاب خوبی باشد
کتاب خوبیه, هرچند یکجاهایی ازش حوصله سر بر میشه اما توانمندی نویسنده بخوبی درش مشهوده، اگر ذهنتو همراه کنی با کتاب می تونه شما رو تا انتها پیش ببره. برای نویسنده و همچنین برای پرسنل زحمت کش کتابره، آرزوی موفقیت دارم
من نتوستم با سبک نوشتاری نویسنده ارتباط بگیرم روند داستان بسیار کند و حوصله سربر بود. خیلی به حاشیهها پرداخته شده عقاید شخصی نویسنده بیش از حد در متن داستان گنجانده شده
به نظرم اصلا جالب نبود، شخصیت اصلی داستان در فرایند توضیحات غیر ضروری گم شده بود و کششی برای خواندن ادامه داستان در خواننده ایجاد نمیکرد داستان شباهتی به داستان نداشت و فاقدجذابیت بود
فروچاله روایتی ست از چالشهای یک دانشجوی دکترای جامعه شناسی که از خوزستان به تهران آمده و حالا با پیچیدگیها و بی رحمیهای زندگی در تهران روبرو ولی خب یکم باید از داستان بگذره تا توی دل داستان برین
افتضاح بود موضوع کلی داستان خوب بود ولی بیان نویسنده فوق العاده شلوغ و درهم و برهم بود و مدام حاشیه میرفت و حرف های فلسفی ای که هیچ ربطی به اون صحنه و کل داستان نداشتن میزد
این کتاب خوب هست اما در سطحی نیست که کمکی به زندگی ما بکنه
کتابم درمورد دختری هست به اسم منیره که تنها و غریب در تهران درس میخواند تهرانی بیرحم که وجود او را به رسمیت نمیشناسد و.....
کتاب خوبی بود وداستان مشکلات دختران جوان و دانشجو درشهرهای بزرگ رو بیان میکنه امانویسنده میتوانست روی داستان بهترمانور بده تا جاهای غیر ضروری حذف و واقعیتهای بیشتری رو بگنجاند
کتابی به شدت مفهومی و عمیق بود ولی نفهمیدم آخرش چی شد یک جا هم نویسنده اشتباه کرده بود نوشته بود لیبیدوی یونگی سرکوب شده که نظریه لیبیدو مربوط به فروید هست نه یونگ
فکر کنم جریان سیال ذهن باشه، دیولنه کننده است، یعنی داستان از اشتباه پولی شروع میشه وتاروز بعد که پرداخت میشه تموم میشه، ظرافت نداره، خوب شد کم بود وگرنه به آخرش نمیرسندمش،.
نویسنده قدرت نوشتن خوبی داره ولی دانشجوی دکترا میره برای فروشندگی.؟ کلا کتاب خوبی بود ارزش خوندن داره دختری که در شهر غریب با چالش های مختلفی رو به رو میشه