اریک شوئیتزگبل در کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار، جذابیت یک کمدین را با زیرکی و هوش یک فیلسوف ترکیب میکند. این استاد فلسفهی دانشگاه کالیفرنیا در 56 مقالهی کوتاه این کتاب دربارهی همه چیز سخن میگوید: هوش مصنوعی و رباتها، اخلاق، اهمیت فلسفه، حسرتهای دم مرگ و موجودات کیهانی.
دربارهی کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار
بعضی از فیلسوفها و استادان فلسفهی دانشگاه، تصویری کلیشهای از خود ساختهاند: انسانهایی با کتوشلوار پشمی و عینکهایی با شیشههای ضخیم که فقط در چند مجلهی خاص مقاله چاپ میکنند. مجلههایی که مردم عادی، حتی نمیتوانند نامشان را تلفظ کنند! وقتی هم از آنها بپرسید که کارشان چه فایدهای برای جامعه دارد، چیز زیادی برای گفتن نخواهند داشت! خوشبختانه اریک شوئیتزگبل (Eric Schwitzgebel) از نسل چنین فیلسوفانی نیست. او در مجلات و وبلاگهای عامهپسند پرسه میزند و مدتهاست که در وبلاگ شخصی خودش با نام The Splintered Mind مینویسد. بسیاری از مقالات کوتاه و سرگرمکنندهی وبلاگ او در کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار (A Theory of Jerks and Other Philosophical Misadventures) گردآوری شدهاند. اگر بخواهیم به طور کلی بگوییم، خواندن این کتاب بسیار لذتبخش است. کتابی ساده و روان بدون اصطلاحات دشوار فلسفی، واضح، قابلدرک و پر از مقالههای کوتاهی که خواندنشان فقط چند دقیقه طول میکشد.

هر یک از پنج بخش کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار، موضوعات بسیار متفاوتی دارند. بخش اول با عنوان «نفهمها و توجیهها» بر اخلاق تمرکز دارد. این بخش حاوی ایدههای بسیار ظریف فلسفی و اخلاقی است. برای مثال با خواندن فصل اول، خودتان را با معیارهای اریک شوئیتزگبل میسنجید و از خودتان می پرسید: آیا من نفهم هستم؟ نویسنده در این بخش به سؤالات دیگری نیز میپردازد: چقدر باید به احساسات خود در رؤیاها و خوابها اهمیت دهید؟ اگر نیتتان خیر باشد اما نتیجهی عملتان وحشتناک باشد، چه اتفاقی می افتد؟ اینکه میگویند «از همهی ظرفیتت استفاده کن» یعنی چه؟

در عصر حاضر، احتمالاً هر روز حداقل یک بار واژهی «هوش مصنوعی» را در متنها میبینید. اگر هم اهل دنبال کردن رمانها و فیلمهای علمی – تخیلی باشید، بارها به این فکر کردهاید که رباتها و هوش مصنوعی، چه آیندهای را برای انسانها رقم خواهند زد. اریک شوئیتزگبل هم در چنین دنیایی زندگی میکند و طبیعتاً سؤالات بسیاری هم برایش پیش آمده است. او دربارهی رابطهی انسانها و رباتها نگران است. حتی اگر هم به رباتها علاقه نداشته باشید، فرضهای شوئیتزگبل آنقدر جذاب است که همهی مقالههای بخش دوم را با عنوان «هوش مصنوعی جذاب و روباتهای زامبی» میخوانید. بخش سوم کتاب تئوری نفهمها و رویدادهای فلسفی ناگوار دیگر، «حسرتها و کیک تولد» نام دارد و مجموعهای است از موضوعاتی مانند عشق، دموکراسی، حسرت پس از مرگ و... . بخش چهارم کتاب راجعبه «موجودات کیهانی غیرعادی» است و روی مسائل مرتبط با فضا – زمان تمرکز دارد. شوئیتزگبل در بخش پایانی به سراغ فلسفه و بهخصوص کانت میرود.
کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار با ترجمهی زهره مهرنیا و به همت نشر نیماژ منتشر شده است.
نکوداشتهای کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار
- مجموعهای گسترده، اصیل و جذاب از مقالات کوتاه اریک شوئیتزگبل که به نظر میرسد ذهنی سرشار از ایده دارد. خواندن آن را بسیار توصیه میکنم. (نایجل واربرتون، نویسندهی کتاب «تاریخچهی فلسفه»)
- این کتاب واقعاً دربارهی آدمهای نفهم نیست. کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار دربارهی اذهانی است که درعین شکوه، عجیب و غریب هستند. شوئیتزگبل دربارهی موضوعات بسیاری صحبت میکند: اینکه موجودات ناقصی چون ما چگونه به یک زندگی خوب میرسیم، چطور فیلسوفان مطابق افکار خود زندگی میکنند، آگاهی در ماشینها و هوش مصنوعی تا کجا پیش خواهد رفت و... . این کتاب مملو از آزمایشهای فکری تحریکآمیز و استدلالهای واضحی است که شما را به اندیشیدن وامیدارد. آن هم دربارهی موضوعاتی که تابهحال به آن فکر نکردهاید! (دیوید چالمرز، استاد فلسفهی دانشگاه نیویورک و نویسندهی کتاب «ذهن آگاه»)
- آگاهی، چندجهانی یا مولتیورس، معنای همه چیز و... در کتاب ارزشمند یک فیلسوف برجسته قرار گرفتهاند. ساده بخواهم بگویم، باید این کتاب لذتبخش را خواند. (سوزان اشنایدر، یکی از مدیران ناسا)
- اریک شوئیتزگبل نوعی از فیلسوفهای منقرضشده است: انسانی فروتن و مهربان که با صدایی بلند دربارهی همه چیز، واقعاً همه چیز، فکر میکند. او دربارهی همه چیز کنجکاو است: از ماهیت مکان و زمان و آگاهی گرفته تا تشخیص کوریهای اخلاقی و آیندهی رباتها و هوش مصنوعی. مجموعهای حیرتانگیز برای هر کسی که دوست دارد در کنار یک فیلسوف واقعاً باهوش فکر کند. (اوون فلاناگان، نویسندهی کتاب «روانشناسی اخلاق خشم»)
- مقالههای کوتاه شوئیتزگبل هوشمندانه و سرگرمکننده هستند و به شما بینشی جدید دربارهی این دنیای پرهرجومرج میدهند. این مقالههای طنازانه و زیرکانه، باید روی هر میزی برای خواندن قرار بگیرند. (بری لام، دانشیار فلسفهی کالج واسار)
- در هر جمعی که هستید، کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار را باز کنید، اتفاقی یک مقاله را برگزینید، آن را بلند بخوانید و بگذارید بحث جریان یابد. (PopMatters)
- از یک جنبه، این کتاب فقط نوک کوه یخ افکار برجستهی اریک شوئیتزگبل است. درمجموعه آنچه به دست میآورید، فقط نگاهی اجمالی به اندیشههای یک ذهن فوقالعاده فعال و خلاق است. (FIVE BOOKS)
کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار برای چه کسانی مناسب است؟
اگر اهل فکر کردن دربارهی همهچیز هستید، کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار را بخوانید. نویسندهی کتاب، اریک شوئیتزگبل، دقیقاً مثل شماست!
در بخشی از کتاب تئوری نفهمها و دیگر رویدادهای فلسفی ناگوار میخوانیم
ویکتوریا مکگییر در مقالهاش به سال 1996 میلادی دربارهی خودشناسی، در اینباره بحث میکند که آنچه از نظراتتان بیان میکنید اغلب درست هستند؛ زیرا وقتی نظرتان را به خود یا دیگران اعلام میکنید، متعهد میشوید طبق آن زندگی کنید و حرف بزنید و در غیر این صورت، باید جواب بدهید چرا آنطور رفتار نمیکنید. ازآنجاکه کنترل خودگردان فراوانی بر چگونگی زیستن، حرفزدن و استدلالکردن را دارید و ازآنجاکه هدف داشتن گرایشی برای زیستن، حرفزدن و استدلالکردن بر مبنای نظریات است، این قدرت را دارید که حرفهایتان دربارهی خودتان را به حقیقت تبدیل کنید. در یک کلام، خودتان را طوری شکل میدهید که با نظرات خود منطبق باشید. در نگاه مکگییر، خودشناسی بیش از آنکه از گرایشهای کشفکننده، دروننگرانه و ازپیشموجود برآید، از شکلدادن به خود برمیآید.
بهعقیدهی من، این مدل از خودشناسی برای عشق بهخوبی عمل میکند. فرض کنید برای رفتن به کافه نزد دوستانم دیر میکنم. آنها دربارهی موسیقی جاز صحبت میکنند و من از بحث جا ماندهام. برای آنکه بیشتر در گفتوگو مشارکت کنم و خطاکار جلوه نکنم میگویم: «من عاشق اشعار عشاقانهی کُل پورتر هستم.» میتوانستم بهراحتی بگویم عاشق ایروینگ برلین یا جورج گرشوین هستم. از هرکدام از این ترانهسراها شش تا آهنگ با اجرای هنرمندان مختلف شنیدهام. دوستانم میپرسند از چهچیز پورتر خوشم میآید و من میگویم خوشبختانه اشعارش احمقانه نیست. بعدها وقتی در ماشین هستیم میخواهند آهنگی از کُل پورتر را در ماشین من بشنوند. وقتی فیلم زندگینامهی پورتر بیرون میآید، نظرم را دربارهاش میپرسند و من آنها را ملتفت میکنم. گرچه این الگوی رفتاری بخشی به دلیل خواست من برای برآوردهکردن انتظاراتی است که با بیانات خودم ایجاد شدهاند، فقط نمایش نیست. من واقعاً از کُل پورتر لذت میبرم.
بله




















