کتاب ضرب المثلهای شیرین فارسی، منبعی خواندنی و جذاب برای آشنایی با معنی و ریشههای ضرب المثلهای پرکاربرد فارسی است. رشید افشارقلعه این ضربالمثلها را گردآوری کرده و با ارائهی ریشههای داستانی آنها، اطلاعات مفیدی به خواننده میافزاید.
دربارهی کتاب ضرب المثلهای شیرین فارسی
کتاب ضرب المثلهای شیرین فارسی، اثری خواندنی برای افرادی است که میخواهند با معنا و ریشهی ضرب المثلهای معروف ایرانی آشنا شوند. رشید افشارقلعه، نویسندهی کتاب، ابتدا معنی هر ضرب المثل را در این اثر توضیح داده است. در ادامه، داستانی که باعث شکلگیری ضرب المثل شده، قرار گرفته است. این رویکرد، به خواننده کمک میکند تا در کنار آشنایی با معنای ظاهری ضرب المثلها، با خِرد، تاریخ و فرهنگ نهفته در پس هر کدام از آنها آشنا شود.
رشید افشارقلعه طیف گستردهای از رایجترین و پرکاربردترین ضرب المثلهای فارسی را در کتاب ضرب المثلهای شیرین فارسی گنجانده است. در این زمینه میتوان به ضرب المثلهایی مانند دشمن دانا به از نادان دوست، گل پشت و رو ندارد، خودکرده را تدبیر نیست و زیر آب کسی را زدن اشاره کرد. این ضرب المثلها در گفتار روزمرهی ایرانیها استفاده میشوند و همگی برای خواننده آشنا هستند. بخش اصلی و جذابیت ویژهی کتاب، ارائهی داستانها و حکایات کوتاهی است که به چگونگی شکلگیری هر ضربالمثل منجر شدهاند.
رشید افشارقلعه پیچیدگیهای معنایی ضرب المثلها را در این اثر توضیح داده تا همگان با فرهنگ شیرین فارسی آشنایی بیشتری پیدا کنند. بعضی از ضربالمثلهای رایج فارسی، ریشه در اشعار کهن و ماندگار ادبیات ایران دارند. نویسنده با درک پیوند عمیق میان شعر و مَثَل، اشعار مربوطه را نیز در کتاب حاضر قرار داده است. این ویژگی، خواننده را با معنا و داستانی که در پس ضرب المثل نهان شده، آشنا میکند و باعث میشود تا خاستگاه ادبی و زیباییشناختی ضرب المثلها را نیز درک کند و از پیوند ناگسستنی زبان عامه با ادبیات فارسی لذت ببرد.
کتاب ضرب المثلهای شیرین فارسی را انتشارات نبض دانش، چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب ضرب المثلهای شیرین فارسی برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به زبان و ادبیات فارسی، پژوهشگران فرهنگ عامه، نوجوانان و... بهعنوان مخاطبهای کتاب حاضر شناخته میشوند.
در بخشی از کتاب ضرب المثلهای شیرین فارسی: داستانهای جذاب و آموزنده میخوانیم
تا ابله در جهان هست، مفلس درنمیماند
به کسانی که به خاطر نادانی و حماقت چیزی را از دست بدهند گفته میشود: " تا ابله در جهان است، مفلس در نمیماند! "
داستان ضربالمثل:
در روزگاران قدیم کلاغ گرسنهای بود که چیزی برای خوردن پیدا نکرده بود و از این شاخه به آن شاخه میپرید تا شاید چیزی برای خوردن پیدا کند تا بالاخره گذرش به خانهای افتاد. زن صاحبخانه چند قالب پنیر توی ظرفی گذاشته و کنار حوض آب نشسته بود و مشغول شستن پنیرها بود. گربهای هم نزدیک زن نشسته و به قالب پنیر خیره شده بود. کلاغ بهمحض دیدن پنیر با خودش گفت: "ایکاش این زن بیعقلی میکرد و دنبال کاری میرفت تا من بتوانم قالب پنیری برداشته و بخورم، اما میترسم گربه میو میو کند!"
مدتی بعد صدایی درآمد و زن به سمت در رفت. گربه از فرصت استفاده کرد و قالب پنیر را برداشت و رفت. زن در را رها کرد و به سراغ گربه دوید، در این فاصله کلاغ به سمت پنیرها رفت و یک قالب به منقارش گرفت و پرواز کرد. در همان حال میگفت: " تا آدمهای ابله پیدا میشوند حیوانات درماندهای مثل من و گربه گرسنه نمیمانند! " در همان لحظه روباهی کلاغ را در حال پرواز دید. شروع به تعریف و تمجید از او کرد ولی کلاغ اصلاً اهمیتی به حرفهای او نمیداد چون میترسید قالب پنیر از دهانش بیفتد ولی روباه آنقدر به تعریف از صدای خوش خاندان کلاغ پرداخت که بالاخره کلاغ دهان باز کرد تا بخواند و با صدای خوشش خودنمایی کند که یکدفعه قالب پنیر افتاد و روباه آن را برداشت و فرار کرد! کلاغ با خودش میگفت: " من هم مثل پیرزن نادانی کردم و تا وقتی نادانی در جهان هست کسی مثل روباه گرسنه نمیماند. "
بله




















