جلد کتاب کتاب نفسم را پس بده
۱۰۳,۵۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب نفسم را پس بده
کتاب الکترونیک
413 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب نفسم را پس بده و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب نفسم را پس بده

کتاب نفسم را پس بده، به قلم حمیده انصاری داستان زندگی زن جوانی به نام بهار را دنبال می‌کند. بهار، یک وکیل موفق و دختری مستقل و باهوش است که بر خلاف ظاهر قوی و سختش، با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌کند. بهار به تازگی همسر، پدر و پسرش را در یک تصادف رانندگی از دست داده است و از آن زمان برای گذشتن از این فاجعه و فراموش کردن این عذاب تلاش می‌کند. اوضاع وقتی پیچیده‌تر می‌شود که بهار با مشکلات شرکت قدیمی پدر و عمویش روبه‌رو و مجبور می‌شود با پسرعمویش پس از سال‌ها فاصله و دوری دوباره دیدار کند.

درباره‌ی کتاب نفسم را پس بده

بهار، شخصیت اصلی کتاب نفسم را پس بده، وکیل جوان و موفقی است که رنج و عذاب شدیدی را در سینه حمل می‌کند. نزدیک به یک سال از مرگ پدر، پسر و همسرش می‌گذرد اما بهار هنوز نتوانسته به زندگی قبل خود برگردد. کابوس سوگ و عذابی که یک سال قبل بر زندگی بهار آوار شده هنوز او را آزار می‌دهد. البته که او در این راه تنها نیست و دوستان و خانواده‌ی قابل اعتمادی دارد که در این مسیر همراه و همدمش هستند. با این حال او احساس ناتوانی و استیصال شدیدی را تجربه و تلاش می‌کند زندگی خود را به حالت قبل برگرداند.

معرفی و دانلود کتاب نفسم را پس بده

در همین اوضاع و احوال و در میانه‌ی این مشکلات است که یکی از زخم‌های قدیمی زندگی بهار دوباره سر باز می‌کند: پسرعمو و نامزد سابقش سام. سام، پسرعموی بهار است که سال‌ها عاشق و دلباخته‌ی او بوده. سام و بهار قصد ازدواج داشتند تا زمانی که شرکت پدرهای آن دو به سمت ورشکستگی رفت و پدر بهار برای بدهی‌های سنگینش زندانی شد. در همین شرایط بود که سام هم بلافاصله از بهار جدا شد و با دختر ثروتمندی ازدواج کرد. بعد از این واقعه سام و بهار، که هر دو ازدواج کرده بودند، سال‌ها هیچ رابطه‌ای با هم نداشتند. البته یک سال پس از مرگ پدرام، همسر سابق بهار، همین روزهایی که داستان کتاب در آن اتفاق می‌افتد، طلسم این دوری می‌شکند. در همین روزهاست که بهار از طرف برادر و عمویش تحت فشار قرار می‌گیرد که به شرکت خانوادگی‌شان برگردد و آنجا کار کند. دست روزگار هم بهار را در ضعیف‌ترین و بیچاره‌ترین حالتش، در آغوش سام می‌اندازد. بهار که دیگر چاره‌ای جز روبه‌رو شدن با معشوق دیرین خود را ندارد، با مرور زمان دوباره به یاد می‌آورد که چرا عاشق پسرعمویش بوده و بالاخره متوجه می‌شود که تمام این سال‌ها درباره‌ی او قضاوت اشتباهی کرده است.

حمیده انصاری در مقدمه‌ی کتاب نفسم را پس بده به این موضوع اشاره می‌کند که این اثر را با هدف کمک به کودکان و زنان بی‌پناه و آسیب‌دیده‌ای نگاشته که هیچ مأمن و مأوایی ندارند و قانون و جامعه در کمک به آن‌ها ناتوان مانده است. او در این اثر تلاش کرده با به تصویر کشیدن برخی از مشکلات این اقشار و نمایش مسائلی مانند کار کودکان، فقر، آزار کودکان و خشونت علیه زنان، قدمی در راه حل این مشکلات بردارد. کتاب نفسم را پس بده با نگارش حمیده انصاری و چاپ انتشارات متخصصان به شما تقدیم می‌شود.

کتاب نفسم را پس بده برای چه کسانی مناسب است؟

مطالعه‌ی کتاب نفسم را پس بده را به تمام علاقه‌مندان ادبیات فارسی معاصر و داستان‌های اجتماعی و عاشقانه پیشنهاد می‌کنیم.

در بخشی از کتاب نفسم را پس بده می‌خوانیم

یادم است در یکی از همان روزهایی که برای چشیدن لذت دردی فراتر از درد دندانم، قولم را زیر پا گذاشته بودم و فک‌هایم را به هم فشردم تا درد دندان را ساکت کنم، درست در همان لحظه‌ی اول که مغز استخوانم داشت تیر می‌کشید، و من هر لحظه فشار را فزون‌تر می‌کردم تا آن درد عمیق ساکت شود، دیواره‌ی بیرونی دندانم تا درون لثه شکست و صدای شکستنش در گوشم پیچید و آن درد تا مغز استخوان رفته، نه تنها ساکت نشد، بلکه ماندگار شد و همان طور که من از شرایط بهت‌زده شده بودم، خون از لثه‌ام جاری شده بود و از کنار دهانم که باز مانده بود، بیرون می‌ریخت. بی‌درنگ جلوی آینه رفتم؛ خون و اشک هم‌زمان از لثه و چشمم روان بودند؛ تکه‌ای که شکسته بود را دیدم که کج شده و در لثه مانده است و عمیقاً تیر می‌کشید. سراسیمه و گریه‌کنان و خون‌چکان، خودم را به مادرم رساندم و دهانم را باز کردم. مادرم وقتی دید آن تکه‌ی شکسته چگونه از لثه آویزان شده و دردناک است، دستش را در دهانم کرد و آن را از لثه جدا کرد.

دندان شکسته، دیگر هیچ اتصالی با لثه‌ام نداشت و مثل زائده‌ای در آن فرورفته بود و بر عذاب و درد من می‌افزود.

سریع خودمان را به دندانپزشک رساندیم و قضیه‌ی آن دندان کذایی دردناک و سیاه را فیصله دادیم. اما یادم است که چقدر درد کشیدم و چه عذابی را متحمل شدم تا عصب‌کشی شود.

ولی بعد از چند روز، دیگر راحت شده بودم و خبری از آن همه در نبود و صرفاً یک جای خالی برایم مانده بود که قرار بود برویم یک دندان دیگر که مصنوعی بود، جایش بکاریم.

درد اصلی برای آن موقع بود؛ آن زمانی که قرار بود مثلاً با آن دندان مصنوعی، جای خالی آن دندان سیاه واقعی را پر کنند و شرایط دهانم را به حالت عادی برگردانند.

چنان دردی در جانم فروریخت که تا سال‌ها بعد، همچون آن را تجربه نکردم.

آنجا بود که فهمیدم که خوب شدن هم درد دارد؛ حتی بیشتر از بدحال شدن، درد دارد.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب نفسم را پس بده
نویسندهحمیده انصاری پور
ناشر چاپیانتشارات متخصصان
سال انتشار۱۴۰۲
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات413
زبانفارسی
شابک978-622-292-127-9
قیمت کتاب الکترونیک
۱۰۳,۵۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی
کتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب نفسم را پس بده بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات متخصصان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب نفسم را پس بده

مریم . ص
۱۴۰۴/۰۷/۲۳
زیاد نپسندیدم.. نمیدونم جدیدٱ چرا نوشتن کتابها آنقدر خسته کننده شده... اصلا لازم نیست در مورد یک موضوع. سیصد بار توضیح بدن... مثل این کتاب که از اول تا آخر داستان مدام از درد دست. بهار و اینکه هوای سرد براش بده و مرگ عزیزاش و هزار تا توضیح اضافه و بیخودی دیگه داده بود و بیشتر خواننده رو عصبی میکرد... من که متأسفم بابت انتخاب و خرید این کتاب
ز . مالکی
۱۴۰۳/۱۰/۱۱
با خسته نباشید به نویسنده محترم باید بگم که اوایل داستان اونقدر غم انگیز وکشدار بود که تمایلی به خوندن ادامه داستان نداشتم ولی از اونجاییکه هیچ کتابی رو نصفه رها نمی‌کنم تا آخر خوندم ولی دوراز باوره که بهار ۹ سال به کل از فامیل دور باشه که نفهمه چه اتفاقهایی افتاده منطقی نبود
کاربر م
۱۴۰۳/۰۹/۱۲
روایت یه کمی دور از واقعیت بود. ولی نثر ساده و روانی داشت و می‌شد با شخصیت‌ها تا حدی ارتباط گرفت. قطعا ارزش یکبار خوندن را دارد.
Zahra Seif
۱۴۰۳/۰۵/۱۵
سلام بد نبود نسبت به قیمتش جالب نبود خیلی تند تند و پشت سرهم نوشته شده بود ولی یه بار میشه خوند
ادامه نقد و نظرات کتاب نفسم را پس بده...
👋 سوالی دارید؟