زیاد نپسندیدم.. نمیدونم جدیدٱ چرا نوشتن کتابها آنقدر خسته کننده شده... اصلا لازم نیست در مورد یک موضوع. سیصد بار توضیح بدن... مثل این کتاب که از اول تا آخر داستان مدام از درد دست. بهار و اینکه هوای سرد براش بده و مرگ عزیزاش و هزار تا توضیح اضافه و بیخودی دیگه داده بود و بیشتر خواننده رو عصبی میکرد... من که متأسفم بابت انتخاب و خرید این کتاب
با خسته نباشید به نویسنده محترم باید بگم که اوایل داستان اونقدر غم انگیز وکشدار بود که تمایلی به خوندن ادامه داستان نداشتم ولی از اونجاییکه هیچ کتابی رو نصفه رها نمیکنم تا آخر خوندم ولی دوراز باوره که بهار ۹ سال به کل از فامیل دور باشه که نفهمه چه اتفاقهایی افتاده منطقی نبود