کتاب مقدمهای بر سیاست گذاری صنعتی در اقتصاد ایران نوشتهی حسین حسینی و محمدباقر ملاصادقی، نقشهای روشن برای صنعتیسازی، توسعهی اقتصادی و رشد آن است. نویسندگان میکوشند تا در خلال این کتاب از فواید صنعتی شدن جامعه سخن گفته و ارتباط سیاستگذاریهای دولت را با صنعتی شدن و نقش دولت در این زمینه، مشخص کنند.
دربارهی کتاب مقدمهای بر سیاست گذاری صنعتی در اقتصاد ایران
صنعتی شدن یکی از مهمترین و چشمگیرترین اتفاقات تاریخ انسانی است. این فرایند از زمان انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم آغاز شد و رشد و توسعهی صنایع و تولیدات را به سطحی جدید رساند. صنعتی شدن باعث افزایش تولید محصولات و خدمات شد که در نتیجهی آن زندگی بشر بهبود یافت و نرخ بیکاری کاهش پیدا کرد. حرکت در مسیر صنعت باعث تغییرات اجتماعی و فرهنگی متعددی نیز شده است؛ افراد به دلیل افزایش فرصتهای شغلی و توسعهی مهارتهای فردی و تخصصی به سمت مشاغل صنعتی جذب میشوند و در نتیجه تولید افزایش مییابد.
اما بههحال صنعتی شدن نیز مانند هر مسئلهی دیگری مشکلات خودش را دارد؛ در واقع در کنار تمام این پیشرفتها، صنعتی شدن با مسائلی مانند آلودگی محیط زیست و کاهش منابع طبیعی نیز همراه است که راهحلهای پایدار و هوشمندانهای را برای رفع آن طلب میکند.
کتاب مقدمهای بر سیاست گذاری صنعتی در اقتصاد ایران از فرآیند صنعتی شدن کشور ایران سخن میگوید و تاثیر دولت و نقش آن را در مسیر صنعتی شدن مدنظر قرار میدهد. نویسندگان در این کتاب شرح میدهند که صنعتی شدن چطور بر رشد و توسعهی اقتصادی اثرگذار است و در ادامه چه مسائلی آن را تحتالشعاع قرار میدهند.
این کتاب که نوشتهی حسین حسینی و محمد باقر ملاصادقی است از یازده فصل تشکیل شده و در هر فصل یکی از جنبههای صنعتی شدن در ایران را مورد بحث قرار میدهد.
فصل اول این کتاب، به سراغ جایگاه صنعت و تولید در بیانیهی گام دوم انقلاب میرود و سه فصل بعدی از الزامات صنعتی شدن و آیندهی صنعت در ایران سخن میگویند. فصل پنج و شش کتاب مقدمهای بر سیاست گذاری صنعتی در اقتصاد ایران به توضیح دربارهی لزوم سیاستگذاری در جهت صنعتی شدن میپردازد.
حسین حسینی و محمدباقر ملاصادقی در ادامهی اثر خود، الگوی صنعتی شدن چین را بررسی کرده و آسیبشناسی میکنند که چه چیزهایی در یک جامعه به فرآیند صنعتی شدن، خدشه وارد میکنند. آخرین فصل کتاب نیز به بحث و بررسی دربارهی جایگاه فناوری، اختصاص یافته است.
از نکات مثبت این کتاب میتوان به دید همهجانبهی نویسندگان و مطالب کاربردی و قابل درک آنها برای همگان اشاره کرد. محمدباقر ملاصادقی و حسین حسینی کوشیدهاند تا از بروزترین مطالب برای این کتاب بهره برده و نگاهشان را بهطور اختصاصی بر اقتصاد ایران معطوف کنند تا به دور از حاشیه و اضافهگویی به مقصود خود برسند.
کتاب مقدمهای بر سیاست گذاری صنعتی در اقتصاد ایران توسط نشر سازمان مدیریت صنعتی به چاپ رسیده است.
کتاب مقدمهای بر سیاست گذاری صنعتی در اقتصاد ایران برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب که در زمرهی کتابهای اقتصادی قرار میگیرد، برای تمامی علاقهمندان به این حوزه مناسب و مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب مقدمهای بر سیاست گذاری صنعتی در اقتصاد ایران میخوانیم
از سال 1342 به بعد سابقه تدوین برنامههای پنجساله را در کشور داریم که اولین برنامههای توسعه، اول به شکل منطقهای و برنامههای دیگر نوشته میشود. قبل از انقلاب، برنامه توسعه نوشته میشود و بعد از انقلاب، در دوران جنگ تحمیلی خیلی به آن مفهوم برنامه توسعه نداریم. بعد از پایان جنگ تحمیلی، در کشور برنامههای توسعه نوشته میشود که الآن هم در حال ورود به برنامه هفتم هستیم. این بخشی از اسناد راهبردی ما بود. بخش دیگری از اسناد راهبردی کشور، برنامههای توسعه صنعتی است که نوشته شده است. اینکه این اسناد واقعاً تا چه اندازه سند باشند، از نظر علمی محل بحث است ولی در حال حاضر آن را جزو همین چارچوب لحاظ میکنیم. حالا بعضی از این برنامهها با عنوان برنامه توسعه صنعتی و بعضی مواقع بهعنوان استراتژیهای توسعه صنعتی و در یک دوره هم به نام برنامه راهبردی صنعت، نوشته شدند که حالا در همین دورهای که دوستان زحمت کشیدند و تدارک دیدند، بخشی از بحثهای ما به مطالعه این اسناد معطوف است.
شاید بتوانیم بگوییم که اولین سند راهبردی مهم و بلندمدتی که در کشور تدوین شد، همان چشمانداز بیستساله کشور است. چشمانداز بیستساله، حدود سال 79، 80 تدوین شد و حدود سال 81 برای اجرا ابلاغ شد. بعد از اعلام سند چشمانداز، در جامعه علمی کشور ما با چند نوع برخورد نسبت به آن مواجه شدیم. حالا جامعه صنعتی را برای قسمت بعد میگذارم. برخورد اول این بود که اصلاً چرا چشمانداز بنویسیم؟ چه نیازی به سندنویسی هست؟ ما زمانی میگفتیم در کشور از فقر اسناد راهبردی رنج میبریم. الآن من باید خدمت شما بگویم که آنقدر که سند راهبردی داریم، نمیدانیم که کدامیک را در اولویت اجرا قرار بدهیم؛ یعنی، شاید بتوانم بگویم، در تولید اسناد راهبردی ما تقریباً به تولید انبوه رسیدهایم و شما میبینید که تا دلتان بخواهد سند داریم؛ سیاستهای کلی و غیره.
بله


















