کتاب باور تو سرمایه توست اثری است در ستایش خودباوری. نرگس مهبودی در این کتاب ابتدا باورهای محدودکننده و ریشههای آنها را به مخاطب میشناساند و سپس راه رهایی از آنها و جایگزین کردن باورهای سازنده را میآموزد. با خواندن این کتاب برای پیمایش مسیر موفقیت آماده خواهید شد.
دربارهی کتاب باور تو سرمایه توست
باورها دریچهای هستند که ما از طریق آن دنیا را میبینیم. ما اعتقادات قلبیِ خود را حتی بیشتر از واقعیت قبول داریم. بنابراین خیلی مهم است که به چه چیزی باور داریم و باورهایمان را از کجا و از چه کسانی آموختهایم. اعتقادهای انسان یا از کسانی که دوستشان دارند، به او منتقل شدهاند یا نتیجهی تکرار هستند. هرچه که هست، تمام رفتار و اعمالِ ما زیر سایهی این اعتقادات و باورها شکل میگیرد. اگر خود را انسانی موفق و توانا میبینیم، در برخورد با این فرصت، موفق عمل میکنیم و برعکس، اگر ذهنیتی شکستخورده داشته باشیم، پس حتماً فرصتی که پیش رو داریم، به شکست ختم خواهد شد.
نرگس مهبودی در کتاب باور تو سرمایه توست از اهمیت نگرش ما به زندگی میگوید و راهِ تغییرِ باورهای مخرب را به ما آموزش میدهد. این جملهی معروف را اغلب شنیدهایم که برای رسیدن به یک آرزو، اول آن را در ذهن مجسم کن. شاید این جمله غیرکاربردی به نظر بیاید، اما از فلسفهی مهمی سخن میگوید که همان تغییر ذهنیت نسبت به خودمان است. ما تا زمانی که به خود ایمان نداشته باشیم، از پس موقعیتی سخت برنخواهیم آمد. حال به زمانی فکر کنید، که با تمرین و ممارستِ زیاد به باورهای منفی خود غالب شدهایم، آن زمان است که دیگر هیچ مانعی بر سر راه وجود ندارد و تنها یک گام کافی است تا تمام قدرتهای درونیِ خود را به فعل برسانیم.
باورها منشعب از خانواده، جامعه، تجربیات شخصی، مدرسه، شبکههای اجتماعی و... هستند. برای مثال، کسی که در تجربهی زیستهی خود چند بار تلاش کرده و شکست خورده، اینطور استنباط میکند که هیچ تلاشی هیچگاه به موفقیت ختم نخواهد شد؛ از طرفی، دیدنِ موفقیت دیگران او را دچار تناقض میکند و از پیش سرخوردهتر میشود. کتاب باور تو سرمایه توست، باور را از هر استعدادی مهمتر میداند؛ چراکه اگر دریایی از استعداد هم در اختیارمان باشد، تا زمانی که نیمهی خالی لیون را میبینیم، قادر به استفاده از هیچیک از تواناییهایمان نخواهیم بود. پس باید چه کرد و چگونه از شر این باورهای محدودکننده رها شد؟
قدم اول، این است که در مقابل هر «نه»ای که از دنیای پیرامون میگیرید، ناامید نشوید، بلکه آن را به انگیزهای برای شروعی دوباره تبدیل کنید. گاه نادیده گرفتن واکنشهای بیرونی، اصلیترین کلید موفقیت محسوب میشود، اما باید این را بپذیرید که هیچ باوری یکشبه تغییر نمیکند، پس نباید ناامید شوید.
یکی دیگر از عوامل مؤثر در تغییر باورها، مشاهده یا خواندن زندگی دیگران است؛ از دوست و همکار گرفته تا انسانهای بزرگ تاریخ. همهی ما انسانها از ظرفیتهای برابری برخورداریم، پس وقتی کسی مسیری هرچند سخت را میپیماید و به موفقیت میرسد، این باور در ما شکل میگیرد که ما هم میتوانیم موفق شویم، اما این موضوع نباید ما را به مقایسهای کورکورانه بکشاند. هر انسانی تواناییها و استعدادهای منحصربهفردی دارد. دنیا نیز به همین تفاوتهای نیاز دارد، پس درعینحال که از زندگی دیگران عبرت میگیریم، باید جایگاه شخصی خود را در این دنیا پیدا کنیم.
خودباوری، جرقهای است که انسانها برای ادامهی حیات خود به آن نیاز دارند؛ یک انگیزهی قدرتمند برای شروع و ادامه دادن هرکاری. نرگس مهبودی در کتاب باور تو سرمایه توست قدمبهقدم با مخاطب همراه میشود تا این باور را در او نهادینه کند که باورها قابل جایگزینی هستند و هیچچیز برای انسان غیرممکن به حساب نمیآید.
انتشارات اهل سخن این کتاب را چاپ و عرضه کرده است.
کتاب باور تو سرمایه توست برای چه کسانی مناسب است؟
کسانی که به دنبال کشف راز جهان هستی و کشف قدرت درونیِ خود هستند را به مطالعهی این کتاب دعوت میکنیم.
در بخشی از کتاب باور تو سرمایه توست میخوانیم
زندگی تکتک ما انسانها تحتتأثیر نیروهای جهانی است، مانند نیروی گرانش که همه از آن اطلاع دارید. همچنین، قانون قدرتمندی که زندگی شما را تحتتأثیر قرار میدهد، قانون جذب است. قانون جذب یک قانون ثانویهای است که قانون اصلی و اولیهی آن، قانون ارتعاش است. قانون جذب یک قانون طبیعی است که میگوید زندگی هر فردی به باورهایش بستگی دارد. قانون جذب به فرکانس و ارتعاش باورهای شما پاسخ میدهد. حرف اساسی قانون جذب این است که تو اسیر و بردهی باورهایت هستی.
کتاب راز، تعریف قانون جذب را اینگونه بیان میکند: «ما هر آنچه را که اغلب به آن فکر میکنیم، چه خوب، چه بد، جذب خود میکنیم.» بنابراین، پایه و اساس قانون جذب، باورها هستند. بر اساس کتاب راز، راز جهان هستی و بشریت قانون جاذبه است. ازاینرو، میتوان نتیجه گرفت هر چیزی را که در زندگی به دست آوردهاید، بهخاطر قانون قدرتمند جاذبه است و این قانون همواره در فعالیت است؛ چه شما بخواهید و چه نخواهید. چه آن را بشناسید و چه آن را نشناسید.
آیا تابهحال برایتان این سؤال به وجود آمده که چگونه میشود بعضیها سه شیفت کار فیزیکی انجام میدهند و هیچ دستاوردی ندارند؟ در مقابل کسانی هم هستند که بهراحتی پولدار میشوند و احساس رضایت در زندگی خود دارند؟ شاید بگویید همهی اینها به شانس برمیگردد و این افراد را با خوششانس و بدشانس بودن از هم تفکیک کنید یا شاید هم بگویید آنهایی که راحت پول به دست میآورند، ریگی در کفششان است و فقط از راه خلاف میشود، آنقدر راحت پول به دست آورد، اما باید بگویم که اینطور نیست. آیا همهی ثروتمندان تاریخ خوششانس بودند و کار خلاف انجام دادهاند؟
بله


















