ما شروعش میکنیم از همون کتاباست که اگه جلد قبلی، یعنی ما تمامش میکنیم رو خونده باشی، با یه عالمه حس و سوال و دلتنگی سراغش میری. یه جوریه که آدم دلش میخواد ببینه بعدِ اون همه درد و تصمیم و اشک، چی میشه؟ شخصیتها به کجا میرسن؟ ولی چیزی که جالبه اینه که کالین هوور تو این کتاب فقط نمیخواد یه ادامهی داستان تحویل بده؛ انگار میخواد نشون بده شروع کردن، به همون اندازهی تموم کردن سخته. شاید حتی سخت تر. تو این کتاب بازم با همون فضای پر از احساس و پیچیدگی روبه رو میشی. ولی فرقش اینه که حالا دیگه همه چی از اول نیست. همه چی زخمی شده، ولی هنوز امید هست. یه جورهایی کتاب بیشتر از اینکه دربارهی عشق باشه، دربارهی انتخابه. اینکه وقتی فرصت دوباره داری، چطور انتخاب میکنی؟ وقتی یه بار با قلبت تصمیم گرفتی و شکست خوردی، دفعهی بعد با چی تصمیم میگیری؟ با ترس؟ با عقل؟ با خاطره؟ با امید؟ نویسنده خیلی قشنگ نشون میده که عشق همیشه شبیه قصهها نیست. گاهی کنار کسی بودن نیاز به شجاعت داره، نه فقط احساس. گاهی باید از یه آدم بگذری، حتی اگه هنوز یه ذره دوستش داری. و گاهی باید به یکی فرصت بدی، حتی اگه مطمئن نیستی آخرش چی میشه. ما شروعش میکنیم یه داستان آرومه، ولی از درون میلرزونه. بهت نمیگه قراره همه چی خوشگل بشه، ولی یه چیزی بهت یاد میده: این که خودتو دوست داشتن، شنیدن صدای درونت، و جرأتِ ساختن یه زندگی جدید، خودش یه عشق بزرگه
کتاب خوبی بود، عاشقانه ی لطیف و دلنشینی داشت که با یه سری چاشنی ها، چالش برانگیز شده بود و خوندنش رو دل انگیز میکرد اما واقعا در حد جلد اولش نبود. به نظرم جلد اول پرمفهوم و از لحاظ احساسی پیچیده تر و سنگین بود ولی تو این جلد حس کردم کالین هوور سعی داره بیشتر روی احساسات مثبت کار کنه تا دلخراش که البته با توجه به ماهیت رابطه ی لیلی و اتلس، دور از ذهن نبود. میخوام یکم شخصیت ها رو از دید خودم تحلیل کنم؛ رایل مردی بود که من به شدت از دستش عصبانی بودم و گاهی ازش متنفر میشدم ولی در عین حال ناخواسته دلم براش میسوخت اما توی این جلد اون رویی رو از رایل دیدم که دیگه هیچ مهربونی و جذابیتی توش نمونده بود و فقط خشم و نفرتی بود که توی وجودش مونده و سعی داره اون رو با فرافکنی به دیگران نسبت بده. از این جهت تمام دلسوزیم نسبت بهش از بین رفت و بی اعتمادی و خطر جاش رو گرفت. به نظرم ترس لیلی اوایل کتاب کاملا به جا بود؛ خشونت چیزی نیست که فقط توی روان آدم بمونه بلکه حتی بدنش هم این خاطرات تلخ رو توی خودش ذخیره میکنه. گاهی حتی قبل از اینکه خود فرد بفهمه، بدنش نسبت به خشونتی که بهش شده واکنش نشون میده و با ترشح هورمون ها هشدار میده، پس ترس طبیعی و تا حدی اجتناب ناپذیره تا وقتی عامل محرک بیرونی حضور داره. اما لیلی تونست این واکنش ها رو با حضور و عشق اتلس کم کنه. فکر میکنم اتلس خوب تر از اونیه که وجود داشته باشه! مردی که با وجود طرد شدن، آوارگی و فشارهای سنگینی که از نوجوانی روش بود تونست یه بزرگسال کامل و بالغ بشه که چرخه ی آسیب هاش رو متوقف کرده و به جای زخم زدن به دیگران، دنبال راهی برای التیام دردهای خودش و اطرافیانشه. چالشی که با برادرش داشت نشون میداد اتلس تا چه حد قابل اعتماد و مطمئنه.
خیلی کتاب قشنگی بود واقعا دوست داشتم داستان از ادامه ی ما تمامش میکنیم شروع میشه ❌اسپویل❌داستان عشق لیلی به اطلس مثل دو دوست قدیمی که تا به حال از هم دور بودن و به دلایلی تا الان هم دور هستن تا اینکه بعد از تولد امرسن لیلی تصمیم میگیره علاوه بر تلاش برای آینده ی امرسن به اینده ی خودش هم فکر کنه کم کم بدون اینکه رایل با خبر بشه با اطلس قرار میذاره ولی یه روز رایل بلاخره متوجه میشه و میره سراغ اطلس و با اطلس در گیر میشه ولی اطلس با ارامش بهش میفهمونه که در گذشته شوهر خوبی برای لیلی نبوده و.....
راستش وقتی در موردش تو کامنتا خوندم جاخوردم همه نوشته بودن که بدنیست و نا امید کننده است نسبت به (ماتمامش میکنیم) اما خیلی مهمه که حتما بعد از تموم کردن ما تمامش میکنیم بخونید تا بتونید احساسات لیلی و اتلس و رابطهای که قراره شروع کنند رو درک کنید
این کتاب از نظر من به اندازه ما تمامش میکنیم قشنگ بود و امیدوارم همه خانما حتی بدون حمایتهایی که لیلی داشت بتونن قوی باشن و از خودشون در برابر سختیها محافظت کنند (و ممنون از ترجمه قشنگ و کامل تون)
ممنون از کتاب راه
ادامه داستان ما تمامش میکنیم در این رمان نویسنده به خوبی چالشهای یک زوج جداشده با وجود فرزند را به تصویر بکشد مشکلات یه مادر مجرد و نحوه پذیرش شرایط
ساتن هم یک مادر مجرد بود یکی از مهمترین تفاوتهای ساتن ولیلی در ابراز عشق به فرزند بود
حمایتهای الیسا مارشال و مادر لیلی نقش پر رنگی در آینده لیلی وامی داشت و همچنین حمایت اتلس نسبت به برادرش
یکی از قشنگترین قسمتهای رمان نوشتن شجره نامه توسط جاش بود
کتاب ما شروعش میکنیم برخلاف جلد قبلیش اصلا جذاب نبود و یک روند خیلی عادی داشت یعنی نتیجه گیری کتاب قبلی بود هیچ اتفاق جذابی و جدیدی نیوفتاد و همچنین در این کتاب احساسات خیلی بیش از حد به کار برده شده بود به طوری اصلا نمیشد درکش کرد
انگار نویسنده با بی حوصلگی کتاب رو تموم کرده بود و چیز جدیدی به ذهنش نرسیده بود و از نظر من کتاب پایانش یکم باز باشه اما این کتاب پایانش رو کاملا بسته بود
خیلی کتاب خوبیه. سرشار از احساس. در اعماق قلب انسان نفوذ میکنه. با خوندن کتاب لبخند به لبت میاد، غصه دار میشی. بغض میکنی. لی لی و اطلس احساسات درونی شون رو خیلی قشنگ و رک بیان می کنند. به نظرم اطلس و لی لی نمونه انسانهای خود ساخته مستقل و با هوش و صبور و با شعورن. نمونه آدم هایی که تو دنیای شلوغ و پرهیاهوی ما انسانها حکم کیمیا رو دارن. ی تشکر ویژه هم از مترجم محترم
«ما شروعش می کنیم» ادامه یی آروم، دلگرم کننده و پر از حس رهایی برای لیلی و اطلسه 💕کالین هوور با همون نثر احساسی و واقع گرایانه اش نشون می ده که بعد از طوفان، همیشه جایی برای دوباره عاشق شدن هست. اگه جلد اول دلتو شکسته بود، این یکی مثل یه مرهمه... نه پر از هیجان، ولی پر از آرامش و امید 🩵
بنظرم قشنگ بود قلم کالین هوور اینطوریه که دوست داری مدام ورق بزنی و کتاب بخونی که ببینه چی میشه بنظرم تو این ژانر یکی از بهترین قلما رو داره مثل ما تمامش میکنیم داستان پر از درس و زیبایی بود ولی خیلی شیرین تر؛ اگه به این ژانر علاقه مندید خوندنش رو پیشنهاد میکنم ارزششو داره
کتابی سرشار از امید، عشق، صبر و مهربانی❤️
با محوریت دو شخصیت فوق العاده که با نحوه نگرششون به اتفاقات محیط پیرامون و مدیریت بحرانهایی که بر سر راه عشق داشتن، الگویی زیبا برای تمام انسانها بودن
به شدت ارزش خوندن رو داشت✨️✨️✨️
هم حال خوب کن بود و هم آموزنده😊
این کتاب هم مانند کتاب قبلیاش (ما تمامش میکنیم) بسیار جذاب بود و لذت بردم. شخصیتپردازی و روایت اتقاقاتی که در این رمان میافتاد، مانند کتاب قبلی خیلیخوب بود و با آنکه بیشتر محیط و شخصیتها آشنا بودند، اما باز هم تازگی منحصربهفردی داشت.
خوب بود، ولی لیلی شرایطش نسبت به بیشتر زنان درگیر خشونت در وضعیت کاملا ایده آل و رویایی ترسیم شده، اکثرا زنانی که با این مساله درگیرند هیچ کدام از این امتیازها رو که لیلی داره ندارند متاسفانه
خب کتاب خیلی قشنگی بود، اما قابل پیش بینی بود، جلد ۱ رو بیشتر دوست داشتم، اما خب پر از واقعیات زندگی بود. جایی که اتلس می گفت ممکنه برادرم کسیو پیدا نکنه که نجاتش بده مثل من. راست میگه یه سری از شانس ها نسیب هر کسی نمیشه.
خوب بود ادامهی کتاب ما تمامش میکنیم بود. خوش حال شدم که بالاخره روزای خوب برای اتلس و لیلی رسید و اینکه واقعا عشقی که اتلس داشت خیلی بالغانه و دلنشین بود، کاش همهی آدمها میتونستن یه همچین عشقی و تجربه کنن.
تا اواسط کتاب خیلی خوب و روند اتفاقات با سرعت خوبی پیش می رفت و توصیفات نویسنده هم جذاب بود اما از یک جایی به بعد روند داستان سریع و همچی تکراری اغرارق آمیز شد و پایان خیلی گل و بلبل بود
در مجموع کتاب بدی نبود
فوق العاده بود در ادامه داستان قبلی ما تمامش میکنیم بود وبه اندازه جلد قبلی پرکشش وجذاب بود. ممنون از ترجمه خیلی خوبی که داشت با وجود مشغله زیاد 2روزه تمومش کردم چون زمین گذاشتنش سخت بود. ممنون کتابراه
کاش، نویسنده ادامهی کتاب ما تمامش میکنیم رو نمینوشت کتاب ما تمامش میکنیم عالی نبود ولی خوب و قابل قبول بود اما ما شروعش میکنم خیلی ضعیف و خام و سطحی بود کاملا مشخص بود نویسنده اصلا روی طرح داسنانش کار نکرده
با وجود ایده ی خلاقانه ی کتاب "ما تمامش میکنیم" که این کتاب در ادامه آن نوشته شده، متن این کتاب ضعیف و ساختار داستان منطقی نیست. همه ی اتفاقات ناگهانی وبدون منطق با پایانی خوش به اتمام می رسد.
عالیییییی بود بعد مدتها یک کتاب بانثر ساده اما تاثیر گذار خواندم البته ادامه ماتمامش میکنیم بودای کاش خیلیها جرات لی لی را داشته باشند وقادر باشندشروع پایان یک مقطعی از زندگی را تجربه کنند
خوب بود اما نه به خوبی ما تمامش میکنیم در ما تمامش میکنیم نویسنده کاملا سر حوصله و دقیق نوشته بود اما در این کتاب تند و تند گویا فقط میخواست به پایان کتاب برسد در کل ارزش مطالعه دارد
به نظرم ما تمامش میکنیم بسیار جذاب تر از این کتاب بود، شاید از اول داستان میشد آخر داستان و حدس زد. به نظرم جذابیت ها و نقاط قوت این کتاب، متنی سرشار از احساسش هست
تنها بدی این کتاب و کتاب اولش این بود میشد یه جاهایی از داستان رو میشه حدس زد ولی درکل نسبت به بقیه انتشارات، این انتشارات ترجمه روانتری داشت.
کتابش بیشتر جنبه آموزنده داره:)
برخلاف کتاب ما تمامش میکنیم اصلا خلاقانه نبود موضوع بکری نداشت نویسنده انگار تحت تاثیر هیجانات ناشی از موفقیتهای کتاب ما تمامش میکنیم این کتاب رو نوشته..