نقد، بررسی و نظرات کتاب ما شروعش میکنیم - کالین هوور
4.5
112 رای
شهرزاد خالقی
۱۴۰۴/۰۲/۲۷
30
ما شروعش میکنیم از همون کتاباست که اگه جلد قبلی، یعنی ما تمامش میکنیم رو خونده باشی، با یه عالمه حس و سوال و دلتنگی سراغش میری. یه جوریه که آدم دلش میخواد ببینه بعدِ اون همه درد و تصمیم و اشک، چی میشه؟ شخصیتها به کجا میرسن؟ ولی چیزی که جالبه اینه که کالین هوور تو این کتاب فقط نمیخواد یه ادامهی داستان تحویل بده؛ انگار میخواد نشون بده شروع کردن، به همون اندازهی تموم کردن سخته. شاید حتی سخت تر. تو این کتاب بازم با همون فضای پر از احساس و پیچیدگی روبه رو میشی. ولی فرقش اینه که حالا دیگه همه چی از اول نیست. همه چی زخمی شده، ولی هنوز امید هست. یه جورهایی کتاب بیشتر از اینکه دربارهی عشق باشه، دربارهی انتخابه. اینکه وقتی فرصت دوباره داری، چطور انتخاب میکنی؟ وقتی یه بار با قلبت تصمیم گرفتی و شکست خوردی، دفعهی بعد با چی تصمیم میگیری؟ با ترس؟ با عقل؟ با خاطره؟ با امید؟ نویسنده خیلی قشنگ نشون میده که عشق همیشه شبیه قصهها نیست. گاهی کنار کسی بودن نیاز به شجاعت داره، نه فقط احساس. گاهی باید از یه آدم بگذری، حتی اگه هنوز یه ذره دوستش داری. و گاهی باید به یکی فرصت بدی، حتی اگه مطمئن نیستی آخرش چی میشه. ما شروعش میکنیم یه داستان آرومه، ولی از درون میلرزونه. بهت نمیگه قراره همه چی خوشگل بشه، ولی یه چیزی بهت یاد میده: این که خودتو دوست داشتن، شنیدن صدای درونت، و جرأتِ ساختن یه زندگی جدید، خودش یه عشق بزرگه
کتاب خوبی بود، عاشقانه ی لطیف و دلنشینی داشت که با یه سری چاشنی ها، چالش برانگیز شده بود و خوندنش رو دل انگیز میکرد اما واقعا در حد جلد اولش نبود. به نظرم جلد اول پرمفهوم و از لحاظ احساسی پیچیده تر و سنگین بود ولی تو این جلد حس کردم کالین هوور سعی داره بیشتر روی احساسات مثبت کار کنه تا دلخراش که البته با توجه به ماهیت رابطه ی لیلی و اتلس، دور از ذهن نبود. میخوام یکم شخصیت ها رو از دید خودم تحلیل کنم؛ رایل مردی بود که من به شدت از دستش عصبانی بودم و گاهی ازش متنفر میشدم ولی در عین حال ناخواسته دلم براش میسوخت اما توی این جلد اون رویی رو از رایل دیدم که دیگه هیچ مهربونی و جذابیتی توش نمونده بود و فقط خشم و نفرتی بود که توی وجودش مونده و سعی داره اون رو با فرافکنی به دیگران نسبت بده. از این جهت تمام دلسوزیم نسبت بهش از بین رفت و بی اعتمادی و خطر جاش رو گرفت. به نظرم ترس لیلی اوایل کتاب کاملا به جا بود؛ خشونت چیزی نیست که فقط توی روان آدم بمونه بلکه حتی بدنش هم این خاطرات تلخ رو توی خودش ذخیره میکنه. گاهی حتی قبل از اینکه خود فرد بفهمه، بدنش نسبت به خشونتی که بهش شده واکنش نشون میده و با ترشح هورمون ها هشدار میده، پس ترس طبیعی و تا حدی اجتناب ناپذیره تا وقتی عامل محرک بیرونی حضور داره. اما لیلی تونست این واکنش ها رو با حضور و عشق اتلس کم کنه. فکر میکنم اتلس خوب تر از اونیه که وجود داشته باشه! مردی که با وجود طرد شدن، آوارگی و فشارهای سنگینی که از نوجوانی روش بود تونست یه بزرگسال کامل و بالغ بشه که چرخه ی آسیب هاش رو متوقف کرده و به جای زخم زدن به دیگران، دنبال راهی برای التیام دردهای خودش و اطرافیانشه. چالشی که با برادرش داشت نشون میداد اتلس تا چه حد قابل اعتماد و مطمئنه.
خیلی کتاب قشنگی بود واقعا دوست داشتم داستان از ادامه ی ما تمامش میکنیم شروع میشه ❌اسپویل❌داستان عشق لیلی به اطلس مثل دو دوست قدیمی که تا به حال از هم دور بودن و به دلایلی تا الان هم دور هستن تا اینکه بعد از تولد امرسن لیلی تصمیم میگیره علاوه بر تلاش برای آینده ی امرسن به اینده ی خودش هم فکر کنه کم کم بدون اینکه رایل با خبر بشه با اطلس قرار میذاره ولی یه روز رایل بلاخره متوجه میشه و میره سراغ اطلس و با اطلس در گیر میشه ولی اطلس با ارامش بهش میفهمونه که در گذشته شوهر خوبی برای لیلی نبوده و.....
راستش وقتی در موردش تو کامنتا خوندم جاخوردم همه نوشته بودن که بدنیست و نا امید کننده است نسبت به (ماتمامش میکنیم) اما خیلی مهمه که حتما بعد از تموم کردن ما تمامش میکنیم بخونید تا بتونید احساسات لیلی و اتلس و رابطهای که قراره شروع کنند رو درک کنید
این کتاب از نظر من به اندازه ما تمامش میکنیم قشنگ بود و امیدوارم همه خانما حتی بدون حمایتهایی که لیلی داشت بتونن قوی باشن و از خودشون در برابر سختیها محافظت کنند (و ممنون از ترجمه قشنگ و کامل تون)
این کتاب از نظر من به اندازه ما تمامش میکنیم قشنگ بود و امیدوارم همه خانما حتی بدون حمایتهایی که لیلی داشت بتونن قوی باشن و از خودشون در برابر سختیها محافظت کنند (و ممنون از ترجمه قشنگ و کامل تون)
ممنون از کتاب راه
ادامه داستان ما تمامش میکنیم در این رمان نویسنده به خوبی چالشهای یک زوج جداشده با وجود فرزند را به تصویر بکشد مشکلات یه مادر مجرد و نحوه پذیرش شرایط
ساتن هم یک مادر مجرد بود یکی از مهمترین تفاوتهای ساتن ولیلی در ابراز عشق به فرزند بود
حمایتهای الیسا مارشال و مادر لیلی نقش پر رنگی در آینده لیلی وامی داشت و همچنین حمایت اتلس نسبت به برادرش
یکی از قشنگترین قسمتهای رمان نوشتن شجره نامه توسط جاش بود
ادامه داستان ما تمامش میکنیم در این رمان نویسنده به خوبی چالشهای یک زوج جداشده با وجود فرزند را به تصویر بکشد مشکلات یه مادر مجرد و نحوه پذیرش شرایط
ساتن هم یک مادر مجرد بود یکی از مهمترین تفاوتهای ساتن ولیلی در ابراز عشق به فرزند بود
حمایتهای الیسا مارشال و مادر لیلی نقش پر رنگی در آینده لیلی وامی داشت و همچنین حمایت اتلس نسبت به برادرش
یکی از قشنگترین قسمتهای رمان نوشتن شجره نامه توسط جاش بود
کتاب ما شروعش میکنیم برخلاف جلد قبلیش اصلا جذاب نبود و یک روند خیلی عادی داشت یعنی نتیجه گیری کتاب قبلی بود هیچ اتفاق جذابی و جدیدی نیوفتاد و همچنین در این کتاب احساسات خیلی بیش از حد به کار برده شده بود به طوری اصلا نمیشد درکش کرد
انگار نویسنده با بی حوصلگی کتاب رو تموم کرده بود و چیز جدیدی به ذهنش نرسیده بود و از نظر من کتاب پایانش یکم باز باشه اما این کتاب پایانش رو کاملا بسته بود
انگار نویسنده با بی حوصلگی کتاب رو تموم کرده بود و چیز جدیدی به ذهنش نرسیده بود و از نظر من کتاب پایانش یکم باز باشه اما این کتاب پایانش رو کاملا بسته بود
خیلی کتاب خوبیه. سرشار از احساس. در اعماق قلب انسان نفوذ میکنه. با خوندن کتاب لبخند به لبت میاد، غصه دار میشی. بغض میکنی. لی لی و اطلس احساسات درونی شون رو خیلی قشنگ و رک بیان می کنند. به نظرم اطلس و لی لی نمونه انسانهای خود ساخته مستقل و با هوش و صبور و با شعورن. نمونه آدم هایی که تو دنیای شلوغ و پرهیاهوی ما انسانها حکم کیمیا رو دارن. ی تشکر ویژه هم از مترجم محترم
«ما شروعش می کنیم» ادامه یی آروم، دلگرم کننده و پر از حس رهایی برای لیلی و اطلسه 💕کالین هوور با همون نثر احساسی و واقع گرایانه اش نشون می ده که بعد از طوفان، همیشه جایی برای دوباره عاشق شدن هست. اگه جلد اول دلتو شکسته بود، این یکی مثل یه مرهمه... نه پر از هیجان، ولی پر از آرامش و امید 🩵
