دوست دارید در مرورنویسی حرفهای شوید؟ برد هوپر در کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم؟ یک راهنمای کاربردی و عملی را جهت نگارش مرور کتاب ارائه میکند و راه، روش و اصول مهم این کار را به مخاطبان میآموزد.
دربارهی کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم؟
مرور نویسی یکی از جذابترین فعالیتهایی است که بهویژه در سالهای اخیر توجه بسیاری به آن شده است. بنابراین بسیاری از طرفداران کتاب به این کار روی آورده و علاوهبر اینکه خودشان از این حرفه لذت میبرند، دیگران را در درک و دریافت موضوعات کتابها یاری میدهند. کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم (Writing Reviews for Readers' Advisory) نوشتهی (Brad Hooper) از جمله آثاری است که در زمینهی مرور نویسی و یادگیری تکنیکهای آن نوشته شده است.
برد هوپر در کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم، سه عامل را جزو اصلیترین ارکان موفقیت در شغل مرور نویسی بهشمار میآورد؛ اول خواندن کتاب، دوم خواندن مرور کتابها و سوم کسب تجربه در مرور نویسی. اگر میخواهید در مرور نویسی حرفهای شوید، در قدم اول باید کتابخوان باشید. انس با کتابها چه آن دستهخ کتابخهایی که موضوعاتشان را دوست دارید و چه آن دسته از آثاری که چندان از موضوعاتش لذت نمیبرید_ به شما کمک میکند که در این مسیر بهتر قدم بردارید. همچنین بهتر است مرورهای نوشتهشده در سایتها و مجلات معتبر را بخوانید و با شیوهی صحیح نگارش مرور کتاب و ذهنیت مرور نویسان آشنا شوید.

برد هوپر تاکید میکند که مهمترین عامل موفقیت در کار مرور نویسی تجربه است. هدف کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم این است که اصول، قواعد و ریزهکاریهای ورود به حوزهی مرورنویسی را به مخاطبان خو بیاموزد. همچنین به شما کمک میکند تا شیوهی صحیح نگاه به زوایای گوناگون کتابها را یاد بگیرید.
نویسنده در کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم اعتقاد دارد که یکی از راههای مؤثر در بازاریابی کتابخانهها نوشتن مرور کتاب است. کتابداران باید این توانایی را داشته باشند که خودشان مرور کتاب بنویسند و به مطالب و نوشتههای نشریات دیگر بسنده نکنند. برد هوپر در اثر حاضر تجربیات خودش را هم در این مسیر شرح میدهد و افق دید جدیدی را برای مرور نویسان ایجاد میکند. یکی از مهمترین سوالاتی که در کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم؟ مطرح میشود، این است که «مرور نویسی چه تفاوتی با نقد دارد؟». نویسنده در این راستا تفاوت اصلی میان نقد و مرور را بیان کرده و دیدگاه بدیع و جذابی را در این باره در اختیارتان قرار میدهد. نکتهی جالبی که دربارهی اثر حاضر وجود دارد، این است که این کتاب برای همهی علاقهمندان به مرور نویسی از افراد مبتدی تا کسانی که بهطور حرفهای در این زمینه کار میکنند، قابل استفاده و کاربردی است.
کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم، نوشتهی برد هوپر با ترجمهی علیرضا شفیعی نسب توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی به کتابخوانان و مشتاقان نویسندگی عرضه شده است.
نکوداشتهای کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم؟
-
از این کتاب چیزهای زیادی میتوان یاد گرفت و هم برای منتقدان تازهکار و هم برای کسانی که تجربه دارند، بسیار مفید است. هوپر به چالشهای نوشتن درباره جنبههای مختلف در کتابهای داستانی و غیرداستانی میپردازد؛ اگر شما یک مرور نویس تازهکار هستید، این کتاب ابزارهای موردنیاز را برای حرفهای شدن در اختیار شما قرار میدهد. چنانچه باتجربه هستید، توصیه میکنم آن را بهآرامی بخوانید و نظرات هوپر را با کار خود مقایسه کنید. (نیل هالندز، نویسنده)
-
این کتاب دانش مورد نیاز برای نقد و مرور کتاب را در قالبی مختصر ارائه میکند. کتاب هوپر برای کتابخانههای عمومی، دانشگاهی و علاقهمندان به نوشتن مرور کتاب توصیه میشود. (Collection Building)
-
مثل همیشه، نوشتهی هوپر واضح و دقیق است. او نکات خود را با نمونهها و بررسیهای طیف گستردهای از منابع و نویسندگان توضیح داده و مجموعهای عالی از مثالها را ارائه میدهد. (Technicalities)
کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم مناسب چه کسانی است؟
مطالعهی این کتاب به علاقهمندان نویسندگی و نقد و بررسی کتابها و بهویژه مرورنویسان توصیه میشود.
در بخشی از کتاب چگونه مرور کتاب بنویسیم؟: مرورنویسی برای مشاوره خوانندگان میخوانیم
یک مرور خوب آن است که کتاب را بر اساس دیگر کتابهای همرده خودش مورد قضاوت قرار دهد، یعنی سیب را با سیب مقایسه کند نه با پرتقال. این شاید مفهومی بدیهی به نظر برسد، اما واقعاً گاهی مشکلاتی به وجود میآید، بهخصوص وقتی مرورنویسان میخواهند خودشان را به اثبات برسانند. یکی از راههایی که مرورنویسان بدین منظور پیش میگیرند، پافشاری بر این است که کتابی که در دستشان است با برخی کتابهای قبلی قابلمقایسه نیست؛ اما مسئله اینجاست که نویسنده کتاب تحت بررسی اصلاً چنین قصدی نداشته که با کتاب مدنظر مرورنویس در یک راستا قرار گیرد.
بهعنوانمثال، کسی که قصد انجام مرور خوبی از آخرین رمانِ دانیل استیلِ عاشقانهنویس را دارد این نویسنده هرچند پرطرفدار را با درامهای اجتماعی الهه بزرگ ادبیات، ادیت وارتون82، مقایسه نمیکند. قطعاً دانیل استیل قصد ندارد نسخهای جدید از ادیت وارتون باشد؛ این دو نویسنده بهواقع سیب و پرتقال هستند. اینکه در یک مرور گفته شود استیل به پای وارتون نمیرسد ابلهانه، پرمدعا و نشانه مبتدیبودن است و همچنین فضای ارزشمند مرور را به هدر میدهد.
هیچیک از خوانندگان این مرور انتظار ندارند نام دانیل استیل و ادیت وارتون در یک جمله بیان شود. چیزی که مرورنویس قصد دارد بهعنوان نقدی موشکافانه تحویل خواننده بدهد درست برعکس از آب درمیآید: بیروح، غیرضروری و خامدستانه. دانیل استیل را باید با خودش مقایسه کرد: اینکه آخرین رمان او در مقایسه با زمینه، مضمون و سطح کیفی داستانگویی که در کتابهای قبلیاش رقم زده چه جایگاهی در مجموعه آثار او دارد؟ او را باید با عاشقانهنویسان دیگر نیز مقایسه کرد، علیالخصوص آنهایی که در سطح بالای عاشقانهنویسی هستند.
فرض کنیم مرورنویس کتاب زندگینامهای از ربالنوع آهنگسازی، ولفگانگ موتسارت، در دست دارد. این کتاب از مجموعه زندگینامههای انتشارات پنگوئن است که هدفشان ارائه معرفی تازه، نو و مختصری از زندگی افراد برجسته تمام اقشار مختلف از گذشته و حال است. بله، یک مرورنویس ماهر بیشک آن را با دیگر زندگینامههای موتسارت مقایسه خواهد کرد، اما هدفش فقط این است که نشان دهد آیا تفسیری متفاوت از رویدادهای کلی زندگی موتسارت در این کتاب جدید از مجموعه زندگینامههای انتشارات پنگوئن صورت گرفته است یا نه. اما هدف از این مقایسه بههیچوجه این نیست که این کتاب جدید را به این دلیل مورد انتقاد قرار دهد که فقط یک نمای کلی است. تنها مقایسه واقعی که یک مرورنویس میتواند انجام دهد با دیگر کتابهایی است که هدفشان فقط معرفی زندگی موتسارت است.
پرتقالها را قطعاً نباید با سیبها مقایسه کرد، اما مقایسه آنها با نارنگیها هم درست نیست.
بله






















