ژانر چیست؟ مطالعات ژانر از کجا آغاز شده و تا به امروز چه سیر تطوری را طی کرده است؟ سید مهدی زرقانی و محمودرضا قربان صباغ در کتاب نظریه ژانر (نوع ادبی) مفصلاً به سراغ این موضوع رفتهاند و انواع مختلف و جنبههای گوناگون آن را بررسی میکنند.
دربارهی کتاب نظریه ژانر (نوع ادبی)
اگر به هر نحوی و در هر سطحی مخاطب ادبیات باشیم، بدون شک تا کنون با موضوع ژانر ادبی مواجه شدهایم. در سادهترین حالت ممکن، مخاطبی که هیچ سررشتهای از نظریات نقد ادبی ندارد نیز در ذهن خود دست کم یک بار به این پرسش اندیشیده است که به چه مدل رمان یا فیلمی علاقهی بیشتری دارد. در نگاه کلی و با تعریفی خام و سردستانه، ما با ژانرهای گوناگونی در ادبیات روبهرو هستیم. کمدی، عاشقانه، معمایی، درام و تراژدی میتواند تقریری از این دستهبندی باشد. بااینحال، نظریهی ژانر به معنایی که در نظر نویسندگان این کتاب است، به مفهوم عمیقتر و پیچیدهتری اشاره دارد.
جانت گیلترو، تقریر فرمولواری در راستای توضیح مفهوم ژانر ارائه داده است که بدین قرار است: «موقعیت/زمینه + فرم = ژانر» کارولین میلر نیز ژانر را به عنوان یک سازه و کنش اجتماعی توصیف میکند که روش قابل تشخیصی را در اختیار نویسنده قرار میدهد تا مقاصد خود را بشناسد. نظریهی ژانر در معنای کلی و تخصصی خود روشی برای تفکر در مورد این است که چگونه زبان به زمینهی اثر بستگی دارد. در کتاب نظریه ژانر (نوع ادبی)، سید مهدی زرقانی و محمودرضا قربان صباغ به سراغ تبیین این مفهوم رفته و در پرداختی مفصل و جامع تمامی جنبهها و ابعاد گوناگون ژانر را مورد بررسی قرار میدهند.
مطالعات ژانرهای ادبی را پیش از هر چیز باید رویکردی ساختارگرایانه برای بررسی عناصر ساختاری روایت در اثر ادبی قلمداد کرد. ژانر و نظریهی ژانر موضوعی است که اغلب در مباحث نظریهی ادبی، نظریهی فیلم و سایر نظریههای فرهنگی مورد واکاوی و تحلیل قرار میگیرد. در یک بیانمندی ساده در شرح کلمهی ژانر، میتوان گفت هنگامی که عناصر یا کدهای نشانهشناختی در ساختار و روایت اثر شروع به حمل اطلاعاتی ذاتی میکنند، یک ژانر خاص پدیدار میشود.
در پیشگفتار کتاب نظریه ژانر (نوع ادبی) نویسندگان برای سادهسازی ایدهی کلی مفهوم مورد بحث خود، موقعیتی را فرض میگیرند که در آن جنازهی یک زن روی تختی قرار دارد، و درحالیکه صدای گریهی نوزادی به گوش میرسد، مردی صحنه را ترک میکند. در تفسیر چنین موقعیتی، اگر برای کلیت اثر که صحنهی توصیفشده بخشی از آن است، بپنداریم که با ژانر جنایی روبهرو هستیم، تکتک اجزاء تصویر و ارتباط آنها با یکدیگر معنی متفاوتی خواهد داشت نسبت به وقتی که این اثر را در ژانرهای دیگری همچون زندگینامه قلمداد کنیم.
نویسندگان در تألیف و تدوین مطالب کتاب نظریه ژانر (نوع ادبی) شانزده فصل گوناگون را در نظر گرفتهاند و در هر فصل یکی از جنبههای مطالعات ژانر را بررسی میکنند. در نگاهی کلی، در فصلهای نخستین کتاب با مفهوم ژانر نزد متفکران یونان بهویژه افلاطون آشنا میشوید و سپس نویسندگان الگوی ارسطویی را به شما ارائه میکنند. در ادامه نویسندگان به شرح و بررسی ژانرهای ادبی در ایران باستان میپردازند و ژانرهای عربی را نیز در دوران پیشااسلامی و اسلامی مورد پژوهش قرار میدهند. تعامل تاریخی شرق و غرب در زمینهی ژانر و اثرگذاری اندیشمندانی همچون ابن سینا، فارابی و ابن رشد بر اندیشهی غربی، موضوع دیگری است که زرقانی و قربان صباغ در این کتاب به سراغ آن میروند. پس از آن نوبت به مطالعات ژانر از خلال بازههای تاریخی میرسد و دورههای قرون وسطی و رنسانس از این حیث مورد بررسی قرار میگیرند. در نیمهی دوم کتاب، نویسندگان روی مکاتب ادبی مهم و جریانساز متمرکز میشوند و تعداد زیادی از آنها را شرح و بسط میدهند که از این میان میتوان به نئوکلاسیسیزم، رمانتیسیسزم، ناتورالیسم، سمبولیسم، فرمالیسم و… اشاره کرد.
کتاب نظریه ژانر (نوع ادبی) به همت انتشارات هرمس تهیه و منتشر شده است.
کتاب نظریه ژانر (نوع ادبی) برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به آثار حوزهی مطالعات نظری و نقد ادبی را به خواندن این کتاب دعوت میکنیم.
با سید مهدی زرقانی و محمودرضا قربان صباغ بیشتر آشنا شویم
سید مهدی زرقانی متولد سال 1349 و محمودرضا قربان صباغ متولد سال 1350، نویسندگان کتاب نظریه ژانر (نوع ادبی) هستند و هر دو در شمار اعضای هیئتعلمی دانشگاه فردوسی مشهد قرار دارند. مجموعهی چهارجلدی «تاریخ ادبیات ایران و قلمرو زبان فارسی»، «تاریخ بدن در ادبیات»، «چشمانداز شعر معاصر ایران: جریانشناسی شعر ایران در قرن بیستم» و «نزاع سنت و مدرنیسم در شعر معاصر عرب» عناوین برخی دیگر از آثار منتشرشده به قلم دکتر مهدی زرقانی هستند.
در بخشی از کتاب نظریه ژانر (نوع ادبی): رویکرد تحلیلی - تاریخی میخوانیم
هر چند در قرن نوزدهم هیچ نظریه مستقل و منسجمى درباره رمان ارائه نشد و مقالات و دلالات عمدتا مشتمل بر موضوعاتى پراکنده مىشد، اما تلاشهاى منتقدان زمینه را براى ظهور نظریه رمان در آغازین سالهاى قرن بیستم مهیا کرد. نقد و نظرهاى قرن نوزدهمى بیشتر توسط دانشمندان علوم غیرادبى، ژورنالیستها و یا خود رماننویسها مطرح مىشد تا توسط اعضاى یک گروه تخصصى که در حوزه نقد رمان فعالیت کنند. مجال طرح مباحثشان هم یا برخى نشریات بود یا مقدمه رمانهاى بحثانگیزى مثل آثار برادران گونکور، موپاسان و امیل زولا یا منابعى که به تئورىهاى زیبایىشناسى میپرداختند، مثل دانش لذتگرا اثر دالاس یا در آثار روانشناسانه، مثل هیجانات واراده (1859) اثر الگزاندر بین یا در بیانیههاى انتقادى ادبى، مثل نقد علمى (1888) اثر امیل اِنکَن یا در تاریخهاى ادبى ملى و از این قبیل. منتقدان ادبى تواناى قرن نوزدهم مثل شارل آگوستین سنت بوو فرانسوى و متیو آرنولد انگلیسى درباره رمان به نظریهپردازى نپرداختند و برخى منتقدان دیگر دایره رمان را چندان گسترش دادند که همه یا اکثر ژانرهاى دیگر را در برمىگرفت. به عنوان مثال، ویلیام دین هاولز (1899) چنان سخن مىگوید که گویا رمان نه تنها ژانرهاى متأخر مثل تاریخ، زندگىنامه، سفرنامه، شعر و درام را زیر چتر خود دارد بلکه علاوه بر اینها، ژانرهاى قدیمىتر مثل حماسهها هم «در واقع نوعى رمان» هستند.
بارى، در خلال این نوشتهها بود که مباحثى مثل رابطه رمان و روانشناسى، رمان و مکاتب ادبى، طبقهبندى رمانها مطرح مىشد و منتقدانى مثل برونتىیر تحت تأثیر نظریه «تکامل انواع» داروین، رویکرد تکاملى و دگردیسانه به رمان را اتخاذ کردند. همین منتقد در تحول ژانرها در تاریخ ادبى (1890) سعى مىکند نشان دهد که رمان نتیجه مستقیم ژانرهاى قبلى است؛ چنان که انواع موجودات امروز ریشه در انواع گذشته دارند. در این قرن، که مىتوان آن را دوره شکوفایى، نابسامانى و ابتکار نامید، منتقدان سعىکردند به پرسشهایى نظیر رمان چیست و چه مىکند، پاسخهایى کلى بدهند.
بله
















