کتاب مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی نوشتهی حسن بلخاری قهی، مرجعی مستند برای درک ریشههای هنر اسلامی است. از منظر نویسنده، گرچه هنر و معماری اسلامی طی سالها مورد توجه محققان بوده، اما از برخی جنبههای آن چشمپوشی شده است. ازاینرو رسالت خود میداند که در کتاب پیش رو، با نگاهی موشکافانه به بازنگری و تأمل در منشأ شکلگیری این هنر بپردازد.
دربارهی کتاب مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی
هنر و معماری اسلامی با مفاهیم عرفانی گره خورده. بنابراین، لازمهی رمزگشایی و درک بهتر آن، آشنایی با اصول عرفان است. کتاب مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی نوشتهی حسن بلخاری قهی، که در دو دفتر تألیف شده، راهنمایی مفید برای خوانندگانی است که علاقهمند به آشنایی با رمز و رازهای هنر اسلامی هستند.
هنر اسلامی را نه میتوان انتزاعی و مجرد دانست و نه تقلید و تشبیه؛ ازاینرو برای درک بهتر، باید با نگاهی تحلیلگرایانه به بررسی ریشههای آن پرداخت. منشأ این هنر به تعبیر سهروردی، به ناکجاآبادی میرسد که از دل آن هنر اسلامی متولد شده. درحقیقت هنر اسلامی نه بهتمامی حاصل تشبیه است و نه خالی از آن. بلکه باید میان این دو اقلیم در نظر گرفته شود؛ هنری که تماماً انتزاعی نیست و در عالم جسمانی و ماده میتوان برای آن معنا و مصداقی یافت. به همین خاطر است که درک این هنر خیالانگیز با فهم منازل وحدت پیوند خورده.
طریقت وحدت وجود، اساس عرفان اسلامی و یکی از لازمهی درک هنر اسلامی است. این طریقت بر ماهیت وجودی تأکید دارد و بر این باور است که تمامی موجودات، از منشأیی مشترک سربرآوردهاند. در این جهانبینی، خداوند وجود بهسبب جایگاه والایش، بر موجودات حکمرانی میکند. موجوداتی که همگی تنها جلوهای از ذات الهی هستند.
در دفتر اول کتاب پیش رو، مبانی عرفان در ادیان مسیحیت، هندوئیزم، اسلام و حکمت یونان و اسلامی بررسی میشود. این بخش، اصل تجلی در گسترهی هنر اسلامی را شرح میدهد؛ اصلی که برای درک هنر و معماری اسلامی، بر حرکت از قوس نزول به قوس صعود تأکید دارد. نویسنده توضیح میدهد که روح خداوند در تمامی مخلوقاتش جریان دارد و در این جریان، نور وجود در مراتب حضور تجلی مییابد، به جایگاه خیال میرسد و در نهایت به تصویر کشیده میشود. به عبارتی دیگر هنر، راوی این عالم خیالانگیز است.
بررسی رویکردهای مختلف در بحث وحدت وجود و مبانی اعتقادی آن، شماری از مطالب دفتر اول هستند.
حسن بلخاری قهی در دفتر دوم، زمینهی آشنایی خوانندگان با نظریات حکیمان اسلامی دربارهی عالم خیال و جلوههای نور و قدر، که همان هندسه و ریاضیات قدسی است را فراهم میآورد. همچنین مبانی و اصولی که پیشتر شرح داده شدهاند، با مصادیق ملموس، تطبیق داده میشوند. او در این بخش با رویکردی جامع، سراغ فلاسفه و حکیمان فرهنگها و دورههای مختلف میرود و بحث را با فلسفهی یونان باستان آغاز میکند. سپس به شرح آرای افلاطون و نئوافلاطونیان میپردازد و درنهایت وارد دوران مسیحیت میشود. نام بزرگانی نظیر آگوستینوس، هاینریش زوزو و اسپینوزا، در این بخش به چشم میخورد.
در آخر، حکمت و عرفان اسلامی که بحث اصلی کتاب است، بررسی شده و نظریات مولانا، سهروردی و محیالدین ابن عربی دربارهی وحدت وجود در آن تشریح میشود. فصل پنجم کتاب به وحدت شهود اختصاص دارد و فصل ششم و هفتم بهترتیب دربارهی تجلی و قوهی خیال است. درآخر هم کتاب با نقد آرای نجیباوغلو و رد نظر سنتگرایان به پایان میرسد.
این کتاب بههمت انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
کتاب مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب برای تمام علاقهمندان و پژوهشگران حوزهی هنر و معماری به ویژه هنر و معماری اسلامی مناسب است.
در بخشی از کتاب مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی: دفتر اول و دوم میخوانیم
ملاصدرا اسفار چهارگانه خود را با اسفار اربعه فلاسفه و حکماى راسخ تطبیق مىدهد. در مقابل سفرِ اول عرفا، سیر انفس و آفاقِ حکما را قرار مىدهد؛ سیرى که حکما «کل وجود و کمال وجود را مستهلک در وجود و کمالات وجود حق» مىبینند و بلکه هر وجود و کمالى را پرتوى از پرتوهاى نور او و جلوهاى از جلوات ظهور او مىبینند.
سفرِ دومِ حکماى الهى، نظر در وجود و تأمل در حقیقت آن است. در این سفر است که بر حکما آشکار مىگردد که وجود حق واجب بذاته و لذاته است و «با وجوب ذاتى او بر بساطت و وحدانیت و علم و قدرت و حیات و اراده و سمع و بصر و کلام و سایر اوصاف کمالى او استدلال مىکنند.» در مقابل سفر سوم عرفا، سفر سوم حکما به نظر در غایت و احدیت حق و چگونگى صدور کثرت از او اختصاص دارد. و سفر نهایى حکما نظر به خلقت آسمانها و زمین و بازگشت همه به سوى اوست و نیز وقوف بر سعادت و شقاوت خلایق و مصالح و مقایسه و عقاب و ثواب و بهشت و جهنم (ذکر این اسفار، ارجاع ذهن مخاطب به این معناست که صدرا نیز متأثّر از مراتب خمسه عرفایى چون ابنعربى و اشراقیونى چون شیخ اشراق، به مراتب معتقد بوده و به دنبال تلفیق و تألیف حکمت و عرفان است).
بدین ترتیب صدراى شیرازى سفر اول کتاب خود را به بحث از امور عامه، جواهر و اعراض، سفر دوم را اثبات ذات تعالى بذاته و صفات خدا، سفر سوم را اثبات جواهر قدسیه و نفوس مجرده و سفر چهارم را به بحث در مورد احوال نفس و امورى که در روز قیامت پیش مىآید اختصاص مىدهد. اما بحث وجود که محور تحقیق ماست در سفر اول و به ویژه در مرحله چهارم و پنجم بحث میشود.
بله





















