رابرت آرپ و مارتین کوهن در کتاب آچار فلسفه، با زبانی ساده و قابل فهم، به طور مختصر اما مفید، به بررسی صد ایدهی تأثیرگذار بر تاریخ فلسفه میپردازند. اگر شما هم قصد دارید که با صرف کمترین زمان ممکن و بدون مطالعهی متون پیچیدهی فلسفی، با مهمترین نظریههای دانش فلسفه آشنایی نسبی پیدا کنید، کتاب نامبرده دقیقاً همان منبعیست که میتواند به خوبی نیاز شما را برآورده کند.
دربارهی کتاب آچار فلسفه
دانش فلسفه در مورد طیف بسیار وسیعی از مسائل و موضوعات مختلف از قبیل هستی و وجود، دانش، شناخت، حقیقت، ارزشهای اخلاقی، سیاست، عدالت، زمان، خدا و... به بحث میپردازد. سؤالات بنیادی و عمیقی که فلسفه مطرح میکند، میتواند در جنبههای گوناگون زندگی انسان تأثیرگذار باشند؛ از همین روی، هر انسان دغدغهمند و متفکری میبایست با برخی از مهمترین نظریههای این دانش، یک آشنایی نسبی داشته باشد تا بتواند راه و روش فکری خود را پیدا کند. اما گسترده بودن آثار فلسفی (به این دلیل که فلسفه در تاریخ چند هزارسالهی خود، شامل صدها متفکر و مکتب فکری تأثیرگذار بوده است)، عمق موضوعات مطرحشده و پیچیدگی زبانی بسیاری از متون، ممکن است آشنایی با فلسفه را برای کسانی که به تازگی وارد جهان باعظمت آن شدهاند، بیش از حد سخت و چالشبرانگیز سازد.
مطالعهی تمام آثار مهم فلسفی جهان، برای اغلب علاقهمندان به این دانش امری ناممکن است؛ از همین روی، رابرت آرپ (Robert Arp)، فیلسوف و نویسندهی مطرح آمریکایی، با همکاری مارتین کوهن (Martin Cohen)، فلسفهدان اهل بریتانیا، با هدف آشنا شدن مخاطب با برخی از تأثیرگذارترین نظریهها و مکاتب فکری تاریخ فلسفه، کتاب آچار فلسفه (Philosophy Hacks: Shortcuts to 100 ideas) را به تألیف رساندهاند. مخاطب با مطالعهی کتاب آچار فلسفه، درمورد صد نظریهی مهم تاریخ فلسفه، به یک ایدهی کلی دست پیدا خواهد کرد؛ به همین دلیل است که میتوان این اثر را دروازهای برای ورود به دانش فلسفه دانست.

رابرت آرپ و مارتین کوهن در هر فصل از کتاب آچار فلسفه، پس از ارائهی توضیحاتی مختصر درمورد آفرینندهی نظریهی فلسفیِ مورد بحث و زمینهای که نظریه در آن پدیدار گشته، عناصر محوری آن را با زبانی ساده و قابل فهم بررسی میکنند. طبیعتاً یک ایدهی فلسفی را در تنها چند پاراگراف و چند صفحه، نمیتوان با جزئیات بررسی نمود. در نتیجه، هدف آرپ و کوهن از نوشتن این اثر، نه تحلیل موشکافانهی آراء فلسفی، بلکه ایده دادن به مخاطب و کمک به او برای پیدا کردن موضوعات مورد علاقهاش در دانش فلسفه است.
مباحث مطرحشده در کتاب آچار فلسفه بر اساس ترتیب تاریخی ارائه شدهاند تا خواننده بتواند تأثیر گذشت زمان بر تحول ایدهها و نظریهها را بهتر درک کند. اما با این حال، لزوم خاصی برای به ترتیب خواندن فصلها وجود ندارد و مخاطب میتواند در صورت تمایل، تنها فصولی را بخواند که به موضوعات آنها علاقه دارد. آچار فلسفه که با توضیح آیین هندو آغاز میشود، گریزی مختصر به آراء متفکران بزرگی همچون بودا، سقراط، ارسطو، افلاطون، نیکولو ماکیاولی، فرانسیس بیکن، رنه دکارت، باروخ اسپینوزا، جان لاک، دیوید هیوم، ایمانوئل کانت، آرتور شوپنهاور، سورن کییرکگور، فریدریش نیچه، هانا آرنت و... میزند و مخاطب را با برخی از مهمترین نظریههای آنان آشنا میسازد.
کتاب آچار فلسفه توسط شهابالدین عباسی به زبان فارسی ترجمه شده و به وسیلهی انتشارات مازیار ذسل دو مجموعهی «قلمرو علم» و «آچارها» در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب آچار فلسفه برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به مطالعهی آثار فلسفی، از مخاطبین اصلی کتاب آچار فلسفه به حساب میآیند.
در بخشی از کتاب آچار فلسفه: 100 راه هوشمندانه برای کمک به فهم و به یاد سپردن مهمترین نظریهها میخوانیم
نگاه هلیکوپتری: گفته «تنها چیزی که میدانم این است که هیچ نمیدانم» وسیعاً به سقراط در محاورات افلاطون نسبت داده میشود، اما این عبارت عملاً در هیچ جایی به این شکل در آثار افلاطون نیامده است. در واقع نزدیکترین جایی که سقراط به اظهار نادانی خود نزدیک میشود آنجاست که، در آپولوژی افلاطون، میگوید در صحبت با مردمان زیادی که فکر میکردند از آنچه واقعاً میدانستند بیشتر میدانند، دریافت که لااقل از آنها خردمندتر است. چون فرض نمیکرد که بیشتر از آن چیزی میداند که در واقع میدانست. خلاصه اینکه سقراط به نادانی خودش واقف بود.
میانبر: سقراط در مورد موضوعاتی که فکر میکرد بیشترین اهمیت را دارند، یعنی موضوعات اخلاقی، هرگز ادعای نادانی نمیکرد. برای مثال، سقراط در گفتگویی که ظاهراً با پروتاگوراس (ح 420- 490 ق. م) نماینده سفسطهگری - یعنی استفاده هوشمندانه از کلمات برای پیروزی در بحثها به جای یافتن حقیقت - انجام داد، از نکات زیر قویاً دفاع میکند: (1) هیچ کس میل به شر ندارد؛ (2) هیچ کس از روی قصد یا دانسته بدی نمیکند؛ (3) فضیلت، معرفت است؛ و (4) فضیلت برای سعادت کافی است.
و از اینرو، اگرچه این نظر سطحی و کشش عمومی به سقراط که او را شکاکی دوآتشه به تصویر میکشد معمولاً بر فلسفه غرب سیطره دارد، ولی محققان جدیتر خاطرنشان میکنند که سقراط متفکری از نوع بسیار متفاوتی است. پس در زیر این مفهوم از نادانی سقراطی واقعاً چه چیزی نهفته است؟
سارا آهبِل راپه، استاد فلسفه کلاسیک در دانشگاه میشیگان استدلال میکند که محاورات افلاطونی، سقراطی را معرفی میکنند که تعهدی عمیق به خودشناسی از طریق تحلیل و بررسی و خودکاوی دارد.
بله



























