کتاب علم زندگی - جلد دوم نوشتهی مهدی داعی راهنمایی معنوی است برای آگاهانه زندگی کردن، شناخت بهتر ذهن و برقراری ارتباط صمیمانه با خداوند. زندگی آگاهانه از خلال درسهای این کتاب به شما میآموزد هدف از آفرینش خود را دریابید و نقاط قوت و ضعف را در وجودتان بشناسید تا از این طریق با جریان الهی زندگی همسو شوید.
دربارهی کتاب علم زندگی - جلد دوم
شما امتدادی از آگاهی الهی هستید. این جمله چه معنایی دارد؟ آگاهی، قدرت و انرژی الهی بر تمام کائنات حاکم است و زندگی در این دنیا فرصتی است برای شما تا با قرارگیری در مسیر الهی، این آگاهی از طریق ذهن شما شکوفا شود و به تکامل برسید. در واقع هر چه ذهن شما با آگاهی الهی هماهنگتر باشد، زندگی شادتری را تجربه خواهید کرد.
مهدی داعی در کتاب علم زندگی - جلد دوم مجموعهای از درسهای کاربردی را برای شناسایی ماهیت ذهن و قواعد حاکم بر آن ارائه میدهد تا با مطالعهی آن واقعیت زندگی را بهتر تحت کنترل واقعیت وجودی خودتان بگیرید. در جلد اول مجموعهی علم زندگی دریافتید که چگونه با پیروی از یک برنامهی تغذیهی سالم و علمی بدن را از سموم پاک کنید و قدم اول در راه بهبود ذهن و اصلاح تفکر را بردارید. در این مجلد یاد میگیرید با تکیه بر قدرت اراده و تمرکز آگاهانهتر رفتار کنید و به تجربیاتتان عمق بیشتری ببخشید.
در این راه نباید از آزمون و خطا ترسید. هر چه بیشتر خودتان را بشناسید، از سردرگمی و تناقض درونی رهاتر میشوید. از طریق ذهن است که تجربیات حاصل از اتفاقات مختلف را شناسایی میکنید، پی به اشتباهات و نقاط قوت و ضعف خود میبرید و به این ترتیب دانشی آگاهانه به دست میآورید. کتاب علم زندگی - جلد دوم به شما میگوید وقتی میتوانید با وجود خود هماهنگ شوید که در قدم اول خودتان را همینطور که هستید، بپذیرید. بدون پیشداوری و سرزنش افکارتان را بشناسید و بر فعالیت ذهنتان نظارت داشته باشید. هر فکر و حسی را که انکار کنید، مانع از تحول وجودی شما میشود. با کنترل ذهن و شناسایی طرز عملکرد آن میتوانید تعصبات، عادات آسیبزا، ترسها و تقلید کورکورانه را از وجودتان پاک کنید و در امتداد انرژی هوشمند ذهن قرار بگیرید.
کتاب علم زندگی - جلد دوم در 16 بخش نوشته شده و تمرینات و برنامهای عملی برای پیدا کردن هدف زندگی و تحقق تحولی درونی به شما ارائه میدهد.
کتاب علم زندگی - جلد دوم برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این اثر به تمام کسانی که به مباحث خودسازی و خودشناسی علاقه دارند، پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب علم زندگی - جلد دوم: مکانیک ذهن میخوانیم
شرطی شدگی؛ فرآیندی است که در طی سالهای اولیهی زندگی در این دنیا در ذهنمان صورت میگیرد و طی آن؛ ذهن ما بر اثر تکرار؛ چیزی را به چیزی دیگر ربط داده و به مرور این ارتباطات در آن تقویت شده و تبدیل به عادت میشود و به ما هویت مستقل و خاصی میبخشد که به آن شخصیت میگویند که همچون نقابی روی هویت واقعی یا فردیتمان را میپوشاند و از طریق آن؛ با دیگران و دنیای بیرون ارتباط میگیریم. به دنبال شرطی شدگی ذهنمان، در بخشهایی از خود به خواب رفته و با چیزهای این دنیا هم هویت شده و روی نور آگاهی الهیمان پوشیده میشود.
بر اساس برنامهی از پیش تعیین شده توسط روان ما، با قرارگیری در مکانی خاص از دنیا و مواجهه با افراد و شرایطی ویژه، ذهن ما در جهتی شرطی میشود که نقاط تاریک درون روانمان که موجب بیتعادلی آن شده را به صورت یکسری نقاط ضعف در شخصیتمان به ما نشان دهد که باعث میشود شخصیتی ضعیف و ناهماهنگ با خود واقعیمان در ما شکل بگیرد. . وقتی از درون نامتعادل شویم؛ به اشتباه تصور میکنیم از جریان زندگی جداییم و باورهای اشتباهی همچون «خالق سرنوشت خود نیستم» یا «برای شاد بودن باید رنج کشید» و یا «بعضی چیزها غیرممکن است» در ناخودآگاه ذهنمان شکل میگیرد که باعث میشود توجهمان روی ارتعاشات پایین کمبودها، تردیدها، نگرانیها و ترسها رفته و در نهایت رنج بکشیم.
بله




















