با تشکر از خانم ریاحی بخاطر قلم زیباش یکی از بهترین رمانهایی بود که خوندم ساده وروان باخوندن مطالب همه صحنهها رو میدیدم لذت بردم ولی کاش اول رمان مرجان رو خونده بودم
در ضمن چندتا ایرادهم داشتای کاش نویسنده عزیز بیشتر دقت میکرد یکی اینکه نماز ظهر رو نمیشه بلند خوند ولی نویسنده نوشته سید مصطفی نماز ظهرش رو با صدای بلند میخوندودیگه اینکه چند جا گفته شده مرجان محرم روزبه بوده یعنی همسر موقت بوده واین با داستان همخونی نداشت وانگار هیچ نسبتی باهم نداشتند
به نظرم کتاب بدی نبود ولی کاش جلد اول رو هم در کتابراه قرار میدادن، حتی الانم که جلد دوم رو خوندم دلم میخواد برم جلد اولشو بخونم ولی متاسفانه نیست و به نظرم این یک ضعفه کتاب راه هستش که جلد دوم رو گذاشته ولی جلد اول نیست حتی اگه خیلی جلد اول و دوم به هم مرتبط نباشه.
به نظرم نسبت به قیمتش اصلا نمیارزید، تازه من نصف قیمت کتاب رو خریداری کردم ولی به نظرم باز هم ارزش این قیمت رو نداشت.
کتاب جالبی بود، اما دوست داشتمی جور دیگه تموم بشه، کاش امیر با عاطفه ازدواج نمیکرد کاش ب مرجان فرصت بیشتر برای حرف زدن میداد، مرجان میدونس اشتباه کرده گذشته رو پنهون کرده کاش فرصت بیشتر ب امیر میداد، وای کاش تر، مادرها یادبگیرن وقتی بچه شون ازدواج میکنه باید براشون ارزو خوشبختی کنن ن اینکه مثل مادر امیر..........
بنظر من بزرگترین ضربه رو امیر خورد واقعا سخته
کتاب در مورد دختری به نام مرجان است که از تلخی های روزگار عاصی شده و تغییر رفتار و سبک زندگی داده. موضوع در مورد قضاوت های آدمهایی است که از دور میبینند همه چیز رو. اما به نظرم با اختلاف هنوز هم کتاب همخونه، بهترین کتاب خانم ریاحی هستش و بزرگترین مشکلم اینه که کتاب در یه نصفه صفحه تمام میشه. در صورتیکه توصیفات ابتدایی و میانی خوب بوده.
به خانم مریم ریاحی تبریک میگم. آیت کتاب هم مثل رمان همخونه واقعا جالب و عالی نوشته شده بود. علت مهم جذاب بودن این رمان هم قلم ساده و شیوای ایشونه. این که به زبان عامه پسندانهای مینویسند و البته مشکل دخترانی رو که خانواده و حامی ندارند رو به وضوح نشون میدن... امیدوارم موفق باشند
عشق درعین حال که انسان را قوی میکند وباعث میشودکه برای خواسته ات بجنگی ولی سمت دیگر سکهی عشق حساس شدن روح عاشق نسبت به معشوق است وتاب نیاوردن ذرهای آذردگی وبی وفایی ازسمت اوست، نویسنده قدرت عشق وهم چنگین شکنندگی عاشق ومعشوق را پس ازبیوفایی بخوبی به نگارش درآورده است.
بد نبود ولی میتونست آخرش رو بهتر تموم کنه. یهو آخر داستان رو تو دو صفحه تموم کرد. مگه میشه یکی مثل روز به با اون همه حساسیت و عشق یهو بذاره بره و بی خیال بشه. یه دفعه دو نفر با دنیای متفاوت گفت ازدواج کردن. میتونست یه کم توضیح بده حالا اخر ازدواج کنن
رمان خوبی بود اما دو ایراد داشت یکی اینکه فضای داستان با حال و هوای ایرانی منطبق نبود و خیلی با فرهنگ ما نمیخوند و دوم آخر داستان خیلی عجولانه تموم شد خیلی با سرعت این رمان رو خاتمه دادند باز هم جا برای مانور داشت
فقط من این دختر سیلی نزدم بی محتوا، چرت، ضد زن نویسنده با خودش چی فکر کرده که هر مردی از راه برسه به خودش اجازه بده دختر و زیر باد کتک بگیره و اونم بگه، اره حق داشتن، زشت زشت زشت
وای چه داستان زیبایی خیلی لذت بردم
بعد از مدتها به داستان دلنشین خوندم دست نویسنده عزیز درد نکنه خیلی خیلی قشنگ بود البته از بانو ریاحی توقع همچین داستانی رو داشتم
کتاب واقعا زیبایی بود مرجان ۱ خیلی کشش بالایی نداشت کتاب ولی عاصی بی نظیر بود من کتاب تو ۲ شب تموم کردم دقیقا آدم وقتی از چیزی عاصی میشه دیگه نمیخوادش حالا هر چی طرف دست و پا بزنه
در عین سادگی داستان بسیار جذاب و پرکشش و قابل لمس بود و خواننده راتا انتها به دنبال خودش میکشاند.
من قلم خانم ریاحی را دوست دارم خیلی روان و درعین حال جذاب.
در ضمن چندتا ایرادهم داشتای کاش نویسنده عزیز بیشتر دقت میکرد یکی اینکه نماز ظهر رو نمیشه بلند خوند ولی نویسنده نوشته سید مصطفی نماز ظهرش رو با صدای بلند میخوندودیگه اینکه چند جا گفته شده مرجان محرم روزبه بوده یعنی همسر موقت بوده واین با داستان همخونی نداشت وانگار هیچ نسبتی باهم نداشتند