کتاب گنجهای نادیده مجموعهای از مقالات و نوشتههای محمد ترابی است که پیرامون گنجینههای ارزشمند سرزمین ایران، از میراث فرهنگی گرفته تا آثار ادبی، به رشتهی تحریر درآمده است. نویسنده در این کتاب تلاش میکند تا ارزشهای فرهنگی کشورمان را که کمتر دیده یا در موردشان سخن گفته شده را با بیانی ادبی و خاص معرفی کند.
دربارهی کتاب گنجهای نادیده
سرزمین ایران بهعنوان یکی از مهدهای اصلی تمدن در جغرافیای جهان شناخته میشود. وطن ما بهجز جغرافیای پهناور و تنوع زیستی و آب و هوایی چهارفصل، گنجینهای از آثار باستانی و نمادهای تمدنی نیز هست که هر کدام نهتنها برای ساکنان ایران بلکه برای جهانیان میراث مشترک محسوب میشود. همچنین ایران را میتوان پهنهی گوناگون فرهنگ و آدابورسوم اقوام و مذاهب دانست که از دیرباز در یک محدودهی سرزمینی با صلح و آرامش در کنار یکدیگر زیستهاند. با این وجود منابع ایران تنها به داشتههای تمدنی و باستانی محدود نشده و ذخایر ارزشمند فرهنگی نیز در آن جایگاه والایی دارند. این گنجینهها از خوراک، موسیقی، پوشاک، ادبیات، ابنیه و... گنجی بزرگ ساخته که کمتر در توسعه و رشد کنونی کشور به آنها توجه شده است. در این میان ادبیات فارسی نیز بهجز در درسهای مدارس و دانشگاهها کمتر در عرصههای عمومی راه باز کرده و شکلی از گنجهای نادیده را برای ما ساخته است.
کتاب گنجهای نادیده نوشتهی محمد ترابی، مجموعهای از مقالات این نویسنده است که در طول سالیان متمادی نوشته و در نشریات به چاپ رسیدهاند. گسترهی این مقالات از زبان و ادبیات فارسی تا موسیقی و آداب و رسوم پهنهی رنگارنگ ایران را در برگرفته است که رشتهی مشترک همهی آنها سخن گفتن از فرهنگ ایرانزمین بهعنوان گنجی ناشناخته و نادیده است. این کتاب با ادبیاتی خاص و نگاهی نقادانه به موضوعات روز تلاش میکند داشتههای فرهنگی ایران را بهویژه در زمینهی زبان و ادبیات فارسی معرفی کند و از خلال آن راهکارهایی نیز برای برخی مشکلات امروز جامعه ارائه دهد. این کتاب همچنین موضوعات ارائهشده را با رویکردی نقادانه و برخی اوقات با زبانی طنز بیان میکند.
این کتاب در قالب جستارهایی مستقل از یکدیگر موضوعات را بررسی میکند، اما همگی مطالب بهنوعی با یکدیگر در مضمون و درونمایه هماهنگی و تناسب دارند. با وجود اینکه این مقالات ابتدا در نشریات به چاپ رسیدهاند، اما لحن و زبان روزنامهنگارانه ندارند و هر کدام از آنها دارای عمق و درونمایهی تحلیلی و پژوهشی هستند. برخی مطالب نیز رویکردی بهروز دارند و از دریچهی فرهنگ به آسیبشناسی وقایع و رخدادها پرداختهاند.
از موضوعاتی که نویسنده به آنها در این کتاب پرداخته، مطلبی با عنوان «نقدی آمیخته به نسیه» است که به نقد و بررسی ادبیات فارسی در کتابهای درسی میپردازد؛ این مطلب با نگاهی آمیخته به طنز، ایرادات و اشکالات موجود در نحوهی نگارش و ارائهی درسهای ادبی دبیرستان در کتابهای درسی را برای مخاطب بازگو میکند.
کتاب گنجهای نادیده نوشتهی محمد ترابی را انتشارات پرتا قلم چاپ و منتشر کرده است.
کتاب گنجهای نادیده برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای علاقهمندان به کتابهای حوزهی فرهنگ، زبان و ادبیات فارسی مناسب است و پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب گنجهای نادیده میخوانیم
در آن روزگار سالهای 1330 تا 1350 گویندگان و سرایندگانی نامدار از پی نیما چون سهراب سپهری، شاملو، امید، نادرپور، فروغ فرخزاد، مشیری، تولّلی، آتشی و نیستانی کوششی بیهمانند آشکار میساختند. لیک بدبختانه چون همیشه سازمان و انجمن ادبی دستگاه و نهادی نبود که بتواند آن جوان کمرو اما پرشور، آرزومند و باانگیزه را به سوی خود بکشند، راهنمایی کنند و گنجایی و انگیزهاش را به جنبش درآورند و از او سرایندهای توانا و ارزشمند بسازند. اگر هم نهادی بود مانند اکثر سازمانهای فرهنگی دارای دشواریها و گرفتاریهای بیشمار بود.
بدینسان سرواد نو از سوی کسانی که از پایه و بن با آن ناسازوار بودند به گونهای سرخورده کنار زده شد. کمتر جوانی یارا و پروای آن را داشت که با آن همه شور و انگیزه درونی خود بتواند آن را آشکار سازد و بگوید که شعر میگوید آن هم شعر نو. چه بزرگان و دست اندرکاران، پایهگذاران و پیشگامان این گونه سرواد نو یارای پشتیبانی از آن دستاورد و پدیده ادبی تازه را نداشتند. وانگهی ناسازواران با این پدیده هم به سختی ستیز میورزیدند و به هر شیوه که میتوانستند آن را سرکوب میکردند. فرآمد کار آن شد که این فراورده نوین ادبی دَم فرو بست و به کنجی خزید و بالندگی را فرو نهاد و آنگونه که باید و شاید از آن پذیرایی درخور و شایسته شد.
سرایندگان و دوستداران با کنار نهادن سنگ (وزن) گذشتگان ویساوند (قافیه) هر نوشتهای را با هر پرسمان و هر ریختی به نام شعر نو رو میکردند و مایه آشفتگی و در هم برهمی بسیار گشتند تا آنجا که شعر نو با نام "جیغ بنفش" شناخته و خوانده شد. اما باز در چنین آشفته بازاری گروهی از روزنامهها، هفته نامهها، قرارنامهها، ماهنامهها برگها و رویههایی را ویژه سرایندگان کهنسرا و نوپرداز به آنها سپرده بودند. فردوسی – سپید و سیاه– امید ایران روشنفکر که در شکفتگی گونههای نو و کهن از سرودهها بسیار کارساز بودند خواننده و دوستدار سرواد نو و کهن میتوانستند آنها را برگزینند و بهراستی گزینش درستی بود و بخوانند و با یکدیگر بسنجند.
بله




















