کتاب نثر روانی داشت اما به نظرم تا آخر کتاب رو خوندن بیشتر از احساس وظیفه است خسرو یه جوان بی تجربه خودخواه و از خودراضی و پر از اشکال بود چرا و چطور یک خانواده باید قبول کنند تمام سرمایه خودشون رو در اختیار چنین فردی بدن.... از طرفی بعد از قتل خسرو هیچ شباهتی به یک انسان عادی که باید گریه میکرد، ناراحت میبود، عذاب وجدان، ترس از آینده، پشیمانی و... رو نداشت و حتی کمی بعد از مرگ دوستش اون رو مقصر خوند... نقد بعدی اینکه موبایل خسرو روشن بود از کارت بانکی استفاده میکرد بدون نگرانی وپلیس در هیچ کجا اون رو پیدا نکرد... وقتی از شهر خودش خارج شد بیشتر شبیه جوانی میموند که داره یه زندگی جدید رو شروع میکنه نه یک قاتل فراری در ریتم زندگیش هیچ اتفاقی نیافتاد خواب خوب و راحت دنبال کار بودن و استفاده از اتوبوس راحت بود خسرو نگران گشت و گذار و غذا بود اما به جوان بیچارهای که کشته بود به پدر و مادرش و خواهرش به خانواده دوستش اصلا فکر نمیکرد به نظر من خسرو بیشتر شبیه یک حیوان بود تا انسان و من اصلا نتونستم باهاش ارتباط بگیرم
با سلام کتاب سکانس پایانی خسرو داستان پسری عجول و عصبانی را توصیف می کند که به نصیحت های اطرافیان خود هیچ توجهی ندارد و می خواهد یک شبه ره صدساله را بپیماید. داستان با حضور خسرو در سلول زندان شروع می شود. او در زندان خاطرات خود را به یاد می آورد و با مرور آن ها سعی می کند متوجه شود که چه چیزی او را به این جا کشانده است. در صحنه ی بعدی کتاب سکانس پایانی زندگی خسرو، خسرو تمام ظرف های آشپزخانه را شکسته است تا مادر و پدرش را قانع کند که مغازه شان را بفروشند و به او پول دهند. خسرو قصد دارد پول مغازه را در بورس سرمایه گذاری کند و ثروتمند شود. او به حرف های هیچ کس توجه ندارد و دوست دارد تا آخر عمر بی کار بماند. پدر خسرو با فروش مغازه موافقت می کند؛ اما باید همراه با بقیه ی اعضای خانواده به سفری یک هفته ای برود. بعد از تنها شدن خسرو در خانه، مهران، هم محله ای و دوست خسرو به دیدارش می رود و از او می خواهد که در تصمیمش برای سرمایه گذاری در بورس تجدیدنظر کند. مهران که می داند خسرو دست خط خوبی دارد، او را برای کاری در نظر گرفته. خسرو پیشنهاد مهران را قبول نمی کند و هر دو بر سر ماجرایی با هم درگیر می شوند. دعوایی که عاقبت خوشی نداردبا سپاس
کتاب "سکانس پایانی زندگی خسرو" نوشته ی فاطمه فیروزی نیا، داستانی است که به زندگی جوانی به نام خسرو می پردازد و چالش ها و فراز و نشیب های او را در مسیر زندگی به تصویر می کشد. نقاط قوت: سبک نوشتار روان: نثر کتاب ساده و روان است که خواننده را به راحتی با خود همراه می کند. شخصیت پردازی: نویسنده توانسته است شخصیت خسرو را به خوبی توصیف کند و ویژگی های او را به نمایش بگذارد. نقاط ضعف: عدم عمق در داستان: برخی از خوانندگان معتقدند که داستان فاقد عمق لازم است و به صورت سطحی به مسائل پرداخته شده است. پایان بندی: برخی از نظرات حاکی از آن است که پایان کتاب برای برخی خوانندگان راضی کننده نبوده است. جمع بندی: "سکانس پایانی زندگی خسرو" کتابی است که با نثر روان و شخصیت پردازی مناسب، می تواند برای علاقه مندان به داستان های اجتماعی جذاب باشد. با این حال، ممکن است برخی از خوانندگان از کمبود عمق در داستان و پایان بندی آن راضی نباشند.
با سلام و تشکر از نویسندهی گرامی! کتاب خوبی بود. نثر روانی داشت و مخاطب را تا پایان داستان با خودش میکشید و میشد به راحتی در ذهن تصویرسازیش کرد. در ضمن ویرایشش خوب و بدون غلط املایی بود. تنها ایرادش به نظر من این بود که اولین دغدغهی یه قاتل، چه عمد و چه غیر عمد، استرس، پشیمانی و ترس از عاقبت کارشه که ظاهرٱ برای کاراکتر داستان زیاد مهم نبود و کسب پول براش در اولویت بود. روی هم رفته نویسنده نتونسته بود حالات روحی پریشان و لحظات پر از دلشوره و اضطراب یه قاتلو بخوبی بیان کنه. بازم ممنونم از نویسنده و همچنین کتابراه خوبم!
باسلام
کتاب خوبی بود و خواننده را با خودش تا اخر داستان میکشید و نثر روان و سادهای هم داشت.
چند ایراد جزئی اگر بخوام بگم اینه که:
چرا خسرو بعد از انقدر که باید میترسید و اشفته میشد نشد؟ رفتارش بیشتر شبیه کسانی بود که بار چندمشان است که ادم میکشند نه بار اول!
نکتهی دیگر اینکه چرا پلیس اصلا دنبال خسرو نبود؟ یعنی اصلا نفهمیدن که ازشهر خارج شده؟
امیدوارم این اشتباهات جزئی تکرار نشود.
با تشکر از کتابراه
درود. از اونجایی که نویسنده باید خیلی خلاق باشه تا همچین داستانی رو از زندگی یک فرد بسازه و بنویسه داستان کتاب جذاب بود و تمام تغییرات و تحولات زندگی خسرو با جزئیات اونقدری واقعی هست که میتونه برای یه آدم واقعی اتفاق بیوفته و اینکه خسرو چطوری از اون شخصیت عصبی و پرخاشگر و یک دندهی اول کتاب به یک فرد با احترام و با اخلاق تبدیل شد هم جالب بود. طرز نوشتار کتاب هم اشکالی نداشت ممنون از نویسنده
دست نویسنده درد نکنه ولی یه چیزی که برای من عجیب بود این بود که اصلا خسرو به عنوان یه قاتل و یک جوون قطعا باید یکم استرس و ترس بعد از اون قتل رو داشته باشه ولی اون اصلا دستپاچه نبود. دوم اینکه از یه جایی به بعد حوصله ات رو واقعا دیه سر میبره و خسته کننده میشه اینکه همش موقعیت جغرافیاییش رو تغییر میده از یه جایی به بعد خسته ات میکنه و کسی که این کتاب رو میخونه از یکنواختی خسته میشه
داستان درباره جوان پرشروشوری هست که کنترلی روی رفتارش ندارد و مرتکب قتل دوستش میشود وبعدازفرار زندگی پر فراز و نشیبی راطی میکند کارهایی که خسرو انجام میدهد استفاده از کارت ملی و موبایل هیچکدام توسط پلیس پیگیری نمیشود و خسرو دستگیر نمیشود که این ضعف داستان هست و نویسنده باید پخته تر عمل کند ولی بااینحال داستان آموزندهای بود و مصداق این ضرب المثل "یک لحظه غفلت یک عمر پشیمانی '"باتشکرازکتابراه
کتاب در اصل درمورد خسرو نبود، دورمورد خودمون بود. شاید اگه ما هم جای خسرو بودیم همین اشتباهات رو انجام میدادیم.
همهی ما عصبی میشیم و روی رفتارمون خیلی اوقات کنترل نداریم. دروغ میگیم. طمع میکنیم. حق و ناحق میکنیم...
ولی تو تمام این لحظات همونطور که خدا دست خسرو رو ول نکرد و عاقبت خوبی براش رقم زد، دست مارو هم ول نمیکنه
در اخر تنها امیدمون همه کسمون فقط خداست.
باورم نمیشه کل این کتابو به صورت یکجا تو 4ساعت تقریبا تموم کردم. در این لحظه همه جارو سیاهو سفید میبینم و اینکه این داستان خیلی جالب بود بنظرم. اصن قصد خوندنشو نداشتم ولی هر صفحش بعد از پایان منو به صفحه بعدی میکشوند. درواقع همش کنجکاو بودم که ادامه داستانو بدونم. واقعا لذت بردم ازش پایان غافلگیر کننده و به جایی بود. ممنون
خیلی کتاب خوبی بود و بسیار لذت بردم طرز زندگی خسرو بعد از فرارش برای من خیلی جالب بود و بادقت تاآخر خوندم فقط متن کمی ریز بود و چشم ها اذیت میشد دوست داشتم بعدا ازدواج کنه و به طرز رفتار و تربیت پسرش هم اشاره ای بشه ولی نبود. کتاب رو پیشنهاد میکنم به همه اونایی که از خوندن رمان های بی سر و ته خسته شدن و دنبال یه رمان کوتاه و عالی میگردن.
ای کاش من این کتابو حالا شروع میکردم میخوندم چون کتاب جذابیه واقعا و از عالی هم عالی تره اگه کس ازا ینجور و این دسته مثل این کتابهای هیجانی معمایی سراغ داره جون پدر» مادر یا هرکس واقعا عاشقشه قسم میدم اسمشو برام بفرسته حالا تو این برنامه نبود عیب نداره ممنون پیشاپیش. هرکی نخونه ضرر کرده
باتشکر از نویسنده امیدوارم با کم تحقیق پخته تر در نگارش مطالب عمل کنند فردی که به خاطر قتل فراری هست بلیط برای هر مقصدی بگیرد مورد رد زدنی پلیس قرار میگیره حساب بانکی شخص مورد استعلام قرار میگیره بدون کارت ملی چطور سیم کارت گرفته صادرات محصولات کشاورزی استفاده از موبایل باعث دستگیری مجرم میشه
خسرو اوایل پسری خودخواه و بی ملاحظه بود که آینده اش براش اهمیتی نداشت و هدفی هم در کار نبود اما قتلی که اتفاق افتاد باعث تحولات زیادی در زندگی خسرو شد و مهم تر از همه آشنایی خسرو با بابا طاهر عزیز، باباطاهر فقط یه پیرمرد نبود بنظر من اون روح خدا بود در تن آدمی.
کتاب سکانس پایانی زندگی خسرو داستانی راز آلود و غمگین هست داستان در مورد پسری هست که یک قتل زندگی آن را دگرگون کرده و تغییر میدهداین کتاب که اثر بانو فاطمه فیروزی نیا هست خیلی خوبه من که دیگه اولش هستم از بس جمله بندی و کلمات آن پر معنی است و درس بزرگی از زندگی را میاموزد
سلام. ببینید نظر من راجع به این کتاب، خنثی است. نه میتوانم بگویم خوشم آمد ونه بدم آمد. به هرحال باتوجه به علاقهای که به کتاب خواندن دارم، خواندمش. ضمن احترام به نویسنده کتاب که زحمت کشیده اند، این یک نظر شخصی است وهرگز از ارزش کار نویسنده، کم نمیکند.
متنها خیلی ساده و روان نوشته شده بود. کتاب، کتاب آموزندهای بود و از این نظر خوب بود اما متن، متن ضعیفی بود و نویسنده خیلی ماهرانه دست به قلم نشده بود. یعنی زیاد هیجانی نبود. تنها چیزی که دراین کتاب موردپسند من واقع شد همون سفرهای پیاپی پسرک بود و بقیه قسمتها زیاد جذاب نبود.
من دوس داشتم رمان رو.... هرچند میتونست خیلی بهتر تموم شه...
ساده روان و با جزئیات نوشته شده بود و قشنگ میتونستی باهاش ارتباط برقرار کنی... امیدوارم کتابهای خیلی بهتری در لیست رایگان قرار بگیره.... خیلی ممنونم از کتابراه
داستان عبرت آموزی بود ولی اشکالاتی داشت و برای من سوال شده بود که اگه خسرو اوجی از کارت اعتباریش خرید میکرد پلیس نمیفهمید چون تحت تعقیب بود به هر صورت مدتی سرگرم خواندنش بودم وبرای نویسنده محترم ارزوی موفقیت روز افزون دارم
داستان خیلی جالب وعبرت انگیزی بود. داستان پسر تنبلی که دوستشو میکشه وفرار میکنه و مجبور میشه همه کاری برای زنده موندن و زندگیش انجام بده. وآخر هم از روی عذاب وجدان خودشو تسلیم میکنه و.....
همه چی خوب و عالی. خسته نباشید به خانم فیروزی نیا
این رمان زیبا واقعا به خوبی اتفاقات رو به قلم نگاشته ما در زندگی روزمره این چنین داستانهایی داریم واقعا یک اتفاق میتواند به خوبی زندگی که سالها برای اون تلاش کردین رو خراب کنه پیشنهاد میکنم این کتاب رو حتما بخونید چون واقعا عالیه
از نویسنده این کتاب به جهت دادن و امید
دادن به خوانندگان و نگارش خوبیکه داشته و انسانها به تلاش و کوشش همراه با توکل و داشتن روحیه و اگر خدا بخواد حتی قاتل هم میتواند برزندگی امید داشته باشد و شود سبب خیر گر خدا خواهد
داستان خوب و آموزندهای بود، ولی یادمان باشد فقط داستان است و بس دنیای بیرون با دنیای داستان خیلی متفاوت و بی رحم تر است ولی در کل سرگرم کننده و جالب بود،، نویسنده قلم خوب و روانی داشت
موضوع داستان رو میشد حدس زد البته من در مورد نویسنده زیاد نمیدونم ولی اگه تازه کار باشند عالیه و همین جور جلو بروند خوب میشه ولی اگر باتجربه هستند این کتاب میشه نکته منفی برای ایشان
داستان خوبی بود ولی ولی نمیدانم چرا تضاد هایی هم داشت که واقعا آشکار بود مثلاً یکی اینکه وقتی کسی قتل مرتکب بشود، پشیمانی و احساس گناه می کنه، در حالیکه اینطور نبود؟! ممنون از کتابراه
کتاب رو تا نصفه خوندم نتونستم صبر کنم تا نظر بزارم خیلی عالی بود تا اینجا به شدت کشش داشت و من رو توی داستان نگه داشت
به نظرم زمان زیادی نمیگیره یشنهادش میکنم
خانم فاطمه فیروزی تبریک میگویم که نوشتن رو شروع کردین امیدوارم هر بار بهتر و بهتر از قبل پیشرفت داشته باشین و با تحقیق بیشتر و اطلاعات کامل تری نوشتههای بعدیتون رو به نگارش در بیارین
اصلا انتظار همچین چیزی رو نداشتم
خیلی زیبا و روون و غافلگیر کننده بود
جملات و اتفاقات کاملا هدف دار بود
در کل خیلی پسندیدم. هم روند داستان رو هم پایان بندیشو.
حالم از شخصیت اصلی بهم خورد البته جامعه از این جور شخصیتها زیاده جوانهای بیسواد و باری به هر جهت که نه حرفهای بلد هستن و نه دغدغهاش دارن و روی دیگران حساب باز میکنن
داستان یه کوچولو شاید ضعیف حساب کنیم ولی اینقدر روان وساده وبا جذابیت داستان رو تعریف میکنه به راحتی میشه چشم پوشی کرد پیشنهاد میشه بخونید والبته ارزشش رو داره