کتاب همین حالا انجامش بده نوشتهی علی زلقی، حاوی مطالب مفیدی درباب چگونگی رسیدن به موفقیت است. او با ارائهی تکنیکهایی عملی به مخاطب کمک میکند تا رویاهایش را محقق سازد و تواناییهای بالقوهاش را بالفعل کند. قانون جذب، بخشش، شکرگزاری، پارادایم شیفت و... برخی از مفاهیمِ مطرحشده در کتاب هستند.
دربارهی کتاب همین حالا انجامش بده
علی زلقی، نویسندهی کتاب همین حالا انجامش بده، میخواهد بداند که چه دلیلی دارد بعضی انسانها به درجات بالایی از موفقیت دست مییابند، درحالیکه برخی دیگر یک زندگی معمولی را تجربه میکنند؟ چه چیزی در نحوهی زیست آدمها متفاوت است که یکی موفق و دیگری بازنده لقب میگیرد؟ نویسنده برای پاسخ به این سوالها و کمک به آدمها در جهت تحقق آروزهای فردی، کتابِ حاضر را به رشتهی تحریر درآورده است.
هر انسانی دارای نیروی خارقالعادهای است که بخشی از آن را بهکار میگیرد و بخش عمدهی دیگر بلااستفاده باقی میماند. هدف کتاب همین حالا انجامش بده، کمک به مخاطب برای استفادهی حداکثری از تواناییهای بالقوه و نهفتهی خود است. علی زلقی قصد دارد خوانندگان را آگاه کند که با وجود مشقتها و موانع زندگی، میتوان با کسب آگاهی و شناخت قلهها و درهها، آمادهی روبهرو شدن با هر چالشی شد و در نهایت به موفقیت رسید.
کتاب همین حالا انجامش بده حاصل سالها مطالعهی مؤلف و حاوی چکیدهای از نظریات انسانهای بزرگی همچون اسکاولشین، آنتونی رابینز، ناپلئون هیل و استفان کاوی است. علی زلقی به توضیحاتی در باب عملکرد مغز میپردازد؛ چراکه معتقد است شناخت بیشتر مغز و کارکرد آن باعث بهتر شدن روند زندگی شغلی و ارتباط برقرار کردن با محیط اطراف میشود. او سپس به سراغ ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه میرود و سرمنشأ موفقیت را در عادات روزانهی فردی و نحوهی اندیشیدن جستوجو میکند.
این کتاب به کوشش انتشارات اهورا قلم منتشر شده است.
کتاب همین حالا انجامش بده برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به همهی کسانی که در جستوجوی بهترین مسیر برای رسیدن به موفقیت هستند، پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب همین حالا انجامش بده میخوانیم
فکر کردن خوب است، زیرا زندگی نتیجهی افکار ماست؛ ولی درگیر شدن با افکار لذت زندگی کردن را از ما خواهد گرفت. من همیشه یک قانون انکارناپذیر دارم. همهجا و همه وقت برای خودم یادآوری میکنم؛ این قانون من است. «گذشته را فراموش کن. به آینده فکر کن؛ ولی در زمان حال زندگی کن» چونکه تمام لحظات تشکیلدهندهی آیندهی ما از زمان حال شروع و ساخته میشود.
وقتی درک و شعور ما ساخته شد و توانستیم زندگی را لمس کنیم، همیشه آرزو داشتیم نوجوان باشیم و به دبیرستان برویم. بعد آرزو میکردیم دانشکده را تمام کنیم و سرکار برویم و بعد از آن آرزو میکردیم ازدواج کنیم و صاحب فرزندانی شویم. بعد همیشه آرزو میکردیم که فرزندانمان آنقدر بزرگ شوند که بتوانند سرپای خود بایستند تا ما بتوانیم دوباره کار کنیم و بعد همیشه آرزو میکردیم که بازنشسته شویم و بعد آرزو میکردیم که...
ناگهان به خودمان میآییم و میبینیم که ما واقعاً فراموش کردهایم زندگی کنیم!!
بله


















