نقد، بررسی و نظرات کتاب آب عمیق - پاتریشیا های اسمیت
3.7
29 رای
دلارام کاشانی
۱۴۰۴/۱۲/۲۶
01
چقدر قشنگ اعصاب خرد کن بود! یه ضرب المثلی هست که میگه خراب ها شانس دارن، تا فصل آخر این کتاب هر لحظه برای من این ضرب المثل تکرار میشد. شخصیت زن داستان به معنای واقعی کلمه هر کاری دلش میخواست میکرد و هیچ عیبی نداشت و هنوز همه دوستش داشتندو فکر میکردند عجب زن فوق العاده ایه! البته همسایه هاش دل خوشی ازش نداشتن ولی بازم آماده بودن تا با یه اشاره اش سر انگشتش بچرخن و کارها و حرف هاش رو باور کنن. شخصیت مرد داستان یه شخصیت passive aggressive واقعی بود که به قول خودش به هر چیزی دیر واکنش نشون میداد. ولی آیا یه فرد اروم با طبع ملایم حق خوشبختی نداره؟ من دوست داشتم داستان به عقب برگرده و بگه چرا ویک و ملیندا با هم ازدواج کردن. درباره ی ملیندا مشخص میشه که به خاطر پول و رفاهیه که ویک میتونه براش فراهم کنه اما ویک چرا؟ چرا ملیندا از بین این همه زن؟ ولی متاسفانه داستان هیچ توضیحی نمیده و فقط حال حاضر شخصیت ها رو کنکاش میکنه. شخصیت بچه ی داستان هم جای تامل داره که جا به جا خصوصیت و ویژگی های پدر و مادرش رو بروز میده و ترکیب عجیبی از دو نفر اصلی داستانه. مجموعا داستان پرکشش و پیچش دار یا گیج کننده و هیجان انگیزی نیست، یه روند سقوط ملایم و قابل پیش بینی داره اما لایه های روانشناسی تاریک زیر پوست داستان جذاب ان و ترغیب میکنن که ادم به خوندن ادامه بده.
خطر اسپویل :
داستان درباره مردی ضعیف وزن ذلیل به نام ویک (ویکتور) وزن فاسد وهوسرانش ملیند است. یه زوج به ظاهر خوشبخت اما ازداخل داغون شما قرار با بی غیرت ترین و بی عرضه ترین مرد دنیا آشنا بشید که زنش در مقابل چشمانش با مردهای زیادی رابطه داره و ویک کوچکترین واکنش واعتراضی نداره اما از درون حسادت وخشم داره خفه اش میکنه و همین باعث میشه بدترین کار ممکن رو انجام بده. در طول داستان شما فقط حرص میخورید و دوست دارید این زن و شوهر رو تیکه تیکه کنید. مردی که قادر به کوچکترین مخالفتی با زنش وکارهای زشتش نیست اما درونش شیطانی حسود و پرکینه نهفته است.
داستان درباره مردی ضعیف وزن ذلیل به نام ویک (ویکتور) وزن فاسد وهوسرانش ملیند است. یه زوج به ظاهر خوشبخت اما ازداخل داغون شما قرار با بی غیرت ترین و بی عرضه ترین مرد دنیا آشنا بشید که زنش در مقابل چشمانش با مردهای زیادی رابطه داره و ویک کوچکترین واکنش واعتراضی نداره اما از درون حسادت وخشم داره خفه اش میکنه و همین باعث میشه بدترین کار ممکن رو انجام بده. در طول داستان شما فقط حرص میخورید و دوست دارید این زن و شوهر رو تیکه تیکه کنید. مردی که قادر به کوچکترین مخالفتی با زنش وکارهای زشتش نیست اما درونش شیطانی حسود و پرکینه نهفته است.
شخصیت پردازی خوب داستان بعد از نقطه عطف کتاب تغییر بی منطقی داشت به نظرم و البته پایان بندی کتاب که برای من اصلا قابل درک نبود سوژه متفاوت و خاص کتاب به نظر من تحت تاثیر قرار گرفت فضاسازیها و کل شخصیتها و تیپهای کتاب بسیار خوب معرفی شده بودند و نکته جالب بحث روانشناختی خاص دو شخصیت اصلی کتاب بود که معرفی اونها بیشتر در فضای واقعی ادم رو یاد یک دنیای سورئالیستی میندازه
این کتاب جزو اون دستهای قرار میگیره که اگه صبر و حوصله ندارید اصلا نباید سراغش برید چون کل کتاب روند به شدت آرومی رو دنبال میکنه
از نظر من این کتاب ارزش یک بار خوندن رو داشت میتونید اول فیلمش رو ببینید چون جزو معدود کتابهای هست که هم فیلم هم کتاب خیلی شبیه هم هستند. با دیدن فیلم میتونید راجع خریدن کتاب هم تصمیم بگیرید
از نظر من این کتاب ارزش یک بار خوندن رو داشت میتونید اول فیلمش رو ببینید چون جزو معدود کتابهای هست که هم فیلم هم کتاب خیلی شبیه هم هستند. با دیدن فیلم میتونید راجع خریدن کتاب هم تصمیم بگیرید
