کتاب دستگاه نظری بلومر تألیف ح.ا. تنهایی میکوشد سیستم فکری و ایدههای هربرت بلومر، یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین جامعهشناسان قرن بیستم را شرح و مفاهیم آن را توضیح دهد. مؤلف این اثر که خود شاگرد بلومر بوده، در این کتاب تلاش کرده نظام نظری استادش را از چهار زاویهی هستیشناسی، روششناسی، ایستاییشناسی و پویاییشناسی تحلیل کند، ریشههای ایدههای او را بیابد و تأثیر او را بر جامعهشناسی پس از خود نشان دهد.
دربارهی کتاب دستگاه نظری بلومر
هربرت بلومر (Herbert Blumer) جامعهشناس آمریکایی است که با نظریهی معروف کنش متقابل نمادی شناخته میشود. بلومر در دانشگاه شیکاگو شاگرد جرج هربرت مید بود و از ایدهها و اندیشههای تفسیرگرا و پراگمتیستی او کاملاً تأثیر پذیرفت. او همینطور تحتتأثیر مارکس، زیمل و تامس نیز بود. او اساساً جزو مکتب شیکاگو محسوب میشد، اما از دههی 1950 که به دانشگاه برکلی رفت عملاً مسیر فکری جدیدی را آغاز کرد. در مدت چهل سال بعد بلومر نظرات مهمی در مورد اعتیاد، جنبشهای اجتماعی و تبعیضهای نژادی مطرح نمود. ح.ا. تنهایی در کتاب دستگاه نظری بلومر کوشیده خلاصهی ایدهها و آرای او را توضیح دهد و به خواننده نشان بدهد که این نظریهپرداز چگونه به نظریهی مهمی همچون کنش متقابل دست یافته است. تنهایی به ریشههای ایدههای بلومر میپردازد تا درک جامعتری از او ارائه بدهد.
ح.ا. تنهایی در دههی 1970 برای ادامهی تحصیل به دانشگاه سن دیگوی آمریکا رفت و مدتی شاگرد هربرت بلومر شد. او که بیواسطه با اندیشههای استادش مواجه شده و ایدههای او را درک کرده، در کتاب دستگاه نظری بلومر تلاش کرده آنها را توصیف کند. بلومر چند نظریهی مهمی و جریانساز ارائه کرده که تأثیر زیادی بر حوزهی جامعهشناسی داشتهاند. ازجملهی آنها نظریهی کنش متقابل نمادی است که در واقع واکنشی به رفتارگرایی و کارکردگراییست و میان این دو قرار میگیرد.
بلومر به رفتارگرایان انتقاد میکرد که همهچیز را به رفتار تقلیل میدهند و به استقلال فردی توجهی ندارند. از سوی دیگر، کارکردگرایان را هم به توجه نکردن به فردیت انسانی متهم میکرد. این چنین او به ایدهی سومی رسید که پیش از همه فردیت و کنش فردی را مورد توجه قرار میداد. او جامعه را متشکل از کنشهای فردی میدانست و چندان به ساختارهای کلان اجتماعی اهمیتی نمیداد. بلومر اینجا نظریهی مهم دیگری به نام ساختارهای بزرگ را پیش میکشد و بر این تأکید میکند که این افراد و گروها هستند که قواعد جامعه را تعیین میکنند. بنابراین در یک اجتماع خرُدها و کنشهای کوچک از ساختارهای بزرگ و اتفاقات کلان مهمتر هستند.
ح.ا. تنهایی در کتاب دستگاه نظری بلومر، ابتدا به تبارشناسی اندیشههای بلومر میپردازد و سعی میکند ریشههای پراگمتیستی آن را توضیح دهد. در ادامه دستگاهها و پارادایمهای فکری او را شرح میدهد و سیستم او را با دستگاههای مارکس و مید مقایسه میکند تا خواننده تصویر دقیقتری از او پیدا کند.
کتاب دستگاه نظری بلومر جلد چهارم از مجموعهی دستگاه نظری ح.ا. تنهایی است. این اثر و مجموعه را انتشارات اندیشه احسان منتشر کرده است.
دربارهی مجموعه کتابهای دستگاه نظری
دستگاه نظری، مجموعهای چند جلدی از ح.ا. تنهایی است که میکوشد نظام فکری و نظری جامعهشناسان مطرح دنیا را شرح دهد. این کتابها تئوریهای مهم هرکدام از این اندیشمندان را توضیح میدهند و تلاش میکنند ایدههای آنها را از چهار منظر هستیشناسی، روششناسی، ایستاییشناسی و پویاییشناسی تحلیل کنند. دستگاه نظری «مارکس»، «وبر»، «بلومر»، «گورویچ»، «استراوس»، «مید» و «تفسیری پراگمتیستی» از کتابهای این مجموعه هستند که تاکنون به انتشار رسیدهاند.
کتاب دستگاه نظری بلومر برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی کتاب دستگاه نظری بلومر به پژوهشگران حوزهی جامعهشناسی و انسانشناسی توصیه میشود. اگر میخواهید با مهمترین مکاتب جامعهشناسی آشنا شوید، این کتاب را مطالعه کنید.
با ح.ا. تنهایی بیشتر آشنا شویم
حسین ابوالحسن تنهایی (متولد 1330) استاد دانشگاه و جامعهشناس ایرانی و از شاگردان هربرت بلومر است. او پس از پایان درسش در دانشگاه اصفهان به دانشگاه سن دیگوی آمریکا رفت و تحصیل در رشتهی جامعهشناسی و انسانشناسی را آغاز کرد. تنهایی در این دانشگاه در کلاسهای بلومر حضور داشت و حتی از طرف او بهعنوان مدرس دورهی عالی تدریس نظریههای جامعهشناسی معرفی شد. حسین ابوالحسن تنهایی از اوایل دههی 1360 در دانشگاههای ایران تدریس میکند. او عضو هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی بود و مدتی هم پست مدیر گروهی و ریاست دانشکدهی علوم اجتماعی آنجا را بر عهده داشت. ح.ا. تنهایی بیشتر از ده عنوان کتاب منتشر کرده که در زمرهی منابع مهم جامعهشناسی به شمار میروند. «نظریههای جامعهشناسی»، مجموعهی سیزدهجلدی «تخیّل جامعهشناختی در بستر تاریخ» و «هربرت بلومر و کنش متقابلگرایی نمادی» ازجمله مهمترین آثار او هستند.
در بخشی از کتاب دستگاه نظری بلومر: بنیانگذار همکنش گرایی نمادی میخوانیم
اصطلاح کنش پیوسته بلومر برآیندی از تلفیق نظریههای دیالکتیک بازنگر خود در نظریۀ مید، احتساب عملگرایانه در نظریۀ پرگمتیستی دیویی، مفهوم فرایندی بودن واقعیت در نظریۀ وایتهد، و اصطلاح انتخاب در نظریۀ اگزیستنسیالیسم است. این کنش پیوسته، هم یک ساخت اجتماعی، هم نشانگر فاعلیت و عاملیت کنشگران است. کنش پیوسته، بنابراین، همیشه نشانگر دو روی از یک سکه است: یکی نشاندهندۀ یگانگی ذهن و عین در برسازی جامعه، یا یگانگی عاملیت و ساختار است، و دوم نشانگر چارچوبی تعیینکننده، شکلدهنده، فشارآورنده و تکرارشونده بر تفسیر و نگاه آدمی، یعنی واقعیت سرسخت جامعه.
این فراگرد دیالکتیکی در موقعیت اجتماعی کار و در سلسلهمراتب قدرت و ثروت، و به نسبت یک شیوۀ تولیدی در هر دوران تاریخی کار میکند. اما هرچقدر که ساختار واقعیت اجتماعی سرسخت و یا واقعیت چارچوب موقعیتهای سیستمی و تاریخی محکم و تعیینکننده هستند، بیشتر و بیشتر از آن، این نکته قابل اهمیت است که این ساخت و چارچوب، برآیندِ تفسیر، تصمیم و کنشِ جمعیِ اعضایِ یک گروه است، بهاین معنا که در صورتِ تفسیر، تصمیم و کنشِ جمعیِ افراد، همین ساختِ جامعهای دچار شکستگی اجتماعی، تغییر اجتماعی و بازسازیِ ساخت و چارچوبی تازه میشود. برای مثال، این دانشجویان من هستند که هر روز با آمدن به کلاس من، ساخت و چارچوب کلاس مرا دوباره میسازند، یعنی برسازی میکنند، و یا این مردم لیبی یا مصر بودند که هر روز با تکرار الگوی همیشگی زندگی جمعی خود، واقعیت ساختاری و چارچوب زندگی جامعۀ خود را دوباره میساختند یا به عبارت دیگر برسازی میکردند.
اما همین دانشجویان میتوانند یک روز، با راهها و اهداف مشترک، یعنی به تعطیلی کشانیدن کلاس من، و یا مردم مصر با رفتن به میدان تحریر در شهر قاهره، و با راهها و اهداف مشترک و جمعیِ خاصی، یعنی تغییر رژیم سیاسی مصر، دست به تظاهرات زده و در آن میدان بستنشینی کنند. این هر دو کنش پیوسته، تکرار چارچوب کنش پیوسته، یا تغییر چارچوب کنش پیوسته، هر دو نتیجۀ کنش نمادیِ جمعیِ مردم، یا کنش پیوسته، در یک کلاس یا یک ملت است که بلومر آن را با اصطلاح «برسازیِ کنش جمعی» یا «برکنشسازی جمعی» مینامد.
بله






















