کتاب درآمدی بر انسان شناسی آموزش و پرورش اثر جورج اف نلر اثری میانرشتهای است که آموزش را نه صرفاً ابزار انتقال دانش، بلکه بهعنوان پدیدهای عمیقاً فرهنگی و اجتماعی بررسی میکند. نلر با پیوند دادن انسانشناسی آموزشی و علوم تربیتی، نشان میدهد که شیوههای آموزش در هر جامعه تحت تأثیر فرهنگ، ارزشها و ساختارهای اجتماعی آن شکل میگیرد.
دربارهی کتاب درآمدی بر انسان شناسی آموزش و پرورش
فرایند آموزش را نمیتوان بدون شناخت زمینهی فرهنگی جامعه بهدرستی فهم کرد. جورج اف نلر در کتاب درآمدی بر انسان شناسی آموزش و پرورش به چرایی این امر پاسخ میدهد و میکوشد رابطهی متقابل میان انسان شناسی تربیتی، فرهنگ و آموزش و پرورش را توضیح دهد.
جورج اف نلر که سالها در حوزهی آموزش و پرورش و انسانشناسی فرهنگی مطالعه و پژوهش کرده، با مطالعهی نظام آموزشی مکزیک و مشاهدهی جوامع بومی به این نتیجه رسیده که تفاوت در شیوههای تربیتی را نمیتوان تنها با رویکردهای تاریخی، فلسفی یا سیاسی توضیح داد؛ بلکه باید فرهنگ و جهان اجتماعی انسانها را نیز در نظر گرفت.
انسانشناسی آموزش؛ از نظریه تا عمل
در کتاب درآمدی بر انسان شناسی آموزش و پرورش جورج اف نلر ابتدا پیوند انسان شناسی، فرهنگ و آموزش و پرورش را توضیح میدهد. سپس به نظریههای فرهنگ و رابطهی میان انسان، فرهنگ و شخصیت میپردازد. مقایسهی آموزش در جوامع مدرن و بومی، بررسی نقش آموزش و پرورش در تغییرات فرهنگی، تحلیل رابطهی آموزش با شکافهای اجتماعی و اقتصادی و مطالعهی تأثیر ارزشهای فرهنگی بر فرایند تربیت، بخش دیگری از مباحث این کتاب هستند.

جورج اف نلر در فصل پایانی کتاب، از تعریف مفاهیم پایه فراتر میرود. او برنامهی درسی و نقش معلم را از منظر فرهنگی بررسی میکند و نشان میدهد فرهنگ چگونه در اهداف، روشها و تجربهی آموزشی حضور دارد. هیچ نظام آموزشی در خلأ شکل نمیگیرد؛ بلکه باورها، ارزشها، هنجارها و شیوهی زندگی هر جامعه بر آن اثر میگذارند. با این اوصاف، کتاب حاضر به ما کمک میکند آموزش را در بستر واقعی زندگی انسانها ببینیم و بدانیم یک الگوی آموزشی ممکن است در یک جامعه موفق باشد؛ اما در جامعهای دیگر کارایی نداشته باشد.
حمیدرضا بیژنی این اثر جورج فردریک نلر را به فارسی ترجمه و فرصتی فراهم کرده تا بفهمیم چگونه آموزش میتواند به تغییر فرهنگ یا بازتولید آن کمک کند و چرا شناخت تفاوتهای فرهنگی برای معلمان، پژوهشگران و برنامهریزان آموزشی اهمیت دارد. با خرید کتاب درآمدی بر انسانشناسی آموزش و پرورش انتشارات نقد فرهنگ میتوان درکی منسجمتری از رابطهی فرهنگ و آموزش کسب کرد و نقش آموزش را در شکلگیری انسان و جامعه شناخت.
کتاب درآمدی بر انسان شناسی آموزش و پرورش برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی علوم تربیتی، آموزش و پرورش یا رشتههای مرتبط با انسانشناسی و علوم اجتماعی هستید.
- به مطالعهی کتب میانرشتهای پیرامون رابطهی بین فرهنگ، تعلیم و تربیت علاقه دارید.
- به آموزش در جوامع مدرن و آموزش در جوامع بومی و تفاوت شیوههای تربیتی در فرهنگهای مختلف علاقهمندید.
- میخواهید نقش نظریههای فرهنگ و ارزشهای فرهنگی را در شکلگیری شخصیت، برنامهی درسی، نقش معلم و نظام آموزش و پرورش بهتر بشناسید.
در بخشی از کتاب درآمدی بر انسان شناسی آموزش و پرورش میخوانیم
فرهنگ در عین حال که مخلوق انسان است، شرایط و روزگار زندگی او نیز هست. انسان فرهنگ میآفریند اما فرهنگ به نوبهی خود انسان را میسازد. اگر به این شک دارید، به یک کودک خردسال نگاه کنید. اگرچه کودک کاملاً به دیگران وابسته است، اما در عواطف خود مهار نشده، کاملا غیر اجتماعی است و قادر به تقسیم داراییهای خود نیست. او با پیشبینی هیچ آیندهای به دنبال رضایت فوری و دائمی است. با این حال، او تبدیل به یک فرد بالغ با خواستهها و بیزاریهای منظم میشود و میتواند در زندگی یک جامعهی پیچیده شرکت کند.
آنچه این امر را ممکن میسازد، فرهنگسازی یا درونیسازی فرهنگ است، فرآیندی که طی آن فرد شیوههای فکر، عمل و احساسی را که فرهنگ او را تشکیل میدهند جذب میکند. کودکانی که توسط حیوانات بزرگ شدهاند، مانند حیوانات رفتار میکنند، اگرچه، اگر به اندازه کافی در سنین پایین بازگردانده شوند، ممکن است تواناییهای انسانی آنها هنوز قابلیت تحقق داشته باشد. فقط فرهنگسازی است که حیوان محدود و بیآموزه، هومو سِیپیَنها، را به یک انسان قابل تشخیص تبدیل میکند.
در دوران کودکی و جوانی، فرهنگپذیری فرهنگ را تثبیت میکند زیرا عادات قابل قبول اجتماعی را در شخصیت در حال رشد ایجاد میکند. در بزرگسالی اغلب باعث تغییر میشود، زیرا بسیاری از اشکال رفتاری که نیاز به فرهنگسازی از جانب بزرگسال دارند، احتمالاً نه تنها برای او، بلکه برای فرهنگ نیز تازگی دارند. همانطور که هرسکویتز اشاره کرده است:
تفاوت بین ماهیت تجربه فرهنگسازی در سالهای اولیهی زندگی و سالهای بعد در این است که دامنهی پذیرش یا طرد آگاهانه توسط فرد با افزایش سن به طور مداوم افزایش مییابد. تا زمانی که به بلوغ رسیده باشد، زن یا مرد چنان شرطی شده است که به راحتی در محدودهی رفتار پذیرفته شده توسط گروه خود حرکت میکند. پسازآن، شکلهای جدیدی از رفتار ارائه شده به او، عمدهترین عوامل دخیل در تغییر فرهنگ هستند __اختراعات یا اکتشافات جدید__ ایدههای جدیدی که از خارج از جامعهی او منتشر شده است و به عنوان یک فرد باید دربارهی آنها "تصمیم بگیرد" و بنابراین نقش خود را در جهتدهی مجدد فرهنگ خود ایفا کند.... فرهنگپذیری فرد در سالهای اولیهی زندگیاش، مکانیسم اصلی ایجاد ثبات فرهنگی است، در حالی که این فرآیند، از آنجایی که در افراد بالغ بیشتر عمل میکند، در ایجاد تغییر بسیار مهم است.
بله





















