کتاب دستگاه نظری تفسیرگرایی پرگمتیستی نوشتهی ح.ا. تنهایی، به تشریح سه نظریهی تفسیرگرایی پرگمتیستی، جامعهی درونساخت و برونساخت، و قشربندی اجتماعی میپردازد و کلیات و مفاهیم آنها را توضیح میدهد. تنهایی در این اثر سیستم فکری و تبار نظری خود را شرح میدهد، متون و نمونههای تاریخی مرتبط با نظریاتش را مرور میکند. او همچنین میکوشد ایدههای خود را دربارهی جامعهی ایرانی ارائه دهد.
دربارهی کتاب دستگاه نظری تفسیرگرایی پرگمتیستی
ح.ا. تنهایی، جامعهشناس، نظریهپرداز، استاد دانشگاه، و از شاگردان هربرت بلومر بود. بلومر بنیانگذار و پیشرو نظریهی تفسیرگرایی آمریکایی و از آخرین پراگمتیستها بود. تنهایی متأثر از استادش و همینطور جامعهشناسان بزرگی مثل مید، زیمل و مارکس به مدل تفسیرگرایی پرگمتیستی روی آورد و سعی کرد ایدههایش را در این سیستم فکری تعریف کند. او برخلاف دیگر همکارانش بر مفهوم نظریه تأکید زیادی دارد و سعی میکند بیواسطه با آنها برخورد کند. بنابراین پروژهای به نام دستگاه نظری تعریف و طی آن تلاش کرده سیستم فکری و ایدههای نظریهپردازان تاریخ جامعهشناسی را ارائه دهد. او پس از معرفی مارکس، وبر، مید و بلومر، در جلد پنجم این مجموعه، کتاب دستگاه نظری تفسیرگرایی پرگمتیستی را ارائه کند؛ دستگاهی که در واقع مدل فکری خود او و حالت تکاملیافتهی سیستم بلومر است. تنهایی در این کتاب نظریات خود را شرح میدهد و میکوشد بر اساس آنها نحوهی شکلگیری و ظهور جامعهی ایرانی را توضیح دهد.

کتاب دستگاه نظری تفسیرگرایی پرگمتیستی متشکل از سه ایدهی ح.ا. تنهایی است: فلسفهی تفسیرگرایی پرگمتیستی، نظریهی جامعهی درون ساخت / برون ساخت و نظریهی قشربندی اجتماعی. تنهایی ابتدا قصد داشت این سه موضوع را جداگانه منتشر سازد، اما به خاطر نزدیکی و ارتباطشان، در نهایت آنها را با هم ترکیب کرد. نویسنده در بخش ابتدایی میکوشد سیستم فکری و تئوریک خود را توضیح دهد که در ادامهی مدل نظری مید و بلومر است. او در این بخش در مورد مفاهیمی مثل رویکرد طبیعتگرایی دیالکتیکی، اسلوبشناسی دیالکتیکی، نسبت جامعهشناسی تاریخی، تعلق و هراس طبقاتی و چیستی جامعه بحث میکند. او در ادامهی کتابش به مسألهی روششناسی، معرفتشناسی و شیوهشناسی متون تاریخی میپردازد و سعی میکند در خلال آنها موضوعاتی مثل گفتمان تاریخی دین یا مدلهای پژوهیده و پژوهندهنگر را توضیح دهد.
ح.ا. تنهایی نظریهی جوامع درونساخت و برونساخت و مدل قشربندی مرتبط با آن را اساساً برای تاریخ جامعهی ایران تدوین کرده بود. او در فصل دیگر کتاب دستگاه نظری تفسیرگرایی پرگمتیستی، پس از توضیح این تئوری میکوشد نمونههای تاریخی این جوامع را در دوران باستانی چین، اسلام و هند مرور کرده و ویژگیهای آنان را بررسی کند. تنهایی در بخش آخر کتابش به سراغ جامعهی ایرانی میرود و ساختار تاریخی این جامعه را از دوران پیش از آریاییها تا پهلوی اول مورد بحث قرار میدهد. او در این قسمت جنبشها و ویژگیهای اجتماعی برجستهی هر دوره را بیان میکند.
کتاب دستگاه نظری تفسیرگرایی پرگمتیستی را انتشارات اندیشه احسان به چاپ رسانده است.
دربارهی مجموعهی دستگاه نظری
دستگاه نظری، مجموعهای چندجلدی از ح.ا. تنهایی است که میکوشد نظام فکری و نظری جامعهشناسان مطرح دنیا را شرح دهد. این کتابها تئوریهای مهم هرکدام از این اندیشمندان را توضیح میدهند و تلاش میکنند ایدههای آنها را از چهار منظر هستیشناسی، روششناسی، ایستاییشناسی و پویاییشناسی تحلیل کنند.
کتاب دستگاه نظری تفسیرگرایی پرگمتیستی برای چه کسانی مناسب است؟
پژوهشگران و علاقهمندان به جامعهشناسی میتوانند کتاب دستگاه نظری تفسیرگرایی پرگمتیستی را مطالعه نمایند. اگر به تاریخ جامعهی ایران علاقه دارید، این کتاب را از دست ندهید.
در بخشی از کتاب دستگاه نظری تفسیرگرایی پرگمتیستی: جامعهی درون ساخت / برون ساخت میخوانیم
اصطلاح دستگاه نظری که بلومر نیز از آن استفاده میکرد و یا سیستم نظری به معنای متعارفِ آن، شامل مجموعه عناصر مهم و حساس یک نظریه است که با چهار جستار هستیشناسی، روششناسی، ایستاییشناسی و پویاییشناسی، شکل و محتوای تخیل جامعهشناختی نظری را میسازند. من اصطلاح فارسی دستگاه را در برابر آپاراتوس یا سیستم، از ادبیات موسیقاییِ ایرانی اقتباس کردم، که براساس آن هر دستگاه موسیقایی (مانند دستگاه موسیقی شور یا همایون)، از گوشهها و کنارهها و نیز ترکیب و تلفیق گهگاه میان بخشهایی از دیگر دستگاههای موسیقی (برای مثال پنجدستگاه یا افشاری) ترکیب یا تلفیق یافته است، و هرگاه درست و متناسب با هم آمیخته یا ترکیب و تلفیق و همآوا شوند میتواند بهمثابۀ یک دستگاه تام و تمام و غنی به معنای دیالکتیکی آن بهشمار آید. بنابراین هر پیکربندی از هر دستگاه نظری دربردارندۀ محتوایی به نام تخیّل جامعهشناختی نظری است که از چهار جستار یادشده برساخته شده است.
به دیگر سخن، در مطالعۀ هر دستگاه نظری، خواننده با انبوهی از عناصر نظری، مانند دادهها، مفاهیم، اصطلاحات و گزارههای گوناگونی روبرو است که میتواند موجب آشفتگی مطالب شده و درک روشن دستگاه نظری را برای خواننده مخدوش سازد. کارکرد بررسی هر دستگاه نظری در صورتبندیِ چهار جستاری، به خواننده یا شارح، ناقد، یا نظریهپردازان نوپا، کمک میکند تا بتوانند مناسبترین جایگاه هر عنصری را در هر مجموعۀ دستگاه نظری پیدا نمایند، و از آشفتگی ناشی از نیافتن روابط حساس میان عناصر نظریه خود را برهانند. بنابراین، مهمترین کارکرد چارچوب تخیل جامعهشناختی که پیکربندی هر دستگاه نظری را برسازی میکند وحدت بخشیدن به اجزاء و عناصر به ظاهر پراکنده و نامربوط، و تبدیل آنها به عناصری با روابطی منظم و معنادار، هم به نسبت هرکدام از جستارها، و هم به نسبت مجموعۀ تمامیت دستگاه نظری است، تا دستگاه نظری را از خطر تکهتکه شدن و کژخوانی برهاند. ریزریز کردن، یا تکهتکه کردن، نقد یا ایرادی است که شارحین دیالکتیکگرایی چون گورویچ یا استرنبرگ به برخی از نظریات یا شرحهایی وارد میکنند، که تمامیت واقعیت یا نظریه را مخدوش و مجزا از هم میبینند.
بله






















